۱۳۸۳/٧/۱٠

دوباره از بين ما يکی خود خدا شد

in your village there is no occupation

more shamefull than imagination

more shamefull than , listening , singing ...in the morning , in the evening

سلام ... امروز جمعه ۱۰ مهره ... هم چنان همه جا سوت و کور ... (البته اگه اتفاقی هم قراره بيفته اين مطالبو من صبح دارم می نويسم ) ...خب چه خبرا ؟ خيلی بی انضباطين ... مگه من ازتون سئوال نپرسيده بودم ؟ ... خب دليلشو نمی دونين راحت بگين نمی دونم ديگه ... در اين بين فقط آريا جوابمو داد که اونم راستشو بخواين نفهميدم موضوع از چه قراره ... يه توضيحاتی داد درباره ی جهان سوم ، برق ، اقتصاد که برداشتی که من دارم احتمالاً از نظر اقتصادی برای جهان سومی ها مفيده چون برق کم مصرف می شه ...خلاصه اينکه بعدشم گفت که مردم رو سرکار می ذارن ...يه ساعت زود سرکار می مونن ... اما من فکر می کنم همه يه ساعت ديرتر می رن ها ...خلاصه اينکه با کلی توضيحاتی که برام افراد مختلف دادن من آخرشم نفهميدم در کل اگه توش پوله که کار خوبيه اما اگه نيست به قول پسرايرونی : بی ناموسی تا چه حد ... خلاصه من هنوز به نتيجه ای نرسيدم ... حالا بی خيال اين مساله ی حياتی شيم...

بچه ها من شاکيم ... اين آريا هی اذيت می کنهمی گه اون ساعت رو از اون بالا بردار آدم ياد ساعت فروشی می افته ... آخه گنجشک اون ساعت کلی معنی و مفهوم داره ... اون نوشته هم همين طور ... بدون که اينجانب (يعنی بنده )بی دليل عکس و نوشته ای رو اونجا نمی ذارم .... حالا ببينم شما ها فهميديد منظور از اون عکس چيه ؟ کلاً هر چی ازش برداشت می کنين بگين که اين پسره بفهمه که بی دليل اون عکس توش ساعت گذاشته نشده

پس سئوال امروز من اينه :

برداشتتون از عکس بالای صفحه چيه ؟

منتظز جواباتون هستما ...

وای بچه ها خسته شدم...خيلی بی مزس اين زندگی ما ... اه ...اصلاً يه هيجان توش نيست ....خيلی بی خوده نه گودزيلا داريم نه آدم خور ... برای همين من مجبور شدم امروز صبحم رو با فيلم (Resident Evil2 (regeneration آغاز کنم که يه ريزه حداقل هيجان داشته باشه ... فيلم خوبی بود اما شماره يکش يه چی ديگه بود ...اما دو ش هم خيلی باحال بود ... خفن بود خوشم اومد دختره خفن شده بود يک می پريد بالا پايين همه رو می زد من حال می کردم ... داشتم به اين فکر می کردم که اگه يه مشت از اون آدم خورا اينجا بودن چی می شد ...خيلی باحال بودا ... بعد همش مجبور بوديم از دستشون فرار کنيم آی حال می داد ... بخصوص اگه وسط خطبه های نماز جمعه هم ميومدن که خيلی خوب بود ، هم هيجانش بيشتر بود هم می خنديديم ...آی می خنديديم ... اما من قول می دم که نجاتتون می دادم .....آخه معمولا يکی بايد باشه که جان فشانی کنه و پادزهرو بدست بياره ...

ديشب تلويز (يعنی همون تی وی ) باز از اين فيلمای ويروسی گذاشته بود از اينايی که معلومه آخرش پادزهرش پيدا می شه ... آخه هميشه توی فيلما پادزهر دست اونيه که خودش ويرووس رو ساخته ... و اونی که ويروس رو ساخته نقش منفيه هميشه ... خلاصه اينکه هميشه پادزهر دست اونيه که ويروس رو ساخته ...

عين اينايی که ويروس ياب می سازن ... نمونش نورتون ... من مطمئنم همونی که ويروس ياب رو ساخته هر سال ويروس جديد وارد اينترنت می کنه ... خودش ميدونه ويروس چيه پس ويروس يابشو می سازه و هر سال به خورد مردم می ده ... اينطوری هر سال جيبش پره ...هميشه پادزهر دست همونيه که ويروس رو ساخته ... اين خيلی مهمه

خلاصه من به اميد ياری پروردگار شايد همين روزا از اون ويروس خفنا درست کردم بعد يه عده عين فيلم رزيدنت اويل اون شکلی خفن شدن ريختن توی خيابون ...بعد من می شستم نگاه می کردم آی می خنديدم ... مطمئنم که حبيب بيشتر می خنديد ... کلاً دور هم بوديم خوش می گذشت ......

و اما دوستان :

پيام بازرگانی به ميزان لازم :

کولی گل فروش پيشنهاد خوبی داد .. من در اين قسمت از پيام بازرگانی می تونم براتون تبليغات کنم ... اوليشم برای خود کولی جون تبليغ می کنم بدونه چقدر خاطرشو می خوام  حالا گل فروش جان بگو توی کدوم چهر راه گل می فروشی برات تبليغات کنم ...

تيزرهای تبليغاتی اينجا پذيرفته می شود نصف قيمت مغازه

و چند خبر از دوستان :

 We are going to miss some of our friends

شهريار سرباز شده و چند وقتی نمی تونه بياد و از نظراتش بهره مند شيم ...

مونای عزيز هم که گفته چند وقتی آپ نمی کنه ...حيف ... ولی غلط نکنم داره می ره جايی ... احتمالاً سفر حج کربلا طلبيدتش ..يا اينکه کلاً داره می ره سفر ديگه ... خلاصه اينکه اميدوارم هرجا که هست سلامت باشه .. مونا جون زود برگرد ما منتظرتيما ...

حبيب ديوونه ی هميشگی هم اميدوارم زودتر برگرده تا جمع ديوونه ها حمع بشه

اينم از چند تا دوست عزيزی که ممکنه چند هفته همراهمون نباشن .... اميدوارم هر سه تاشون هر جا هستن به ياد ما باشن ... من که يادتون هستم ... دوستتون دارم هوارتا

راستی يه دوست هم که اون قديميا يادشونه قالب بلاگش رو عوض کرده ماه شده ... خيلی ناز شده ... به صرف ديدن قالب زيبای اين دوست شما رو به وبلاگ myqueen دعوت می کنم (دوست جون ببخشيد بدون اجازتون مهمون دعوت کردما ... )

می ريم سراغ بچه پرروها

اين رامين رو می گم ها ... رو بهش می ديم آستر می خواد ... اومده واسه من غلط ديکته گرفته ...بابا جون ديگه به خاطر اين اشتباهات به کسی الگانس نمی دم که ... بعدشم می زاشتی اون موقع که من براش جايزه گذاشته بودم می گفتی و جايزه رو می بردی ... والا ...راستی امروز تولدشه می تونه ادعای پيغمبريش شه

اين احسان هم که انقدر هی اومد کرم کرم کرد که از اشتها افتادم... هی پسر سری بعد حرف ازاين زهرماریا بزنی با حشره کش طرفی

SIA جون من چاکرتم ... البته هرچند ما به اين پولا نيازی نداريم اما ديگه اصرار می کنی مجبورم قبول کنم ديگه ... روتو زمين نمی زنم ...بعدشم ...حالا مگه کی هستی پولتو به رخ من می کشی ؟ هم چين با سربازم حاليت کنم بفهمی شطرنج يعنی چی (البته شماره حساب رو بعداً يواشکی می دم بهت دوستام فکر نکنن من از تو پول می گيرم ... تازشم مانيازی نداريم که )

هيچی نشده پای افراد زير خاکی به وبلاگ من باز شد ... اهورا رو می گم ...

راستی بچه ها ببينين لينک همتون اينجا هست ؟ هر کی لينکش نبود بگه که بذارم ... ديگه اينکه ديگه از پيشنهادات و انتقاداتتون پيروی نمی کنم روتون زياد می شه ...

 

ViVaVida || ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان