۱۳۸٤/٧/۳٠

پروژه ی افطاری

قبل از اينکه اين مطلب رو بخونين يه نکته رو عرض کنم ... ( يادم باشه بگم جای ض و ش کيبورد رو عوض کنن ) ... اينو نمی خواستم بگم ... اونايی که می گن متن طولانيه ... متن طولانی نيست ... از قسمت دوستان به بعد رو هر کی دوست داشت می خونه اون قسمت تيراژ آخر برنامست ... بعدشم شما ها چرا اول به کميت توجه می کنين به نظرم به کيفيت توجه کنين بهتره

خب دوستان نماز و روزه هاتون قبول باشه ... ما که روزه خوريم بازم گشنمون می شه ...  و به قول يکی از دوستان توی همه مراسم سحری  - صبحانه - ناهار - افطار و شام هم شرکت داريم و پای ثابتيم  اما باز از همه گشنه تريم ... البته من نه ها .. چون اصولاً صبح زود حال بيدار شدن ندارم ( چون معمولاً تا نزديکای سحر بيدارم  و بعد که می خوابم حال بيدار شدن ندارم ) پس در مراسم سحری حاضر نيستم ... صبحونه خوبه ولی واقعاً لازمه ی زندگيه  بعدشم که ناهار هم اگه يادم بمونه می خورم و افطار هم چون معمولاً خونه نيستم پس اين مراسم رو هم از دست می دم ... خلاصه من جزو اون دسته نيستم که توی همه مراسم شرکت کنم ... بابا سخته آدم هی غذا بخوره ...

خلاصه چون توی اين چند روزه دم افطار بيرون از خونه بودم به چند تا نکته درباره افطار پی بردم ...

۱ - نيم ساعت قبل افطار همه بساط کارشون رو جمع می کنن و تا نيم ساعت بعد افطار مغازه هاشون بستست ... يعنی افطار واقعاً انقدر مراسمش طولانيه ؟

۲ - اگر دم افطار احياناً بخوای از جايی به جای ديگه بری مطمئن باش به مقصد نمی رسی ... من امتحان کردم از ۲۰ دقيقه به ۶ تا  ۶ و ۵ دقيقه تو اتوبوس نشستم اما حرکت نکرد ... يه بارم از يه ربع به ۶ تا ۶ منتطر تاکسی بودم ... يعنی در واقع بهتره آدم بره بميره و دم افطار محتاج وسيله ی نقليه نشه ... انقدر بايد واستی تا زير پات چمنزار شه ...

۳ - تو رو خدا برای سحری می خواين کباب درست کنين ملاحظه ی همسايه هاتونو بکنين . آخه آدم ساعت ۱۰ و نيم پياز سرخ می کنه ؟ بابا تو رو خدا برای آشپزخونتون يه هود بخرين که همسايه های بدبختتون از بوی پياز سرخ کردن شما دچار پياز گرفتگی نشن

ــ يه بار تو عمرم از يه تبليغات خوشم اومد ... ای کاش بيشتر هود آشپزخانه ی کن رو تبليغ کنن ...

( اين بند ۳ خطاب به همسايه خودمون بود ... خيلی زجر آوره که از ساعت ۱۰ و نيم تا ۱۱ و نيم بوی گند پياز بياد  )

۴ - مراسم ماه رمضون - سحری - خواب - افطار - تلويزيون - خواب . دوباره سحری و ... اين داستان ادامه دارد...

۵ - برنامه های تی وی : از صبح دعاهای مختلف و برنامه کودک و تکرار برنامه های ديشب . بعد از ربنا سريال هايی که تکرارشون قبل از ربنا پخش می شه !

شبکه ۱ - تا حالا نديدم اما می گن قشنگه ...

شبکه ۲ - مرده ها زنده می شن ...

شبکه ۳ - فرد ساده لوحی که توی ماه مبارک می خوان سرشو کلاه بذارن اما نمی شه ...

شبکه ۵ - جشن رمضان و آزاد کردن زندانيا ...

۶ - بعضيا صدای «ر» ربنا رو می شنون ترتيب همه غذاها رو می دن ... بابا شايد يارو بخواد بگه رشته فرنگی شايد نگه ربنا که سريع همه چی رو استاد می کنن !!!

۷ - و اما پروژه ی افطاری ...

خدايی خوب شغليه ها منم اگه بلد بودم آش بپزم يه ديگ می ذاشتم سر خيابون حالشو می بدم ..

نون الان توی آش رشته و حليمه . ديگه وقتی پيتزا فروش محل بساطشو جمع کنه و آش بفروشه بدونين ديگه چه شغل پر درآمديه ديگه ... مردم از يه ساعت قبل افطار تو صف آش و حليمن ...

البته من خودم با آش زياد موافق نيستم اما حليم رو پايم اساسی ... ارزش تو صف واستادن دارن

ليست غذاهای مغازه های مختلف برای افطاری :

آش رشته ی مخصوص ...

آش رشته با کيفيت بالا

آش رشته ی اعلا

آش رشته موجود می باشد

آش رشته ی خوشمزه و ....

خلاصه هر کی يه اسمی برای آش رشته ای که واسه همه يه جوره می ذارن ... و اما حليم ...

حليم با گوشت تازه ی بوقلمون ... که وقتی می گيری می بينی چهار تا پر از گوشت بوقلمون بيشتر توش نيست ...

( ديگه توقع نداشته باش که بهت يه بوقلمون کامل بدن . اينطوری که نسل بوقلمون ها توی اين ماه از بين می ره  )

اينم حرفيه ... در رابطه با حليم من حرفی ندارم چون اين حليمايی که من چند بار خوردم حرف نداشت  من از حليم شکايتی ندارم و می تونه به کارش ادامه بده

بچه ها راستی چون من درباره ی آش و حليم گفتم بايد نفری ۳ تومن بدين چون حليم و آش سطلی ۳ تومنه الکی که نيست من خوردم دارم براتون تعريف می کنم بايد پولشو حساب کنين ...

و اما پروژه ی اصلی دعوت برای افطاريه :

خب می دونين که افطاری دادن هم بالاخره شتريه که دم خونه ی هر کسی تلپ می شه و من هم برای اينکه افطاری دادن شما خرج کمتری داشته باشه بهتون پيشنهاد می کنم که به جای اين همه خرج کردن و غذا درست کردن افطاری به مهموناتون تالامير بدين ...

حالا اگه گفتين تالامير چه غذاييه که انقدر کم خرجه ؟

هر کی بتونه بهترين دستور پخت رو برای تالامير بگه بهش جايزه می ديم ... جايزه رو هم بچه مخفی ميخواد بده چون تالامير خيلی دوست داره  ( فکر نکنم تا حالا خورده باشه ولی ) .

در هر حال دستور پختا رو بگين من سری بعد توی وبلاگم می ذارم تا بقيه هم فيض ببرن ...  

و اما نوبتی هم که باشه نوبت دوستانه :

مهناز جان خيلی لطف کردی که بهم سر زدی بعدشم در جواب سئوالت هم بايد بگم که بله هنوز خيلی چيزا مونده که من بهشون گير ندادم ..مثل جير جير کردن لولای در و يا آيفون تصويری و خيلی چيزای ديگه که در نوبت های بعدی ازشون می گم ..راستی مسئولين نمی تونن منو له کنن چون من فعلاً دارم با اين کارم بهشون کمک می کنم ... نمی دونی که چه کمکی با اين نوشته هام بهشون می کنم

نيلوفر جان باور نکردنيه که بعد صد و بيست سال بهم سرزدی  بايد بگم تو تاريخ ثبتش کنن ... ببين در جواب شما هم بايد عرض کنم که اگه من هم می دونستم مترو چی که می گفتم مترو چی نمی گفتم مترو ... البته منظورم از متروچی متروچی نيستا ..منظور من متروچيه نه متروچی ... ؟!!!

مثبت بويز جان من هم عاشق مترو ام البته از نوع شکلاتش... بعدشم من داخل مترو رو می گفتم اگر نه که تو خيابون و پارک هم پر آب سرد کنه ... اگه اون بيرونيه رو می گفتم که نمی گفتم داخل ايستگاه مترو که ...اون آبخوريه بيرون ايستگاهه برادر من . تازه من هم هروقت رفتم آب بخورو ديدم که سرابه ! پس اعتراض وارده ...

رامين جان من ديگه انقدر هم بيکار نيستم که برم بهشت زهرا و بيمارستان رو چک کنم که ... پس کی به پروژه ی مترو رسيدگی کنم ؟!! مسائل مهم تری وجود داره ...

در رابطه با اون مساله هم بايد عرض کنم که منم می دونستم که توی آهنگ ترانه بی ترانه و عزيز دلمی از کلمه ی ديوونه استفاده نشده اما نگفتم که ضايع نشی  به قولی آبرو داری کردم ... عين علی پروين که هميشه آبروداری می کنه ... حالا برو بخند ...

غزال جان من نظرم عوض نمی شه ... سوسک رو بايد کشت اونم با دمپايی بايد زد تو سرش در ضمن من تحقيق کردم ديدم که به نسبت جمعيت مترو سوار مترو کم داريم  بايد به اين مشکل هم رسيدگی بشه ...  راستی دروازه دولت هم واسه خودش پاتوقيه ها

ثريا جون من موندم بین دو تا حسابدار کدوم رو انتخاب کنم ؟

ــ تازه مهندس فضا هم خيلی خوبه من اصلاً خودم برای تحقيقات علميم و پروژه ی هوا و فضا در آينده ای نزديک نياز به يه مهندس فضا دارم ...

ــ من از کجا بفهمم که شير پاکتی پاک آلوده نيست ؟

ــ مترو هم مال ما بدبخت بيچاره هاست که راننده شخصی نداريم  دست مار و هم بگير ...

ــ تازه من بعد از تحقيق و تفحص ( نمی دونم يعنی چی الکی در شد اين کلمه ) فهميدم که تو به تعداد ثرياهای متن برام کامنت گذاشتی . از اين لحاظ سعی می کنم که کلاً متنا رو مختص تو در کنم که بيای حالی در کنی

ــ در رابطه با حقوق بايد با هم مفصل صحبت کنيم . من دونه ای حساب می کنم يعنی کلمه ثريا ها رو جدا از تعدا خطايی که نوشتم حساب می کنم . تازه حالت تشويق هم اگه داشته باشه باز نرخش می ره بالا ار ... حالا خود دانی ... بپيچم ؟

ــ بيل هم می دونی که من هر شب هستم هر وقت موبايل خريدنت تموم شد و منم ديگه گشنم نبود بيل می زنيم ... هر چه زودتر هم بهتر ...  حريف می طلبم ...

گاگ عزيز من ديگه در رابطه با آنی و کبری چيزی نمی گم مگر در حضور وکيلم ...

راستی من وکيل هم می خوام ... کی اينجا وکالت خونده ؟

آره ديگه شما هم برو شلغماتو بفروش ... آخه من شونصد و بيست بار گفتم که هرطور دلم بخواد می نويسم . خدا رحم کرده تو معلم نشدی اگر نه همه شاگردات بايد ديکته رو تک ماده پاس می کردن .... من خودم در صدد بيرون دادن یه فرهنگ لغت جديد هستم که توش طومار ، تومار نوشته می شه . حالا تو هی بيا از جيمی و انف و برادراشون برا من صحبت کن .... من هيچوقت هيچ کلمه ای رو قلت ننوشتم...

رامين از نوع بارسلونا ... برادر جان شما فکر می کنی زن و مرد دو جنس مختلفن اما من که در علم جامعه شناسی شاخه ی نژاد شناسی مدرک بين المللی دارم وقتی می گم دو نژاد مختلف يعنی ۲ نژاد مختلف ديگه ...

در ضمن می شه در رابطه با آينده ی نقلی کمی توضيح بدين ؟

نکته : گاک خان تو اگه فارسی بلد بودی که جواب سعال رو سه سوت می گفتی ... اينو الان يادم اومد گم ...

پروف جان اول اينکه کوتاه نيايا ... ثريا هم اين وسط حسابدار در اومد ... من سرشو گرم می کنم تو به کارت برس ... تازه به مترو برای اين می گن مترو چونکه متريه ... اينو دقت نکرديد ديگه ... اصلاً هيچ می دونی مترو چند متره ؟ اونوقت ميای می گی مترو واسه خاطر پله هاشه که مترويه ؟ اگه اونطوری بود که بايد می شد پله رو که ...

در ضمن هيچ می دونستی من با اين کارم چه کمک بزرگی به اين جامعه می کنم ؟ من بعنوان يک انسان دنيا ديده بايد مترو ديده هم باشم برای همين تفريحی آبخوريای مترو رو چک می کنم ... و به مشکلات مردم رسيدگی می کنم

انيش جان :

۱ - من هنوز سوييمينگ ياد نگرفتم و با توصيفات استاد رامين در رابطه با آب استخرها فکر کنم که بازم سوييمينگ ياد نگيرم !!!

۲ - شعرت خستگی رو از تنمان رهانيد ...

۳ - من هم نفهميدم که زورو رو کی قرار بود نشون بده چون اصولاً يه مدته توی اعتصاب تلويزيونی و ماهواره ای به سر می برم برای همين در جريان نبيدم ..من خودم يه هفته انتظار ديدن بت من نيکول کيدمن رو کشيدم اما يادم رفت ببينم . الان دقيقاً دو هفته هم می شه که يادم می ره آقای تيم رو ببينم برای همينه که شديداً گشنمه .... !!!

۴ - مترويی که از بالای پل عابر پياده رد بشه که کلی عشق و حاله که ... احتمالاً سر هر ايستگاه مردم با چتر نجات بايد بپرن بيرون ... وای چه زندگيه مهيجی می شه !!!  

۵ - من گشنمه پس اين ۴ پرس غذا کی می رسه ؟!!!

موشموشک جان شما ذهنتو درگير اين ماجرا نکن که اين آقاهه چی می گه ... اصلاً بيا اين آقاهه رو بيخيال شيم شايد چيز خوبی نمی گه ... والا اگه می خواست ما بفهميم که به يه زبون ديگه شعر نمی خوند که ! اصلاً به ما که نمی گه که ... هر چی می گه به شکيرا می گه ... خودش می دونه ديگه !

به اميد خدا نوه هاتون از نعمت مترو بهره مند می شن ... ببين فقط بهشون بسپر که جای من برن آبخوريای ايستگاهها رو چک کنن ...

بچه ها ليدا خواهر منم اين وبلاگ رو امروز افتتاح کرده حتماً بهش سر بزنين که اگه ببينم نرفتين خودم سری بعد ميام نصفتون می کنم ...  ( خدايی اين بنده خدا آیکونه هم خيلی کم مصرفه ها ...بذار يه بار ازش استفاده کنيم دلش نشکنه .... )

"WANTED"

 

wanted5

50000 $ جايزه

آقايون خانوما ..ماموريت شما اين هفته پيدا کردن صاحب اين عکسه ...

صاحب عکس ملقب به شاهين ، دارنده ی يک دستگاه وبلاگ ===>>> اينجا

عضو اورکات ،گزگ . ياهو ۳۶۰ ، بايد عرض ۴۸ ساعت آينده پيدا شده به مرکز اطلاعات تحويل داده شود ... اين فرد به دليل جرائم ذيل بايد به دادگاه کشيده می شود ...

۱ - لينک من تو لينکدونيش نيست !!!

۲ - مياد مطالب رو می خونه بعد کامنت نمی ذاره و تازه گله هم می کنه ...

۳ - از همه مهمتر يک ساله که يه پيتزا نداده به ما ... ( يعنی من  )

سخنی با متهم :

شاهين خان اگه تا الان يه مينی پيتزا هم داده بودی کارت به اينجا نمی رسيد که تحت پيگرد وبلاگی باشی ...

خلاصه اينکه گفته باشم که همه جوره خونش حلاله ... اگه پيداش کردين با تلفن مرکز اطلاعات تماس بگيريد و لوش بدين ...

آدرس تهران - پلاک ۷ ( دفتر منه )

گفته باشم هر کی پيداش کنه جايزه ی خيلی خوبی گيرش مياد ( شاهين ببين بدبخت کردی ما رو ... تو خرج افتاديم واسه خاطر يک عدد شاهين بايد جايزه هم بديم   ) خلاصه از يابنده تقاضا می شود که برای دريافت جايزه نزد بچه مخفی برود ... چون جايزه ها رو اون می ده

با تشکر ... زمان شما از همين الان آغاز شد ....



 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان