۱۳۸۳/٢/۳٠

اتوبوسم اتوبوسای قديم ....

بچه ها سلام ...  من از همتون قهرم ...  نپرسيد چرا ... ( آخه الان قهر بودن تو بورسه ، می صرفه )‌ آره بابا اينجورياست . اما خداييش دلتون واسه من بينوا نسوخت ؟؟آخه مردم از بس حرف نزدم ... راستی بچه ها اين هفته هم قسمت و اما دوستان رو نداريم ، از هفته ی ديگه دوباره به همتون گير می دم  ، گفتم بذارم چند هفته ای نفس راحت بکشين . راستی جمله ی «ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذري» رو هم کامل کنين ببينم چی می گين .منم يه کمی درباره ی اتوبوس بگم و روشنتون کنم .خيلی مختصر سعی می کنم بهتون بقبولونم که اين اتوبوس ابوغراضه مادر همه بدبختياست ...

۱ ) اتوبوی خيلی شلوغه (يعنی اکثر اوقات اينجوريه ) و توی اين شلوغی ممکنه اتفاقات خارق العاده ای بيفته . مثلاً ممکنه اشتباهی دستتون بره تو جيب يکی ديگه ( اصلاً تقصير شما نيست )  به طور ناخودآگاه ممکنه اشتباهاً اين اتفاق بيفته و کيف يه نفر ديگه رو برداری ... (نه نه نگران نباش !!!...اصلاً ايرادی نداره..اتفاقه ديگه ...حلاله !!!!!) ... {البته در صورتيکه مقداری از پول داخل کيف بره تو شکم يه عده شکم گنده در اون صورت مهر حلال روش می خوره }

۲ )‌ اون موقع يه تفاوتی بين اتوبوس سريع السير و ابوغراضه بود . مثلاً افه می ذاشتيم که ۲تا بليط می ديم و يه اتوبوس راحت سوار می شيم ( که عين اسب بالا و پايين  نشه که تمام اغذيه ی يک ماهتون تو شيکمتون با هم قاطی شه ...) . اما الان اصولاً بايد اتوبوس دم در يه بيمارستان نگه داره ، تازه هر چند تا بليط هم بدی جای راحت گيرت نمياد . يا بايد واستی يا اگه بشينی دربست تا آخر خط بری و مهمون اتوبوس باشی ...چون نمی تونی پياده شی .

۳ ) اما پياده شدن از اتوبوس هم راه و روشی داره ... مثلاً اينکه همه رو هول بدی و يا اينکه خيلی باکلاس و مودبانه بگی « ببخشيد ، خيلی عذر می خوام ، می شه بريد کنار من پياده شم ؟؟» . که در اينصورت چون اين جمله يه مقدار طولانيه و ممکنه جواب طويلی هم داشته باشه ممکنه اتوبوس راه بيفته و مجبوری کلاس رو بذاری کنار و داد بزنی « آقا نگه دار!!» . در صورتيکه افراد رو هول بدی بری بيرون هم با بد وبيراه های مختلف مواجه می شی و همين ممکنه باعث دعوا بشه و باز نتونی پياده شی . بعد ممکنه عصبانی شی و کار به جاهای باريک کشيده شه و يکی شاکی شه اونيکی رو بزنه (جدی نگيرين) . حالا بيا و درستش کن

۴ ) تازه هميشه درگيريها لفظی تموم نمی شه که . من يه بار ديدم که ۲تا آقای محترم خيلی محترمانه داخل اتوبوس با هم دعواشون شد ( چراشو نمی دونم ) شروع کردن به زدن همديگه و در اولين ايستگاه خيلی محترمانه پياده شدن و خيلی محترمانه تر به ول کردن مشت و لگد به سمت همديگه ادامه دادن و آخرشم يکيشون بسيار محترمانه چاقوی خوشگلی از جيبشدر آورد  ( بعدشو نتونستم ببينم آخه اتوبوس راه افتاد ) اما همه ی اين اتفاقات خيلی محترمانه رخ داد ...

۵ ) اونايی که هميشه اتوبوس سوار می شن هميشه با اين مشکل مواجهن که ايستگاه اتوبوس کجاست ؟!!!!!!! چون اتوبوس ها معمولاً ۱۰ - ۲۰ متر عقب تر يا جلوتر نگه می دارن و شما بايد يه مسابقه ی دوی ماراتن بری و نصف راه رو بدوی که آيا بهش برسی ...حالا رسيدی جا داره يا نه ؟؟!! اصلاً مقصدش کجاست ؟؟!! ( معمولاً به نوشته ی اتوبوس نمی شه اعتماد کرد ) خلاصه با تمام اين حرفا اونی که زرنگ ترو گنده تره  می ره  سوار می شه و .... واستا اتوبوس بعدی بياد اونو سوار شو  ( حالا کی مياد من نمی دونم )

۶ ) بليط نداری و بليط فروشی باز نيست ؟!!!!...خب ايرادی نداره بدون بليط سوار شو ...کی به کيه ، تاريکيه ... آره ...کسی هم نمی فهمه ( اما اگه راننده اتوبوسه يقتو بگيره بيچاره می شی  ) ...اصلاً کی گفته موقع سوار شده اتوبوس بايد بليط بدی ؟؟ بذار پياده که شدی بليطتو تقديم کن که اگه يادت رفت هم هيچ ايرادی نداره .... بازم حلاله ....پولشو بده به گدا آهنی که همه جا ماشالله بزنم به تخته فراوونه ... {اونجوری حداقل می ره تو جيب يه عده بينوا !!!!!!}

۷ )توی اتوبوسای شلوغ ( از اون خفنا که مردم دارن از درو پنجرش می افتن بيرون ) ...اتفاقات خاص ديگه ای ميفته که بازم توی اين شلوغی کی به کيه تاريکيه !!! من توضيح نمی دم اين امر رو ...فقط بگم چون در اين مواقع همه يهو خواهر برادر می شن اين امر هم حلال اعلام می شه   ( اتفاقه ديگه ...نا خودآگاه ميفته )

۸ )  اين جمله رو ديگه همتون شنيدين « بريد بالاتر ما هم سوار شيم » که اين جمله هم effect مخصوص به خودش رو داره و به علت يهو حرکت کردن ممکنه ای يه بنده خدايی رو لگد کنين ... اين لگد کردن همانا و عوارض بعدشم همانا ....مثلاً يه خانوم تی تيش با يه کفش خوشگل تازه نشسته و می خواد بره مهمونی (حالا شايدم نخواد بره مهمونی ) و شما با کفش زاقارتتون لگه ی ننگی بر کفش اون بنده ی خدا می ذارين و .... بی خيل بابا داغ دل مردم رو تازه نکن ....

اينجاست که به اين مطلب می رسيم که من چرا کفشمو تميز نمی کنم ... البته ربطی به اين اتوبوس نداره .... آخه من هميشه اون بنده خداييم که کفش مردم رو لگد می کنه و صد البته معذرت خواهی هم می کنم اما نمی دونم چرا بعضی ها اصلن منتظرن يه کاری کنی تا پاچتو بگيرن . بعد به ريخت و قيافت گير بدن ....

می گما ...بازم هستا  می خواستم تک تک مطالب رو بشکافم براتون که ديدم حال ندارم اگه خواستين خصوصی ازم بپرسين من براتون تمام اون مسائل هفته ی پيش رو روشن می کنم و بهتون می گم که اونا چه ربطی به اتوبوس داره....راستی اين هفته کسی نبود هی بگه  .....منم حرفامو مختصر و مفيد گفتم ديگه ..... زياد که حرف نزدم که

سئوال :

جاهای خالی ( يعنی .... ) رو به دلخواه پر کنين

يه ضرب المثل ......... هست که می گه ، بليط اتوبوس .............

منتظر جواباتون هستم



 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان