۱۳۸٤/۱٠/۱٠

فرهنگ ۱ - دزدگير

سلام ... اول Happy New Year ( از نوع ميلاديش البته ) نه تونستم برا کريسمس بيام نه تونستم اينجا درخت کريسمس بذارم و يه ليست طول و دراز برا بابانوئل بنويسم ... خلاصه اينکه اومدم که اين بار در رابطه با يک پديده ی اجتماعی صحبت کنم ...

امروز می خوام در رابطه با پديده ای به نام دزدگير صحبت کنم ... اول برگرديم به چندين سال قبل که همه عين الان ماشين نداشتن ... ماشينای توی خيابون پيکانای مسافر کش بودن ... ديگه اگه کسی يه پرايد تو خيابون می ديد حسرتشو می خورد ... اون موقع درسته همه نگران ضبطای ماشينشون بودن اما پديده ای به نام دزدگير ماشين وجود نداشت ...

بعدها که ماشينا مدل بالاتر شدن و همه گير تر شدن اين پديده ی مدرن خودشو رو کرد ... که اغلب رو ماشينای مد بالا بود که سی نزديکشون نشه ...

برگرديم به امروز ... تو خيابون پره از انواع و اقسام ماشين ... همه دزدگير دار ... ديگه مردم برا پيکان و فولکسشونم دزدگير می ذارن ... کم مونده برا کالسکه بچشون و دوچرخه و اسکيت هم دزدگير بذارن ...

مشکل از اونجايی شروع شد که هر کدخدايی گاو و گوسفنداش رو فروخت و اومد اينجا برا ما شد همه کاره ... ! ( قصد توهين به هيچکس نيست منظور از کدخدا انسان بی فرهنگه )

حالا همين آدم بايد برات بشينه پشت ماشين... اونم نه پيکان - نه رنو- نه پر ايد- بايد بشينه پشت پژو !

همين فردی که تا ديروز بايد بهش فرهنگ شهرنشينی رو ياد می دادی :

که هر جا توی اين شهر بزرگ احتياج به مستراح داشت رو به ديوار مردم کار خودشو نکنه ...

که بچشو توی جوی آب سرپا نگيره !

که در خيابون اين شهر بی هوا تف نکنه ... !

با اون صدای مليح فين صدادار نکنه ... و خيلی آداب و رسوم ديگه که از گفتنشون معذورم ...

حالا بايد به ايم افراد که هنوز فرهنگ شهرنشينی ندارن فرهنگ ماشين داری رو هم ياد بدی :

که ماشينشون رو دم در خونه ی مردم پارک نکنن !

که در ترافيک اين شهر شلوغ شروع به بوق زدن نکنن ...

که بفهمن وقتی چراغ قرمزه يعنی چراغ قرمزه و تو و شترت بايد واستی تا چراغ سبز شه ...

که بتونن از دزدگير ماشين استفاده ی مفيد کنن

( خيلی دارم از اين نکته زجر می کشم ... خدايا اين دزدگير رو کی اختراع کرد ؟ حالا من که نمی خوام برم دزدی که ... فکرای بد بد نکنينا )

خب  همه اين مشکلات باز برميگرده به ازدياد جمعيت .. با زياد شدن جمعيت و زياد شدن ماشينا کم کم پديده های جديد خودشونو رو کردن

پديده هايی نظير :‌ آلودگی هوا از نوع ۱۰۰ ٪ طوری که به کپسول اکسيژن احتياجه - آلودگی صوتی طوری که هيچکی ديگه به اينکه دم بيمارستانه و داره بوق می زنه فکر نمی کنن - چراغ زدن - لايی کشيدن - نوار گوش دادن با صدای بلند در حد آخرين درجه ! ( که بگی من آلبومای جديد هميشه به دستم می رسه ! ) اتو زدن - و خيلی چيزای ديگه که مهم ترينش همين دزدگير ماشينه ...

اصلاً اين دزدگير ماشين چيه و به چه درد می خوره ؟

خب اينطور که عقل تاقص بنده ياری می کنه می گه که دزدگير ماشين اصولاً برای اينه که دزد ماشينتو نزنه ! ( يعنی همون دزدی نکنه ) و وقتی مياد دزدی با بوق بوق ماشين رو به رو بشه و ناکام از دينا بره ...

خب تا اينجا اين پديده هيچ مشکلی نداره اما کسی می دونه که انسانی که ماشينشو توی پارکينگ خونه ی خودشون پارک کرده چه احتياجی به دزدگير داره ؟ البته دزدگيری که روشنه !

و کسی که ماشينش توی پارکينگ طبقاتی توی طبقه ی دهمش پارکه ديگه چه احتياجی به دزدگير داره ؟ اونم تازه وقتی که خودشم خونه نيست و رفته سفر !

مساله اينجاست که اين افراد محترم نمی فهمن وقتی که ماشين فرسخها از خونشون دوره هزار يم دزدگيرش خودشو خفه کنه و بوق بوق کنه نمی تونن بهش برسن ..حالا تو نصفه شب پاشی و بخوای بری ببينی که آيا اين صدای بيق بيق اثر دزد بوده يا نه که ظرف چرخای ماشينم برداشته برده ...

آخه چرا ؟ چرا بايد ماشينی که در پارکينگ طبقاتی پارکه دزدگيرش روشن باشه که وقتی تقی به توقی می خوره صدای دزدگيرش در بياد و تا صبح خفه نشه ...

من نمی فهمم چرا اين دزدگيرا سيستمشون طور ی نيست که بعد از چند تا بوق خودشون خفه شن ؟

نکته : يه ماشين توی اين پارکينگ طبقاتی سر خيابون ما هست که هر شب به دلايل نامعلوم صداش در مياد و تا صبح به هيچ وجهی خفه نمی شه يعنی ديگه اشک آدمو در مياره ... بابا ناز نفس .. بابا حنجره ... صدا ... نفس ..دهن  تو رو جون هر کی دوست داری خفه شو ديگه عجبا ... يعنی ما صبح که از خواب پا می شيم به جای صبح بخير از خودمون صدای دزدگير ماشين در مياريم بس که اين بشر چه چه زده برامون   دمش گرم تا صبح يه بند عين بلبل می خونه ...

حالا اين تنها مشکلی نيست که ما باهاش مواجهيم ...

شکر خدا ماشين اين همسايه ی با فرهنگ عزيز ما که هيچی حاليش نيست و لقب مهندس گرفته ! هر شب پاتوق دعوای گربه هاس ! وقتی که گربه های عزيز سر ماهواره ديدن با هم دعواشون می شه و کار به کتک کاری می کشه می پرن روی ماشين اين عزيز و ما نه تنها بايد صدای نکره ی اين ماشين رو تحمل کنيم بلکه بايد با صدای کريه اون دو تا گربه هم کنار بيايم و اگه بازم برامون تحملی باقی مونده باشه منتظر دستور همسايمون بنا به خفه شدن سگ پدر سگش بشيم که باعث سکوت سگه بشه حداقل ! و به حمدلله اين همسايه ی ما تا بياد و اين ماشينش رو که همش ۵ متر تا خونش فاصله داره خفه کنه صبح شده

روضه ديگه بسته بريم سراغ دوستان :

می بينم که چند نفر سر اول شدن اينجا دعواشون شده ...

الان فضا فضای معاملست ..  حبيب جان رک و پوست کنده يه پولی بده زين پس کاری کنم که هميشه نفر اول بشی ... 

انيش جان قربانت شوم يه پولی بده که من هيچوقت نذارم حبيب چه با زنبيل چه بی زنبيل اول بشه .... 

يعنی اصلاً اول و آخر مساله اينجاست که شما چه اول بشين و چه اول نشين بايد يه پولی به من بدين  .... 

~ حبيب خان تو که می دونی  مسئول اين همه نابسامانی کيه ديگه چرا انقدر انرژی صرف پرسيدن اين سئوال استفهام انکاری می کنی ها ؟

( اگه فکر می کنين من زبان فارسيم ضعيفه و نمی دونم استفهام انکاری يعنی چه بايد به عرضتون برسونم که استفهام انکاری به سئوالی می گن که جوابش توی خود سئوال مشخصه !  حالا باز برياين اينجا از من غلت ادبی و بی ادبی بگيرين ... )

در رابطه با نبوغ شما بايد عرض کنم که برای شما يک راه وجود داره :

ــ اگه می خوای کلاس دودر کنی با خودت کيف نبر ....

ــ  اگه بردی با خودت سر کلاس نبر ...

ــ اگه تو کلاس بردی جا نذارش که تا دم در دانشگاه بری و ناکام برگردی ...

ــ  اگه تو کلاس جا گذاشتی برگرد و دوباره سعی کن يه جور ديگه بپيچونی ...

ــ  يا اينکه کلاً دودر نکن کلاس رو يا اگه دو در می کنی اساسی دودر کن ...

الان اين يک روشی که من بهت گفتم خيلی کارسازه... و می شه ۵۰۰ تومن ...

در رابطه با کانگرو ، تو همون مسئول نابسامانی شو کارتو خوب بلدی من می سپرم يه کانگرو ديگه بيارن اينجا !

~ ثريا جان اين ليدای ما کارش ديگه از اين کارا گذشته . پر يروز کم مونده بود قبض موبايلشو پاره کنه ... بعد هم شما اول کاپ قهرماني بيليارد رو که بيل طلايی بود رو به نام می زدی بعد می رفتی يه جا ديگه ... اما اشکالی نداره اينجا بيشتر تمرين کن ما ای شالله بعد عيد ميايم يه سری بهت می  زنيم ... اون ۱۰۰ تومن هم پيشکش من که نمی تونم از اين گاگ پول بگيرم ... اصلاً ببينم  چه معنی داره که هی همه رو جيب اين بشر حساب باز می کنن هان ؟  چه معنی داره همه از اين گاگ طفل معصوم بی گناه پيتزا می خوان ؟ هان ؟  چه معنی داره شماها مگه خودتون جيب ندارين که رو جيب اين بنده خدا شرط می بندين ؟ اصلاً کی گفته بياين اينجا هی از اين بشر پيتزا بخواين ؟

من گفتم ؟ .... نه من کو؟ کی ؟کجا ؟گفتم ها ؟بيا بگرد! کسی حق نداره از اين گاگ تا اطلاع ثانوی پيتزا بخواد ...

(( ~ گاگ خان الان اينايی که من گفتم روی هم با تخفيف می شه يه ماه شام و ناهار پيتزا ... از همين اول ژانويه هم حساب می شه تا ۳ فبريه که تولدمه و اون موقع همه رو مهمون می کنی و بعدش ديگه خود دانی ... خلاصه اينکه ببين من کی گفتما اگه پيتزا ندی توی پست بعدی کلی می کوبمت  و تو و اون علی  و خانوم سليمی و آقا جباری ( اين کی بيد ديگه ؟) و ياشار (اين از کجا پيداش شد ؟ ) و حسن آقا بقال و ... رو همه رو خلاصه پيتزا می کنم ... حالا ببين کی بهت گفتما ))

در رابطه با تقسيم سهم بايد بگم که نمی گفتی هم من تو رو دو نفر حساب می کردم ... ببينم تو مترو هم سوار می شی ازت دو تا بليط می گيرن نه ؟ کلاً چون خرجت دوبرابره عذرت موجهه و مشکلی نداره که ۲ به ۱ باشه سهام ...

در رابطه با نبوغی که عرض کردی به نظر من يه بار ديگه موهاتو می شستی که خيالت تخت بشه که موهاتو شستی .. در اين رابطه يه نوبغ ديگه هست که انسان با عينک بره زير دوش و متوجه نباشه ! و يه نوغ ديگه هم اينکه برا خودش يه ايميل رو از توی ايميل خودش بفرسته و بعد خودشو با خودش توی آدرس بوکش اد کنه و بعد فرداش بره ببينه خودش با خودش اده و تعجب کنه ( من امروز دقيقاً  علامت ! شده بودم )

~ سوسک عزيز من که می دونم مهدکودک تو به اين توپی اما تو يه ميز بيليارد برا ما نمی ذاری ما توی اون مهد بدون امکانات حوصلمون سر می ره و بعد مجبور می شيم معتاد شيم ... اين گاگ اونجا همه رو داره معتاد می کنه ها ... من که هيچی آب از سر علی مزاحم هم که گذشته همين طوريش توهمه ! این مخفی بنده خدا هم که پاش به مهد نرسيده معتاد شده و آه می کشه !‌ من نگران اين پروفم ها حيفه معتاد بشه ... اونوقت بايد همه پولايی که از حسابداری اينجا بالا کشيده رو بره گرد نخود بخره ...  ببينم من نيومدم يونی شما چه بلبشويی شد ... اما حيف من هيچوقت سکته نديده بودم من يه دوشنبه ديگه ميام صحنه رو بازسازی کنين Replay کنين منم ببينم ...

~ لاکی لوک جان سلام... راستی دليل سلام نکردن بقيه اينه که اينا هميشه سلام می کنن قبل اينکه بيان اينجا البته ... در رابطه با رنگ وبلاگم بايد بگم که هميشه چيزايی که می بينی اونطور که به نظر می رسن نيستن .... 

~ علی مزاحم از وقتی که ليگ حرفه ای ها که ما باشيم از ليگ محلی ها که شما باشين جدا شده خيلی سرخورده شدی .. آخی طفلی ... ای خدا آخه اين چه بلايی بود سرمون اومد ؟ تو توهماتت خيلی بالا زده اون اولا فقط به فکر آبشار نياگارای روی سرت بودی الان هم به پيتزاهای تيمارستان می گی آبگوشت ؟ خدايا توبا !

~پروف  تو چطور روت شد ؟ خنجر از پشت ؟ من اينجا برات کم گذاشتم ؟ هان ؟ حالا اين سری يه حسابدار سخت گير استخدام می کنم که از تو دو برابر بقيه پول بگيره  .... ای روزگار ای نارفيق .. ای رفيق ناباب ... ببين من بهت ۴۸۰ ساعت فرصت می دم برگردی سر خونه زندگيت ..يعنی سر کار و زندگيت .. اگه برگشتی که هيچ اگه بر نگشتی پيف پاف می زنم هر چی سوسک رو کره ی زمينه محو شه ها ... البته بدون بالاش رو عرض می کردم                  

~ مخفی خان اين ديگه از شومپتی خودته ... بس اينورا نميای پستای ده قرن پيش منو می خونی بعد غر هم می زنی ... بعد من کی پشت سرت حرف زدم ؟ کو؟کجا؟ بيا بگرد !!! خب اصلاً گفتم که گفتم حقته ديگه ... کم حرفای اين مزاحم رو تاييد کردی ؟ در ضمن من شنا بلد نيستم هواست به تف کردنات باشه ...

~ داريوش خان من همين طوريش سرافراز خدايی هستم  ( دو خط ديگه بايد جواب کامنتتو می دادم اما کار دارم وقت نيست )..ببين علی پروين دپرس شده به مناسبت رفتن علی پروين از پرسپوليس پيتزا مهمون گاگ ! ام  گاگ که قرار شد پيتزا نده ؟ کی می مونه ؟  رو اين شومپت مخفی هم نمی شه در اين زمينه حساب کرد ! مزاحم که که معتاده ! خب ببين داريوش خودت موندی و پيتزا و ۵۰ نفر اعضای وبلاگ من ... ايول پيتزا دست خودتو می بوسه ..من مينی پيتزا می خورم بقيه همه از دم پيتزا مخصوص و مخلوط برا مزاحم هم به خاطر علاقه ی وافرش به پيتزا يه پيتزای خانواده سفارش بده ... دمت گرم ...

~ ليدا بدو برات کار پيدا شد..مدارک ثريا رو بايد پاره کنی ! ( همين بود ديگه نه ؟!!‌) در رابطه با مثال شما بايد عرض کنم که فرمايش شما متين ... يه مثال علمی ديگه هم هست که می گه : بار الکتريکی عين اين می مونه که اين صندلی رو از اين سر کلاس ببری اون سر کلاس !‌ ( برگر فته از توضيحات علمی معلم فيزيک سال دوم هنرستان !‌ )

~ فرشاد جان تف کلاً بده چه اينترنتی چه اينترميلانی ! اين ليدای ما يه عادت خوب داره اونم اينه که عکس رو هيچوقت پاره نمی کنه ... بعدشم من عذرم موجهه هر چی توی اين خراب شده بگم باز فيل ترش رو  روی من پياده نمی کنه ..خيالت تخت ...

~ ديه گو جان من الان اينجا اعلام می کنم که خونه ی شما دوره  ... آدرس شما ر و می ذارم اينجا هر کس خواست بياد بهت يه سر بزنه ... ببينين شما بايد خونتون هر جايی هست بريد متروی امام خمينی .. از اونجا سوار شين بريد ميرداماد پياده شين ... از ميرداماد بريد فرمانيه ... از فرمانيه تاکسی سوار شين بريد آزادی و از اونجا مترو سوار شين و بريد امام خمينی پياده شين و از اونجا ماشين بگيريد برگردين خونتون ... هر کی پرتقال فروش رو پيدا کرد سنش رو هم ازش بپرسه ...

~ رامين بارسلونا من کی قاطی کردم ؟ من هم زدم من به تقاضای شما جهت تجديد نظر رسيدگی می کنم شما بريد بخش امور مالی يه پولی بدين تا من طی ۲ ماه آينده به کارتون رسيدگی کنم ....

~غزال جان از من اگه بعيد باشه که بعيده که ! بعد هم اول در رابطه با قرار وبلاگی من در صحنه حضور داشتم اما اين کتونی ما رو پيچوند ديگه  خلاصه سعادت نداشتن ما بريم غزال جون .... ای شالله سری بعد . اسم منم هچکدوم از اون دو تايی که گفتی نيست بلکه گزينه ی سوم داره ...  حالا برو تحقيقات علمی ببين گزينه ی سوم چيه ...

~باربی جان من معمولاً سر قرارا دير می رسم درست اما دليلش اينه که اگه مثلاً ساعا ۴:۳۰ قرار داشته باشم ساعت ۲۵ :۴يادم ميفته ...

ViVaVida || ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان