۱۳۸٢/۱٢/٢٥

 

سلام ... سلام عرض شدا ... خوبين ؟ خوشين ؟ سلامتين ؟ من چند وقته که هی وبلاگ می سازم و توش دری بری می نويسم خب اگه تو وبلاگ ننويسم کجا بنويسم؟ رو در و ديوار ؟الان سلن جونم داره شعر 

   رو می خونه ... من عاشق اين تيکشم که می گه :Gonna make you happy   

 

Some days the sun don’t wanna shine

I’ll be yours and you’ll be mine … gonna make you happy

 

 

از اين به بعد سعی می کنم آهنگای خواننده های ديگه رو گوش کنم که انقدر از سلن ديون نگم ...

(منتظر آهنگای درخواستی شما هستم )      !!!!!    She is perfect    

آخه خداوکيلی اصلا هيچ خواننده ای به پای سلن ديون نمی رسه ....

راستی بچه ها خواستين پيام بدين تاريخ تولدتونم بنويسين .... همين جوری می خوام بدونم (کادو خبری نيست ) ميگم کم کم داريم به فصل بهار نزديک می شيم ... همه يه حس وحالی دارن ... وای نمی دونين اينحا چه   غلغله ايه  , همه ميان کيف و کفش و لباس بخرن اصلا نمی شه از خونه بيرون رفت ...چرا همه فکر می کنن سال جديد اگه لباس نو بپوشن عوض می شن؟ البته من مخالف لباس نو نيستم ... اما ای کاش مردم يه ذره هم سعی می کردن زندگيشونو عوض کنن ... خودشونو عوض کنن .. بهتر شن ... اما همه فقط تيپشونو عوض    می کنن ...

There are people around the world

Different faces different names

But there’s one true emotion

!!!!That reminds me we’re the same …let’s talk about love  

 

جدا چرا بعضيا خودشونو برتر از بقيه می دونن ؟البته اعتماد به نفس اصلا بد نيستا .... ولی چيزی که مشخصه هممونو يه خدا آفريده .. مگه ميشه پارتي بازی کرده باشه يه سری رو خوشگل آفريده باشه يا با يکی ديگه چپ بيفته و زشت بيافرينتش؟ نميشه .... همه زيبان چون زندگی زيباست .... اين ماييم که زشت می بينيم ... چون گاهی اوقات دوست داريم زشت ببينيم ....چرا هميشه بايد ظاهر همه چيز رو ببينيم ؟ پس باطنش چی می شه؟

بذارين يه حکايت از ( جبران خليل جبران ) براتون بگم ....

جامه ها . . .

روزی زيبايي و زشتی در ساحل به هم رسيدن و به هم گفتن : "" بيا در دريا شنا کنيم .""

برهنه شدند و در آب شنا کردند ... و زمانی گذشت و زشتی به ساحل بازگشت و جامه ی زيبايي را پوشيد و رفت .

زيبا نيز از آب بيرون آمد و تن پوشش را نيافت , از برهنگی خويش شرم کرد و به ناچار لباس زشتی را پوشيد و به راه خود ادامه داد ... تا اين زمان نيز مردان و زنان اين دو را با هم اشتباه می گيرند ... اما اندک افرادی هستند که چهره ی زيبايي را می بينند و فارغ از جامه ای که بر تن دارد او را می شناسند ...

و برخی نيز چهره ی زشتی را می شناسند و لباس هايش او را از چشم اينان پنهان نمی دارد ...

 

راستی حتما به اونيکی وبلاگم هم سر بزنين ...

http://206onweb.persianblog.ir

اونجا از خاطراتم می گم ... از دوستام و ماجراهاشون ... ( اينجا کلاس می ذارم حرفای فلسفی می زنم )

اگه استقبال بشه از معضلات اجتماعی جوونا هم براتون نطق می کنم ...

(لطفا برای مصاحبه با پروفوسور ويدا از قبل وقت بگيريد ....)

فعلا اينو داشته باشيد بازم سلن ديونه :

We’re counting the days till it’s time for Christmas day

O and God bless us everyone

... good and the bad…. Happy and sad

 

موفق باشين... يادتون نره نظر بدين (آهنگ درخواستی يادتون نره )

فعلا از حضورتون مرخص می شم تا فردا و مطلبی جديد ... بای ....

 

 

 

 

ViVaVida || ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان