۱۳۸۳/۱۱/٢٩

Wake up!!!

ـــ چنگ دل آهنگ دلکش می زند

هی آقايون خانوما بساط تولد رو جمع کنيد که الان وقت عزاداريه ديگه ....

خب می بينم که بالاخره به اين روز تاريخی رسيديم . اميدوارم که عزادارياتون مورد قبول قرار بگيره ما رو هم که عزاداری بلد نيستيم دعا کنيد . البته من تمام سعيم توی اين چند روز اينه که بيرون نرم . توی اين ايام از بيرون رفتن بدم مياد . بچه که بودم خيلی دويت داشتم بم بيرون و دسته تماشا کنم اما الان که فکرشو می کنم می بينم که اگه کسی بخواد عزاداری کنه دليل نداره انقدر نمايش بازی کنه و دسته راه بندازه . به نظرم بشينه تو خونش ، اتاقش يا بالاخره يه گوشه ای برا خودش عزاداری کنه دليل نداره که توی محل به همه مردم نشون بده که آره منم دارم عزاداری می کنم

خلاصه اينکه به من که ربطی نداره اصلا ... فقط اميدوارم کسی برای تماشا و بخور بخور بيرون نره و عزاداری نکنه .... خب بگذريم .... انشای من از ايام محرم رو بخونين ... قصد توهين به هيچکس رو ندارم و اينا هم همش ساخته ی ذهنه

ـــ انشای من از ايام محرم

من محرم را خيلی دوست دارم . بخصوص اين دو روز تاسوعا و عاشورا روزهای با صفايی هستند . من که می ميرم برای شربت های اين ايام . ما از صبح که از خانه بيرون می رويم انواع و اقسام شربت ها را از پسرهای خوش تیپ می گيريم . وای که چه شربت های خوش مزه ايست . قيمه ها و قورمه سبزيهاش رو که نگو . نمی دانيد که چه مزه ای می دهد . ظهر عاشورا پدر و مادر و خواهر و برادر هر کدام به سويی رفته و برای يک هفته غذا ذخيره می کنند . پدرم می گويد قيمه های دم خونه ی عمو اينا خيلی خوش مزست و مادرم می گويد افراد فلان مسجد خيلی خسيسند چون از گوشت کمتری برای قيمه استفادی می کنند . اما من فکر می کنم شله زردهای زری خانوم واقعاً خوشمزس . برادرم شبها به هيئت می رود ! و ما در خانه به جای آهنگهای راک و پاپ خارجی موسيقی داخلی گوش می دهيم . آهنگ های کويتی پور واقعاً حال و هوای ديگری دارد .

وقتی پسر همسايه امان سوار پژو۲۰۶خود می شود آهنگ «عمه بابايم کجاست» را با صدای بلند گوش می دهد . من نمی دانم چرا سر پسر همسايه امان در اين ايام انقدر برق می زند  او موی بسيار زيبايی دارد که تا روی شانه هايش ادامه داشت اما حالا موهای خود را کوتاهتر کرده و اين مدل مو بيشتر به او می آيد ... او پسر خوبيست و در اين ماه به خيلی ها کمک می کند . من بارها ديدم که شبها دخترها را به خانه اشان می رساند که مبادا در خيابان های شلوغ شهر گير گرگ های آدم نما بيفتند !!!!!

چقدر خوب است که امسال تعطيلات تاسوعا و عاشورا روزهای شنبه و يکشنبه افتاده است . خيلی بد است اگر يکی از اين دو روز تعطيلی روز جمعه بيفتد  . البته به نظر من بايد ايام بيشتری را برای عذاداری تعطيل کنند و نام آن را تعطيلات عزاداری بگذارند تا مردم با خيال راحتتری به عزاداری خود برسند !!!!!!

جواد يکی از دوستان برادر من است که در دسته ی ۳تا کوچه اونورتر سينه زنی می کند . ليلا دسته ی اين محل را دوست دارد ...  به نظر او جواد خيلی با صفا سينه می زند  . جواد می خواهد از سری بعد علامت بلند کند . به نظر من او توانايی اين کار را دارد زيرا با هر نگاهی که ليلا به سوی او می اندازد انرژی بيشتری می گيرد  ...

ليلا ديروز به من گفت که روسری مشکی که سرم کردم خيلی به من می آيد . خيلی خوشحالم که اين روسری با قيافه ی من جور است هميشه از اين هراس داشتم که مبادا رنگ مشکی به من نيايد . من افرادی که يکدست مشکی می پوشند را دوست دارم .... برای همين فکی می کنم همه در اين ماه خيلی خوش تیپ می شوند ...آخه شاعر می گويد : مشکی رنگ عشقه ....

در کل ايام خوبيست من خيلی اين ايان را دوست دارم . به نظرم تمام جزئيات رو هم توی انشا گنجوندم ...واقعاً باصفاست ...

++ چيزی رو از قلم انداختی انگار ...

نه همه رو گفتم ..اهان نه اينو جا انداختم .... دستپخت مادر مينا واقعا افتضاح است . او در قورمه سبزی هايش از ليمو امانی زيادی استفادی می کند که غذا را از طعم می اندازد . اما گويی مهدی( داداشم) از دستپخت مادر مينا خيلی خوشش می آيد زيرا هر وقت مينا برايمان نذری می آورد مهدی اولين کسی ست که سريع دم در رفته و نذری را از او تحويل می گيرد ... به نظرمن از دستپخت مادر مينا خوشش می آيد ...

++ تموم شد ؟

واستين چکش کنم .....آره ديگه همه رو گفتم ....

++ هيچی جا ننداختی؟

ام.... نه ..اهان اينو نگفتم ... پرهای علامت مسجدمان واقعاً زيبا هستند اما همه می گويند اين پرها قيمتشان خيلی بالاست . اما به نظر من از دم خروس هم می شود پر برای علامت کند که خرج کمتری داشته باشد . من از پرهای قرمز رنگ خيلی خوشم می آيد ... واقعاق تيغه ها را زيبا می کنند ...

ديگه تموم شد ....

++ مطمئنی چيزی جا ننداختی ؟

نه اينبار ديگه هم مطالب مهم رو گفتم ... به نظر شما من چيزی جا انداختم آيا ؟؟؟؟؟

ـــ یه خاطره

يادمه همسايمون چند سال پيش ميخواست گوسفند قربونی کنه .بعد گوسفنده رو تو کوچه پاشو بستن به لوله گاز و رفتن که آخرين جرعه آب رو براش بيارن که بعد قربونيش کنن . آقا زد و گوسفنده فرار کرد  خداييش سوژه ای بودا ... تا حالا چيزی به اين باحالی ديده بودين .... حالا اينا هم دنبالش بگرد از اين کوچه به اون کوچه ...کلی ماجرا داشتيم آقا ... بعد يکساعت ديديم پيداش کردن ...انگار بنده خدا خودش ترجيح داده قربونی بشه تا زير دست و پای اين جمعيت له شه

تصور کنيد دسته داره مياد وسط دسته يه گوسفند بدوه  خيلی باحال می شه ها .....

ـــ نکته ی آموزشی

اين مراسمی که ما برای عزاداری ايام محرم می گيريم بهش می گن Fiesta که اکثراً برای مردميه که اسپانايی هستن ..حالا چی هست ؟ جشن مذهبی و يا سنتی که توش مردم می ريزن تو خيابون و می زنن و می رقصن و غذای مجانی سرو می کنن و تا صبح توی خيابونان . دقيقاً عين کاری که ما توی محرم می کنيم ...می ريزيم تو خيابون آهنگم که داريم يکيم برامون می خونه غذای مجانی هم که می گيريم فقط رومون نمی شه برقصيم ...بهمونم خوش می گذره !!!!

اما عزاداريای اونا که بهش می گن siesta اينطوره که برای عزاداری يک روز کامل رو صبح تا شب و شب تا صبح توی خونشو می شينن و عزاداری می کنن . خب به نظرتون کاری که ما می کنيم اصلاً شبيه عزاداری می مونه ؟ تعزيه بر پا می کنيم و نمايش اجرا می کنيم ..بيشتر جنبه ی تفريحی داره ... نه؟

راستی توی اين روزا مسيحيا روزه دارن و تا ۴۰ روز نبايد گوشت بخورن ... حواستون باشه براشون اشتباهی قيمه نبريد ... شما دوست داريد وقتی روزه اين کسی دائماً جلوتون غذا بخوره ؟

ViVaVida || ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان