۱۳۸٥/٢/۱٩

اين فوتبال ، فوتبال نمی شه

يعنی من الان اگه در اين باره چيزی نگم تو گلوم گير می کنه اساسی ... هرچند سنت شکنی دارم می کنم و يه پست ورزشی فوتبالی پرسپوليسی رو دارم به جای وبلاگ ۲۰۶ توی ۶۴ می ذارم اما ديگه کاريش نمی شه کرد ديگه همينه که هست  اگه می دونستم انقدر اين بازی سوژه می شه که بخوام بيام دربارش بنويسم اونور رو خالی می ذاشتم و نمايشگاه کتاب رو اينور می تپوندم  حالا فرقی به حال من که نمی کنه شماها هم بخونين حالشو  ببرين ...

همونطور که مستحضر ( فکر کنم درست نوشتم اگه ديکتش درسته بيايد ازم تشکر کنين ... آخه چقدر شماها مياين می زنين تو ذوق من يه ذره نکات مثبت قضيه رو ببينين ! )

چی داشتم می گفتم ؟ آهان همون طور که می دونين ( شايدم نمی دونين ! )پرسپوليس پس از اينکه از سد ! تيم نوژن مازندران گذشت تونست به فينال مسابقات جام حذفی راه پيدا کنه . ( جمله کاملاً خبری بود )عجب بازی يی بود اند سوژه ... واقعاً من نمی خوام از اين لفظ رکيک ! استفاده کنم اما واقعاً بازيکنای نوژن رشتی بازيشون گرفته بود

البته من شانس اينکه بازی رو به طور کامل ببينم رو نداشتم اما از همون نيمه دوم ديدنش هم ديدنی بود ... آدم ياد زمين خاکی های جنوب شهر ميفتاد که اکثر فوتباليستا توی مصاحبه هاشون می گن ما فوتبال رو از زمين خاکيای فلان جا آغاز کرديم  ( تکثير ! )

* اشتباه نکنينا اين دقيقاً تکثيره تکبير نيستا نياين گير بدين بهش !

خدا وکيلی اين فوتبال ، فوتبال نمی شه . اين يعنی اينکه تيم نوژن با اينکه هر ۴ تا مسابقش رو ميزبان بوده فکری به حال اين زمين خاکی ضابيلش ( اين کلمه کاملاً جديد و کشف نشدس و کسی نمی تونه از ديکتش ايراد بگيره  ) خلاصه که هيچ فکری برای بهبود زمينش نکرده ( خب بودجه ندارن ! ) . بعد مربيشون مياد می گه هر کی توی اين زمين با ما فوتبال بازی کنه به مشکل می خوره ! خب اين که کاملاً واضح و تابيله که کسی  توی اين زمين اصلاً نمی تونه فوتبال بازی کنه که تو بخوای درباره ی بازيش اظهار نظر کنی ؟!

* من واقعاً نفهميدم هدف اين مربی از اينکه اين جمله رو گفت چی بود ؟! مثلاً خودشون خيلی فوتبال بازی کردن ؟

اون دروازبانشونم که وضعيتش اورژانسی بود . احتمالاً کم خونی داشت که هر ۲۰ دقه يه بار ميفتاد اون گوشه خودشو به خاک و خون می کشيد که من حالم بده درجه ی تبم روی ۱۳۰۰ !

بعد از اينکه نوژن گل دوم رو در دقيقه ی ۹۰ توسط معدنچی نوش جان کرد شروع کرد به اعتراض ! خب حالا که گل رو خوردی ديگه به چی اعتراض می کنی ؟ برا چی قهر می کنين حالا ؟ واقعاً حد توقعات اين تيم خيلی بالاست .

بعد توی ۹۰ با دروازه بان و مدافع نوژن درباره ی پنالتی صحبت کردن . دروازه بانه گفت که من خطا نکردم و مدافع هم اعلام کرد که من فکر نمی کنم حرکت من خطا بوده باشه چون من خيلی راحت بودم‌! خب اصولاً وقتی تو روی کسی خطا می کنی تو خودت راحتی اما اونی که روش خطا می شه ناراحته معمولاً!

و در نهمين دقيقه ی ۶ دقيقه وقت اضافی !بايد پرسپوليس گل تساوی رو بخوره و به محض اينکه گل رو خورد داور سوت رو بزنه ! اگه وقتای تلف شده ۶ دقيقه هست که ۶ دقيقست چطور ممکنه در دقيقه ی ۹ ! از اين ۶ دقيقه گل خورد ؟ يکی که رياضياتش خوبه اين مساله رو برای من توضيح بده که چطور ممکنه در دقيقه ی ۹ از ۶ دقيقه وقت تلف شده آدم گل بخوره ؟ نه خدايی زور داره ! حرص داره !

زمين خاکی باشه ، بازيکنای نوژنم همش ادا اصول در بيارن و وقت تلف کنن ! تيم نوژن ۱۲ نفره بازی کنه!( يکی نخودی بوده احتمالاً !‌ ) ( البته لفظ رکيکش می شه کلک رشتی با عرض پوزش )در دقيقه ی ۹ وقتای تلف شده ای که ۶ دقيقه اعلام شده گل تساوی زده بشه ! اينا يعنی چی ؟! 

من فکر می کنم اگه داور نمی فهميد که يه بازيکن اضافی تو زمينه اين مربيه هی بازيکن می فرستاد تو زمين  ! اگه بازم نمی فهميد خودشم يواشکی ميومد تو زمين !

حالا تمام اين مسائل به کنار بماند که اين ضربات پنالتی چقدر ما رو جون به سرمون کرد ! آخه کريم باقری نتونه پنالتی بزنه ؟! حالا يه چيزی دربار ه ی ضربات پنالتی جالب بود اينکه مثلاً کريم باقری زد به تير دروازه اين وسط دروازه بان کاره ای نبود که انقدر احساس غرور می کرد و بالا پايين می پريد ... اين محمدی بنده خدا دو تا ضربه رو گرفت ، انقدری که دروازه بان نوژن از بيرون رفتن توپ احساس غرور می کرد ، بالا پايين نپريد !

خدايی خيلی ضايع بود با اين وضع بازی کردن اگه پرسپوليس می باخت همه دپ می زديم ! چون که تيم نوژن که تيم نبود ! زمين هم که زمين نبود ! توپ هم حتماً توپ نبود ! داورم داور نبود ! بقيه هم بقيه نبودن ! پس در نتيجه ما که فعلاً رفيتم فينال ديگه به اين کاراش کاری نداريم ! ( فينال رفتن با اعمال شاغه ! شايدم شاقه !‌)

حالا ما با اين همه جون کندن و پدر در اومدن و توی زمين خاکی بازی کردن و اين حرفا تونستيم بريم فينال ، اما چه فينالی ؟ حالا اين تيم ملی ما اين وسط اردو رفتنش گرفته بود بازی فينال رو می نداختن جلو تر . اينا که می خواستن تک بازی بشه اين مسابقه ديگه چرا انداختنش دو هفته ديگه !

چرا دقيقاً بعد از زمانی که فيفا اعلام کرده بازيکنای ملی پوش حق بازی توی مسابقات رو ندارن ! چرا دقيقاً بايد ۳۱ ارديبهشت باشه که تازه ملی پوشامون ۲ روزه از سوئيس برگشتن و حق بازی هم ندارن ؟ خدايی يکی اينو ديشب به اين مرتيکه الاغ مجد می فهموند که آقا اين همه حرفی که انصاری فر و آری هان زدن اين بوده که چرا قبل از اون تاريخ مسابقه ی فينال ما رو ننداختين !

من نمی دونم اين مجد که مديرروابط عمومی فدراسيون بود نمی فهميد که اينا منظورشون چيه ؟ يا که خودشو می زد به نفهمی !

البته اينطور که اينا برنامه ريزی کردن معلومه که نمی فهميده که اينطوری برنامه ريزی کردن ديگه . خدايی ضرر از اين بدتر ؟!

بازيکنای ملی پوش ما که کاظميان و معدنچی باشن دو هفته از تيم دور باشن و برن با تيم ملی تمرین کنن و با اونا هماهنگ شن ... شما فرض رو بر اين بگيريد که اين دو تا بازيکن حالا توی بازی ۳۱ ارديبهشت حق بازی هم داشته باشن اما فايدش چيه ؟ بازيکنی که دو هفته با تيمش تمرين نکرده و تازه دو روزه که از مسافرت برگشته برای تيم ما می تونه بازی کنه ؟ اين بازيکن دو هفتس که با تيم تمرين نکرده اصلاً هماهنگی لازم رو نداره که بخواد بازی کنه !

نه آخه خدايی يکی به اين مطلب توجه کنه . اولن که بازی فينال قرار بوده رفت و برگشتی بشه حالا نشده به جهنم ! بازی فينال رو انداختن ۳۱ ارديبهشت بعد از اردوی تيم ملی که بازيکنای ملی پوش اين دو تيم هم برگردن ! د آخه شاس مخ ها من به شما ها چی بگم ! بر فرضش شما ۲۸ ارديبهشت از اردو برگشتين و بازی رو ۳۱ ارديبهشت برگزار کردين اما بازيکنای ملی پوش اين دو تا تيم که حق بازی ندارن که ! اگه بازی کنن تمام زحمات خودتون بر فنا می ره يا محروم می شن يا جريمه می شن !

من واقعاً اينو نمی فهمم که هدف از اينکه فينال دقيقاً بعد از زمانی که فيفا اعلام کرده نبايد بازی برگزار بشه برگزار می شه ! چرا دقيقاً زمانی بايد باشه که دو تا بازيکن کليدی تيم نتونن بازی کنن ؟! اينا توی اون فدراسيون خراب شدشون چی فکر می کنن ؟ نه خدايی فکر می کنن ؟! من می خوام بدونم تعريف اين مسئولين از فکر کردن چيه ؟  ديگه دارن اون روی سگ منو بالا ميارن  ...

آخه يکی نيست به اين مجد الاغ بگه تو مسئول روابط عمومی فدراسيونی به تو چه که انصاری فر به قولش عمل کرده يا نه ؟ د آخه دهن منو باز می کنه ها ... مرتيکه الاغ تو اگه خودت می تونی کار خودت رو درست انجام بده به تو چه که انصاری فر پول بازيکنای تيمش رو داده يا نداده ؟ د آخه خودت بايد شعورت برسه که مسائل باشگاه به خود باشگاه ربط داره چيزی نيست که تو بيای با افتخار پشت تلفن توی برنامه ۹۰ اعلامش کنی که چی انصار ی فر رو با اين حرفت خراب کردی ؟  تو شعور خودت رو بردی زير سئوال ...

د د د آخه خدايی من اگه دستم به اين مجد برسه خودم گردنش رو قلم می کنم ! دارن بهش می گن که چرا اينطوری شده يه تک بازی بود همين هفته می نداختين ديگه ! می گه انصاری فر پول بازيکنا رو نداده ... آقا دلش نمی خواد پول بازيکنا رو بده ... پول تو رو خورده ؟ نون و آب سفره ننه باباتو خورده ؟ به تو چه آخه ؟  

ا  ا ا آخه يعنی مسئول فدراسيون ما انقدر نفهم ؟  دارن بهش می گن که شما بازی رو ۳۱ انداختين که ملی پوشا به بازی فينال برسن ديگه ؟ می گه آره ! د آخه مرتيکه الاغ اينا که بعد ۲۶ حق بازی ندارن تو چطوری می خوای اينا به بازی فينال برسن !  يعنی حضم اين مسئله انقدر سخته ؟ همه فهميدن بابا اعتراضای انصاری فر و آری هان برای چی بود ؟ برای اينکه دو تا بازيکن اصليشون به بازی فينال نمی رسن ! اونوقت تو توقع داری که اعتراض نکنن ؟ بعد بر می گرده با کمال پررويی می گه که به من چه اين مشکل باشگاهه !  تو که توی تمام مسائل باشگاه دخالت کردی که ! توی اين يه دونه مسئله هم دخالت می کردی کسی جلوتو نمی گرفت !  

بعد برميگرده می گه من نمی فهمم مشکل شما چيه !  يا خدا اين کيه ديگه ؟ اين همه اون بدبختا اونجا روضه خوندن بعد تو ميای يه مساله ديگه رو می کشی وسط که من نمی فهمم شما ها مشکلتون چيه ؟ وای وای خدايا چی خلق کردی

يکی نيست بگه توی الاغ اول گوش بده کی چی داره ازت می پرسه بعد جواب بده ... سئوال اينه که نمی شد اين بازی رو جلوتر بندازن ! لپ کلام همين بود بعد می گه آقای آری هان تازه اومدن و با فوتبال ايران آشنايی ندارن و به فدراسيون بی احترامی کردن !

خب مصلمه( شايدم مسلم باشه !‌) آری هان با اين همه آدم نفهم تا حالا طرف نبوده توی عمرش برای همين آشنايی نداره با اين فوتبال ! با اين زمينای خاکی ! با اين داوری ها و اين فدراسيون فوتبال ! اين بنده خدا اصلاً از هيچی اينجا خبر نداره فکر می کنه اينجا هم ليگ و فوتبال ما حرفه ای شده ... نه بابا اشتباه می کنن با وجود اين آدمايی که توی فدراسيون به مقام رسيدن مطمئن باشيد اين فوتبال حالا حالا ها فوتبال نمی شه ...

می دونين دليل اينکه ما ها توی هيچ زمينه ای پيشرفت نمی کنيم چيه ؟

دليلش اينه که هيچکدوم به کار خودشون نمی رسن ولی توی کار بقيه دخالت می کنن ...

نمونش همين مجد ! تو کار خودش مونده ... هنوز نمی دونه بايد چه کاری توی اون فدراسيون انجام بده ، بعد مياد تو کار مديرعامل يه باشگاه که هيچ ربطی بهش نداره دخالت می کنه ... بعد افتخارم می کنه به اينکه به کار يکی ديگه داره دخالت می کنه ...

همينه ديگه ... اگه هر کی کار خودشو سروقت و درست انجام بده هيچوقت هيچ مشکلی پيش نمياد . همه مسابقات درست و سر وقت و زمان مناسبش انجام می شه و هيچکی هم نمی ره شکايت کنه که چرا اين اينطوری شد اون اونطوری شد . ! 

واقعاً خجالت داره ... نصف شبی از وقت خوابت گذشته بوده احتمالاً که اين حرفا رو زدی ! حالا چرا لات بازيت گرفته که منو پشت خط نگه داريد می خوام جواب آری هان رو بدم ! د برو پی کارت ! ياد لات بازيای دوران مدرست افتادی که بعد کلاس دم در واستا  کارت دارم !؟ بعد لشگر کشی و دعوا !  ماشالله داره واقعاً .

اما خدايی فردوسی پور هم فهميد که اين مجد هيچی نمی فهمه      اين منو می خواست همونجا از پشت تلفن بزنم تو گوشش تا ديگه گ .... خوری زيادی نکنه !  ( هر چند من که فکر نمی کنم غير گ... خوردن توی اون فدراسيون کار مفيدتری انجام بدن ! )

آقا من آمپرم باز زده بالا  همه رو دارم می شورم پهن می کنم رو طناب ! من هر چی بگم که چيزی تغيير نمی کنه مگه اينکه منو رئيش فدراسيون کنن  تا بلکه از اين نابسامانی خلاص بشيم !‌(‌تکثير )

خب برای اينکه اين بحث بدون پيام اخلاقی تموم نشه به پيام های اخلاقی علمی فرهنگی هنری ما توجه بفرماييد :

نتيجه ی اخلاقی : هميشه کمربند ايمنی خود رو ببنديد .

نتيجه علمی : معمولاً کسی که سرش درد می کنه بايد گردنش شکافته بشه !

نتيجه فرهنگی : -------- ( اين بحث هيچگونه نتيجه ی فرهنگی در بر ندارد !‌ )

نتيجه اجتماعی : معمولاً هلی کوپتر امدادی در مواقع ضروری موجود نمی باشد اگر هم موجود باشد پرواز نمی کند و اگه پرواز کند به زمين نمی نشيند !

نتيجه هنری : هنر نزد ايرانيان است و بس !

و در آخر برای اين فوتباليست تبريزی ما ( حسن زاده ) دعا کنين گناه داره طفلی يه بچه ۴ ساله داره.

شرمنده که من جو ورزش و فوتبال می گيرتم وراج می شم ( نه که نيستم ! )

و اما دوستان :‌

رضا جان برا همينه که اين صفحه ی پرشين بلاگ برا تو هيچوقت باز نمی شه ديگه  می ترسن از شکلکاشون سو استفاده کنی  بعدشم واقعاق خجالت داره گرُ گرُ ( اين ديگه يعنی چی ؟! ) اومدی اينجا قهرمانی بارسا رو تبريک می گی ؟  کو؟ کی می گه بارسا قهرمان شده من که نديدم !  بعدشم من نمی دونستم که شانس به انرژی هسته ای هم ربط داره ! يعنی اينطور که تو می گی امروز بايد روز شانست باشه .. پس پولشو بده !

داريوش خان تازه کجای کاری ! تو از اون دسته افرادی هستی که تا پايان مسابقات بايد يه چيزيم از جيبت بذاری  ما اينجا تمام حرکاتمون روی حساب کتابه ! اين امتياز هم عين همون ارزه ( منظور پول ) بايد در جريان باشه ... من که نمی تونم از زينب و غزال و گلی و بقيه امتياز کم کنم به تو اضافه کنم که  بايد از تو کم کنم به اونا اضافه کنم ديگه ! ( اين حرکت اصلاً فمنيستی نبود ! نه نه اصلاً ) بعدشم اون خانومه خيلی دلشم بخواد ... تا حالا توجه نکردی من چقدر تحويلش می گيرم ؟!  ما فکر همه چيو از قبل می کنيم حالا ببين  حالا ببينم من يه ترم نيستم اونجا چقدر تنوع غذايی زياد شده !

پرنده جون بايد اعتراف کنم که امروز صبح آنلاين ديدمت  مگه تو کار و زندگی و درس و دانشگاه نداری دختر ؟ در رابطه با شانسی که فرمودين بايد عرض کنم که من خودم تا حالا ۲ بار از يه اکانت ۵ ساعته جايزه ی ۱ ماهه بردم  و هم خودم و هم کل جد و آباد و دوست و رفيق و همه توی اين يک ماه از اين اکانت استفاده بردن ... آهان اينم بگم که يه سری يه اکانت ۱۰ ساعته گرفتيم اون قديم نديما يادم نيست اسمش چی بود بعد من از خونمون و دوستم از خونشون همزمان با اين اکانت ۱۰ ساعته آنلاين شديم  فکرشو بکن چه حالی می ده !

آفسايد جان امروز من بهروز نيستم من امروز روزبه هستم  در رابطه با ۵۰ تومنی از اونجايی که ۵۰ تومنيا همه سکه ای شدن پدر جد آدم در مياد بخواد اون کيسه پر ۵۰ تومنی رو حمل کنه ! تازه يه هفته طول می کشه بری بشمری چقدر پول توی اون کسيه هست ! بازم اگه داوطلبی آدرس بدم ! راستی آفسايد جان بايد بيشتر تمرين کنی  خيلی تابلو بود که خودتی ! ببين روششو بهت اون روزی گفتم که يادته ؟ همونطوری اگه پيش بری می تونی برنده بشی ... مثلاً نمونشو من برات می گم من و اين مخفی ( که فکر کنم معرف حضورتون باشن ) يک بار به طور خيلی حرفه ای ۷۰ تا کامنت برای اين مزاحم بدبخت بی نوا گذاشتيم يکی در ميون ... حالا اگه تونستی رکورد ما رو بزنی مخفی بهت جايزه می ده ... البته اين وسط همکاری گاگ و ثريا هم بی تاثير نبود !

راستی گفتم مزاحم گفتم مخفی گفتم ثريا کجايين شما ها !

اين مخفی از دست رفت يکی کمکش کنه  دو روز از اين بشر غافل  شديم معلوم نيست با چه دوستای نابابی گشته داره نابود می شه

اين مزاحم کچل هم که خبری ازش نيست ... بابا همه فهميدن که تو کچلی کجا می ری قايم می شی ...

ثريا هم که هيچی ديگه  عرضی ندارم ملالی نيست جز دوری شما !

سارا جون دمت گرم حالا که عدس پلو درست نمی کنی لطف کن و فسنجون شيرين هم درست نکن که خيلی می خوره تو حالم ! آلبالو پلو شيرين پلو هم درست نکن  همون زرشک پلو با مرغ يا حالا همون جوجه کباب خودمونو می خوريم ديگه !  بعدشم ما هم قراره زين پس توی مسابقاتمون ماشين ريوو بديم ! ديگه الگانس واسه اون دوران اوليه بود که بی پول بوديم ! به برنده ها ال جايزه می داديم !  راستی من کتابتو تا يه ذره ديگه می فرستم برات ..مساله اينجاس که ديدم جالبه داشتم تمرين می کردم که ياد بگيرم  

اين پروف کی کچل شد ؟! ببينا از موقع ای که اين بنده خدا ها اومدن توی اين مهد سوسک همشون يکی پس از ديگری سوی کچليت رفتن ! البته من رشد موهام خوب شده  تازشم يادت باشه ها ( شرط می بندم نفهميدی چی گفتم  )

خب زينب عزيز جون کارت گرافيکی ما نمی دونم چطور شد که عين خر ترکيد !  ( ها !؟‌‌) يعنی اينکه سوخت و الان به حمدلله داديم تعميرش کردن هنوز به دستمون نرسيده . دکترا بهش سرم وصل کردن می گن اميدتون به خدا باشه ! بعدشم اينکه تو هيچ نوفهمی اثلاً ( دقيقاً اثلاً ) مهم نيست چون هيچکی اينجا هيچی نوفهمه منم خودم الان که دقت کردم بهروز رو نمی شناسم !

غزال جون عدد جای خود داره منم نظرم اينه که عدد ۱۳ اصلاً نحس نيست ! ( آخه اين چه ربطی داشت من گفتم ؟!  ) ..حالا بگذريم همه می دونن که عدد منم ۷ می باشد  پس از آنجايی که همه ما انسان های خوش شانسی هستيم يه کف مرتب بزنين شام همه مهمون مزاحم !  

گلی جون اينو گفتی ياد يه مساله ای افتادم ... ما هم دقيقاً به همين مساله پی برديم که هر جا می ريم همه چی تموم می شه ! مثلاً ما پنجشبه رفتيم عروسی تا رسيديم رقص و آواز تموم شد ... اما عوضش يه ساعت اونجا نشستيم تا شام حاضر شد ! بعد شام که تموم شد تازه جوجه کبابا رسيد  البته سينما رو مثال زدی منم يادمه يه سری سينما رفته بوديم ۳-۴ نفری تا به ما رسيد گيشه بست گفت بريد بليطا تموم شده سانس بعد بيايد ... ديدی منم عين تو بدشانسم اما هميشه می گم خوش شانسم چون اون روز نمی خواستم برم سينما داشتن منو به زور می بردن

شکلات فندقی جون شانس اينجاس که شما فکت هم اندازه فک گزنفر بوده که تونسته بوده بودی از دندون مصنوعياش استفاده کرده بوده باشی ...

** هر کی بگه زمان فعل تونسته بوده بودی و استفاده کرده بوده باشی چيه جايزه داره !

رامين بارسا من باز هم با وجود اين همه توضيحاتی که شما دادين متوجه نشدم که چی و کجا و کی ضد حال بوده !

مهناز جان من اولندش که آيديمو دادم توی کامنتدونيت گذاشتم ...بعدشم تو خودت چرا هر وقت آپ می کنی خبر نمی دی ؟ سومندش که من خودم شانسی که داشتم يه بار يه طرف برگه رو نديدم حدود ۱۰ -۲۰ تا سئوال رو جواب ندادم اما وقتی رفتم نتيجمو بگيرم ديدم که نه تنها نمرم کم نشده بلکه از بقيه هم بيشتر شده ! حالا اينم بگم يکی از برو بچ بود که سئوالای تستی امتحان زبان موسسمون رو جا به جا زده بود بعد به طور خيلی شانسی تموم اونايی که جا به جا زده بود درست از آب در اومده بود ... فکرشو بکن آدم جواب ۲۰ رو برای ۱ بزنه و همين طور قر و قاطی بعد نمرش بشه ۹۰ !

رامين جان شما عصبانی نشو من می گم ... د آخه احمق اول سايتتو درست کن بعد جون ميکنه تا صفحه کامنتها باز شه... حالا رفته سيستم گذاشته با اس ام اس بلاگ اپ کنی/ اخه ای کيو اين همه سايت گذاشتن که از طريق نت اس ام اس بفرستن حالا تو رفتی کاری کردی با اس ام اس ميشه بلاگ رو اپ کنيم...بشين بينيم با حال نداريم با اين سايت زاقارتت ... ديدی بالاخره يکی پيدا شد که اين حرفا رو بزنه ؟! بعدشم اون کامی من دوران بچگی هندلی بود ! با زغال سنگ کار می کرد حالا تو چرا ميای اينجا جار می زنی آبرو منو جلو ۱۰۰ هزار نفر هوادار می بری‌؟ اصلاً خوبه منم بيام بگم کامپيوتر خودت چی بوده ؟( هر چند من يادم نمياد چی بوده ! )

مارمولک جان من قبل از اين توضيح ودادم برای آفسايد که اونم گفته بود که ۵۰ تومنی ضد حال نيست ! خودت گفتی آخر از همه جواب تو رو بدم برا همين منظور ،  مجبور می شی برای اينکه جوابت رو ببينی چی بوده تمام نوشته ها رو بخونی ..چون تمام جواب های شما اعم از نتيجه ی بازی  و ضد حال نبودن کيسه ۵۰ تومنی و غيره و غيره در متن هست  راستی من جريان اتوبوس کارتی رو نمی دونم چيه اما بليطای مترو خيلی حال می دن که يه روزه شدن من همش ديگه با مترو اينور اونور می رم حالشو می برم  

در آخر بايد از همتون بازجويی بشه . کی می دونه اين حبيب کجاست ؟ دو هفتس ازش خبری نيستا من گفته باشم کسی سر به نيستش کرده باشه خودم بهش جايزه می دم !  

مسئول اين نابسامانی ها کجاست ؟!

ViVaVida || ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان