۱۳۸۳/٢/٩

بازيهای کامپيوتری

يوهوووووووو...... (مدل جديد سلامه)،چطورين يا نه؟....خوبه....قبل از مقدمه چينی موضوع اين هفته همونطور که می بينين بازيهای کامپيوتريه....منم اينجا می خوام چند تا بازی توپس يا همون تاپ رو بهتون معرفی کنم.البته الان فقط يکيشو می گم بقيشو سريالی می کنم که خسته نشين ....اولين بازی تاپ :

Lara Croft_the angel of darkness

LaraCroft_Tombraider_The angel of darkness

توضيح اونچنان کاملی از اين بازی ندارم که بگم چون خودم هنوز تا اخرش نرفتم وسطاش گيرکردم ، فقط اينو بگم که آخرشه .... .اين بازی Version 6 سری بازيهای Tombraider هست که دو تا بازيکن داره که اصل کاريش Lara هست که کل ماجرای بازی مربوط به اينه ... اينجا چند تا عکس باحال از Lara خوشتیپ من براتون می ذارم ... با کليک کردن روی نوشته های رو بزرگتر ببينيد ...

لارا ۱  اين عکسه خيلی باحاله حتما ببينيدش.

لارا۲  اين که ديگه آخرشه .

 بازيکن دوم اين بازی آقای Kurtis (معروف به دوست جون)هست که فقط در بعضی جاها می شه ازش استفاده کنين ...يعنی مراحل بالاتر بازی(که من هنوز نرسيدم) . اينم عکسشه ....

doost joonبرای اينکه عکس رو بزرگتر ببينيد اينجا رو کليک کنيد ...

اگه از بازيهای اکشن...بزن بزن.... باحال ..توپ خوشتون مياد اين بازی سراسر هيجانی رو امتحان کنين... البته بايد زبان انگليسی خوبی داشته باشين چون در طول بازی با مردو صحبت می کنين و اونا راهنماييهايی می کنن که بايد حسابی حواستون باشه ،آخه نيس که من اين بازيو رفتم می دونم کجاهاش گير می کنين .... البته همونطور که گفتم نتونستم تا آخرش برم آخه کامی که خراب شد مجبور شدم پاکش کنم الانم دوباره نصب نمی شه آخه سی ديش خراب شدهالان منو ليدا دربه در دنبال اين بازی می گرديم آخه تازه با تفکرات فراوان فهميديم که اونجايی رو که گير کرده بوديم چطوری رد کنيم.البته اگه شما اين بازی رو احياناً تا آخرش رفتين به من بگين بهتون جايزه بدم

زياد طولانيش نمی کنم هدف فقط تبليغات بود همين ....هرگونه اطلاعات بيشتر رو می تونين از ليدا بگيرين آخه اون متخصص سری بازيهای Tombraider هست...به هر مشکلی برخوردين ليدا کمکتون می کنه....در کل پيشنهاد من به همه دوستان اينه که اين بازی رو حتماً امتحان کنن : يه بازی سخت،مهيج،جالب،توپ،داستانی با انيميشن بالا و هم چنين فکری.... حتماً امتحانش کنينا ...( به قول اين تبليغاته : اگه بد بود بيا بزن تو گوشم)

اينم چند تا wallpaper باحال از اين بازی که اوليشو ليدا طراحی کرده....

wall1 wall2 wall3

     wallpaper3                          wallpaper2                      wallpaper1 

و اما دوستان:

راستی بچه ها هر کس خواست id ش توی ليست کنار صفحه باشه بگه .

قبل اينکه به سئوال هفته ی پيش رسيدگی کنم و جوايز رو اعلام کنم چند تا مطلب بگم تا يادم نرفته :

رامين سه هفتس که يه مطلب داده واسه وبلاگ من ، هی يادم ميره که بگم.عنوان اين مطلب « ۴۶ روش حالگيري» هست . منم نشستم فکر کردم ديدم هر هفته يکيشو بگم که همشو يهو با هم ياد نگيرين مورد اول رو اين هفته می گم:

۱-روزای تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو کوک کنيد که زنگ بزنه و همه از خواب بپرن (اين روش برای افرادی که غير از ساديسم رگه هايی از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد می شه)

راستی می گما من که روزای عادی هم ساعت کوک نمی کنم چيکار کنم؟

دوست گلم مريم جون پيشنهاد داده بود که به جای الگانس ، فولکس جايزه بدم چون فولکس دستيافتنی تره شما چی فکر می کنين ؟؟؟ فولکسش کنم؟؟؟

بهنام هم اون سری می خواست يه مطلبی بگه که گويا به دليل مشکلات فنی نتونست ، بعد به من گفت که به استحضار شما برسونم ، چون اون سری من درباره ی عشق نوشته بودم بهنام چنين جوابی داد : « عشق اون چيزی نيست که مردم دربارش صحبت می کنن» يا« عشق چيزی نيست که مردم دربارش صحبت کنن» . شرمندم نگارش صحيحشو يادم رفته اما يادمه که محتواش همين بود .

بعدشم اينجا يکی از اعضای هيئت داوران رو معرفی می کنم . ناهيد ، دوست من از اين هفته به عنوان داور در هيئت داوران ما که شامل ( من و ناهيد )هست مشغول به کار شده.بهش تبريک نمی گين؟از اين به بعد بايد پول بيشتری خرج کنين چون هم بايد منو بخرين هم ناهيدو

اينم بگم : اون دکتره رو يادتونه هفته ی پيش واسه عشق نسخه پيچيده بود ؟ اين دکتر محترم با من تماس گرفت و کلی شاکی بود که من چرا نسخه رو يه جور ديگه پيچيدم . آخه دکتر جون ما ۶ بوسه رو گوشه ی لب تجويزکرده بود که ما به دليل موازين اسلامی سانسورش کرده بوديم . اما دکتر جون گفت که اگه گوشه ی لب نباشه اصلاً کارساز نيست .اينم جهت اطلاعات دوستان بود ديگه .....

خب می ريم سراغ سئوال : اولندش من نگفتم که شمع ها رو فوت می کنيم که دومندش جهت اطلاعاتتون ما شمع رو با دست خاموش می کنيم که همش خاموش نشه فقط ۲ تاش خاموش شه. بعدشم مگه من پرسيده بودم چند تا شمع روشن می مونه؟يا چند تا شمع خاموشه؟!!!!!فقط پرسيدم اگه از ۵تا ۲تاش خاموش شه چند تا می مونه ؟؟

و اما جواب سئوال : اگه ۲تا رو خاموش کنيم ( البته با دست ) خب معلومه ديگه ۲تا شمع می مونهآخه اون ۳تای ديگش می سوزه آب می شه می ره پی کارش  ديدين چه آسون بود.

اما دستتون درد نکنه (يعنی مغزتون درد نکنه) که روی اين سئوال فکر کردين .قبل اينکه درباره ی جواباتون صحبت کنم اينو بگم...اونجوری که من متوجه شدم همسايه ی همه ی دوستای من پرتغال فروشن ...جالبه برام آخه من تا حالا پرتغال فروش نديدم نمی دونستم که همسايه ی خودمونم می تونه پرتغال فروش باشه ...!!!حالا چند می فروشن؟ ! ما سرمايمون زياده شايد تونستيم بخريمش.... راستی ببينم اين پرتغال رو با لوئيز فيگو می فروشن يا بدون لوئيز فيگو؟؟؟؟!!!!!يعنی منظورم اينه که پرتغال رو با مردمش می فروشن يا اينکه خاليش می کنن بهمون می دن ؟؟؟

با اين سئوال می خواستم ببينم کدومتون به املای اين کلمه دقت می کنه و مفهوم جداگانه ی پرتقال فروش و پرتغال فروش رو می گيره که ديدم همتون دقتتون پايينه .... شما ها چطوری امتحان کنکور دادين ؟؟؟!!!!

خب بريم سراغ دوستای عزيز.... هستی عزيز که اين سری حسابی ما رو خجالت زده کرد ، من شرمندم که ما مجبوريم شمع ها رو با دست خاموش کنيم و اگه اينطور باشه شما برنده نمی شی... بعدشم می گم قيافت آشناست آخه تو اون صف واسه انيش شدن منم واستاده بودم جلوی تو بودم هی حول می دادی عجله داشتی...يادته هی بهت می گفتم خانوم هول نده  والا نوبت به منم نرسيد .... اما من دوباره رفتم اسم نوشتم شايد اينبار من انيشتين شم

اين آقا کيوان هم که تا شمع ها رو نبينه باورش نمی شه که همشون از اول روشن بودن....عجبا...اونوقت بنز رو هنوز نديده خريداره .... عجبا!!!!!!!!!!!

وای خداييش اين بنز حق آرش هستا ...اصلا توی اين دو هفته انقدر باهاش خو گرفته که روز و شب نداره...اما می خوام يه کار بزرگتر بهش پيشنهاد بدم .... کارش توی اين چند هفته عالی بود ما هم کار بزرگتری بهش می ديم اونم شستن اتوبوسه !!!!!! آقا آرش قبوله؟؟؟

از نيمای عزيز ممنونم که پرتغال فروش رو با لهجه های مختلف خوندن  بعدشم حالا نيما جان تو خودت وزن پرتغال فروشو می دونی می پرسی؟؟؟؟؟

تازه آقا ميلاد می گما اين فردوسی بوستان سعدی رو از رو دست من نوشتهيعنی فقط جهت اينکه من ناراحت نشم می زاره که نوشته هامو عين شاهنامه طولانی کنم ولی در کل جلو من کم آورده ديگه .... بعدشم بابا دمت گرم پس کی ترتيب اين مدير موسسه ی ما رو می دی؟  من هم چنان چشم به راهما....

آقا سهيل هم که انقدر واسه عشق نسخه های مختلف پيچيد که اين دکتر جون ما رو از رو برد

AS جان بالاخره هيئت داوران می خوای ؟ آستينامونو بالا ببريموای يعنی آستينامونو بالا بزنيم؟؟؟

از دوستان عزيز خواهش می کنم که پرتقال فروش محل شهريار اينا رو پيدا کنين بيچاره چند ساله که پرتقال نخوردن آخه پرتقال فروش ندارن هر کی پيداش کرد به صندوق پستی مراجعه کنه ....

مونا جان تقصير شما نيست که پرتقال فروشا هميشه گم می شن ...هيچ خودتو نگران نکن ...

بعدشم می خوام اين هفته به ليدا گير ندم ديگه... آخه هيئت داوران ما ازش طرفداری می کنن من ضايع می شم..... اما اينو بگم آخه تو وکيلت کجا بود پشه ؟؟؟!!!!!

نگار جون از نظر رياضياتی اگه ۲تاش خاموش شه ۳ تاش می مونه اما انسانی تر اينه که ۲تاش بمونه

راستی هادی اين آقا ماشالله جواب اين سئوالو بهتون نگفته بود ؟ ميومدی جوابو می گفتی ال (مخفف الگانس) رو می بردی ديگه.... راستی الان فصل انار نيست که ما انار فروش پيدا کنيم ...وقتش شد خبرتون می کنم

محمد علی جان دانشجوی خفن از طرف ما هم از آقا سيد ۳ کيلو پرتقال بخرين بخورين .نوش جانتون اما من قول می دم ديگه تو چاييت سم نريزم ولی حالا به همه نگيا که من تو چاييت سم ريختمدر ضمن ممنونم که پروانه ای جواب سئوال شمع ها رو دادی

مينا جان قبل اينکه درباره ی جوابت صحبت کنم بايد بگم چون خواهرت عضو هيئت داوران ما شده ما معذوريم که نمی تونيم ال رو به شما بديم .... ولی من هر چی فکر کردم نفهميدم چرا اگه با بيل خاموش کنيمش ۳تاش می مونه ؟ يه بار برام عملی انجام بده ببينم شايدم راست بگی ...کی می دونه ؟  بعدشم تلفن شما هم که عين تلفن ما همش اشغاله که چطوری بهتون اطلاع بدم ؟

سارا جان اگه نخوايم فقط پرتقال بفروشه که نمی گيم دنبال پرتقال فروش بگردين... اتفاقاً بعضی از اين ميوه فروشا همه چی می فروشن الا پرتقال ....

آقا بهزاد عزيز با قدوم مبارکتون حسابی وبلاگ منو شيطانی کردين...چه عجب...می گما شما هم اشتب فکر کرديم..من رو برگتون خط قرمز می گشم چون تقلب کردی

داداش مهدی گل ببينم عمر پرتقال فروشا با خاموش شدن شمع تموم می شه؟ نکنه خودت بلايی سر پرتقال فروش آوردی که مطمئنی سالم نيست

خب دوستان بازم ممنونم که پيشم مياين... سئوال اين هفته :

به نظر شما چرا مرغ همسايه غازه ؟؟؟

اگه غاز نيست چرا يه پا داره ؟؟؟؟؟

فعلا بای تا هفته ی ديگه ....(انگار اين يه هفته رو می خوام بخوابم..)

بای بای .....

 

 



 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان