۱۳۸۳/٦/۱۸

somethings never change ...

آخه اين انصافه ؟ نه بگين ديگه اين انصافه ؟ بدشانسی بعد بدشانسی

اول بگم که دليل اينکه دير آپديت کردم اينه که کامی مريض بود ... ...سکته زده بود بيچاره ... داديم کامپزشک قلبشو شکافت ... سر تکون داد و گفت :« ايشون قلبش از کار افتاده .»در واقع يه چيزی تو مايه های اينکه دلش شکسته يا سوخته ... آره سوخته motherboard سوخته بود ...حالا تا با جارو دنبالتون نکردم بگين کار کدومتون بود ....

خلاصه مدتی رو هم بدون کامی سپری کرديم ديدم ..ای ... بی اينترنت و کامی هم می شه اوقات رو گذوند ...البته به سختی ... خلاصه اينکه اين کامی ما ماجرا زياد داره ...درست کردنش هم پر دردسره ...تازه کامپزشک هم کارش در نوع خودش منحصر به فرد بود ...وای که دوست دارم براتون بگم .... حيف که حالش نيست ... خلاصه توی اين مدتی که کامی کامپزشکی بود ـاز اونجايی که ما رو کامپزشک مورد نظر حساب می کرديم ـ من يکی که فکر می کردم انقدر پيشرفته شده که راه بره و هر وقت سطل آشغالش پر شد خودش بره آشغالا رو بذاره سر کوچه (ابته نه اونجايی که محترمانه نوشته « لطفاً در اين محل آشغال نريزيد » )ولی هيچم اين مدلی نشده

راستی از نظراتتون درباره ی عوض کردن قالب موافقم ... به نظر خودم يه نمه تاريک شده بود ...حالا به علت اينکه به قول رامين رنگش عين گوجه فرنگی نباشه عوضش می کنم ......البته اين رنگ هيچم شبيه گوجه فرنگی نبود ...تازشم آقا رامين وبلاگ خودتو چرا نمی گی که شده عين فريزر آدم مياد توش يخ می کنه ...تازشم اون قبليه بهتر بود ....دور از شوخی من هميشه از انتقاداتتون استقبال می کنم ... حالا نظرتون درباره ی اين جديده چيه ؟

راستی تعداد کميتون جواب سئوالمو داده بودين اما احسان نقشه ی خوبی کشيده بود ...اما آقا احسان اومديمو طرف خالی بند از آب در اومد اونوقت چی ؟ الکی خودتو می کشی ...يا شايد زدی کشتيش بعد خودتو يادت رفت بکشی ( اين يکی يه کمی غير ممکنه )در هر حال ... راستی احسان خان دربار جای دوست و رفيق آوردن نيست ...دوستات حق ندارن پاشونو توی دربار بذارن وگرنه قلم پاشونو قلم می کنم می دم برام مجسمه بسازن تو رو هم می دم توی ميدون شهر فلکت کنن ... ( وای چه خفن شدم خودمم نمی دونستما )..راستی به احسان هم وقت کردين سر بزنين ببينين بوش هنوزم داره مياد يا  نه

راستی کی بود می خواست شاهزاده بشه ؟ آخه پسرک تنها ، برادر من آخه اگه  من شاهزاده رو پيدا نکرده بودم که فکر ملکه شدن به ذهنم نمی رسيد ... آره والا ...

راستی ... زين پس کسی حق صحبت کردن با موشموشک رو نداره .. هر گونه تماسی به ايشون تحت کنترله ..چون آدم خطرناکی شناسايی شده

دخترباز هم به علت تخطی الان زندانه ... البته بازم در حکمش دست می بريم و ممکنه دوباره آزاد بشه ...

راستی به اين وبلاگ هم سر بزنين . گل پسر ...برد ببينين درد دلشو می فهمين ؟

اسامی افراد گم شده :

از يابنده تقاضا می شود به محض پيدا کردن اين افراد بهشون بگن که من از دستشون شاکيم يا با زبون خوش ميان اينجا دست بوسی من ... يا به زور اسلحه بايد بياد

هستی ... توکيوی خودمونو می گم خبری ازش نيست ....

بهزاد هم که اصلاً ما رو تحويل محويل نمی تپره ...آيات شيطانی رو می گم ...

آرش هم که به کل ما رو فراموشمون کرده ...معلوم نيست چه بلايی سر الگانس آورده ...

سارا !!! فکر می کنين کامپيوترش درست شده ؟

سعيد چی راستی ؟ ديگه اينورا نمياد ...

چرا راه دور بريم آخه ؟ همين دانشجوی خفن ... خبری ازش نيست ... (البته برام پی ام گذاشت و گفت که چرا يه مدته نيست )

بچه ها از شاهين کسی خبر نداره ؟

حالا سئوال اين هفته ؛ آسونم هست حتماً جواب بدين ..جايزشو موسسه مالی اعتباری بنياد گذاشته

چه کسی پنير منو دزديد ؟

ViVaVida || ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان