۱۳۸٤/٤/۱۱

مردا اينور زنا اونور

آقا برو اونور پرده ... آقا با شمام ... پرده رو نزن کنار برادر من ... آقای محترم برو اونور پرده ... هوی با توام ... اينور پرده زنونست برو اونور ... حداقل ميای يه يالله راه بنداز بعد سرتو بنداز بيا تو..مملکت اسلاميه ها ....

خب خوبين شما ؟ هفته ی خوبی داشتين ؟

بچه کنکوريا چطورن ؟  خوش گذشت کنکور ؟ چطور بود ؟ چی دادن بهتون خوردين ؟ ساقه طلايی؟امیدوارم که بيسکويت ها به شما چسبيده باشن ( البته از نظر طعمی )‌ و حال همتون خوب باشه ...

شنيدم که شباهت ميمونک چی توز با بعضيا اتفاقی بوده

جاتون خالی داشتم می رفتم که ديدم مامورای شهرداری عوض جمع آوری آشغالجات دارن پياده رو ها رو ديوار می کشن  ... خداييش تصور هم چين منظره ای خيلی روياييه ... که ديوار بکشن اونور مردونه اينور زنونه .. بعد اونوقت اگه يکی اينور کار داشت چی ؟ اصلاً اگه توالت عمومی افتاد تو بخش زنونه يا لوازم آرايشی توی بخش مردونه افتاد چی ؟

حالا خداييش اينو خالی بستم اما اوليشو راست گفتم ...

راستی حالا که اين نامزد بازيا تموم شد و بالاخره يه جوون به سروسامون رسيد منم برای اينکه خرم از پل بگذره ( البته سری قبل عرض کردم که من خرم کجا بود آخه ... ) خلاصه اينکه خير مقدم عرض می کنيم به آقای استاد دکتر احمدی شاه تا بلکه يه برو بيايی داشته باشيم ديگه ...

در کل من خيلی خوشحالم که اين بشر روی کار اومد  چون که ثابت شد با وجود اين همه آشغال که بايد از تو خيابون جمع شه فرصتی باقی نمی مونه تا پاچه جوونا رو بگيرن ...

آخه امروز وقتی که داشتم از بيرون ميومدم با يه صحنه ی جالب و ديدنی مواجه شدم .... ...اون آشغالانسه که همه آشغالا رو از کوچه ها جمع کرده بود ،دو متر جلوتر همشونو خالی کرد سر خيابون و دم جوی  آب ...البته اينم بگم که واقعاً بعضيا خيلی بی فرهنگن ... شهر تبديل شده به آشغالدونی ... واقعاً اين خيلی زشته ها ..که آدم هندونه بخوره پوستشو بندازه تو جوب ... جای تاسف داره واقعاً ... برای ما ايرانيايی که اين همه ادعای تمدنمون می شه ... پس کو اين تمدنی که هر دم ازش حرف می زنيم ؟ تمدن ما يعنی اينکه مامور شهرداريمون هم آشغالا رو از جاهای مختلف برداره بريزه يه جای ثابت!!انگار برا گربه ها و موشا غذا می ريزه ...

آره خب از اين شهردار مهربون بعيد نيست که به فکر موشا و گربه ها هم باشه   از فردا براشون کارت سيتی زنی هم می زنه تا بتونن راحت تر توی خيابون و خونه ها تردد کنن  ... مثلاً  فردا توی تاکسی از يه موش که با کت و شلوار و کیف سانسونت کنارت نشسته بايد بپرسی :« ببخشيد ساعت دارين ؟  »

می خوام تمرين کنم که کمتر حرف بزنم برای همين موضوعات رو وسط کار ول می کنم به حال خودشون چون اگه بخوام ادامشون بدم ممکنه تا فردا براتون هی بگم ... خب اما برای تابستون شما برنامه دارم  ... آخه تابستون که می شه جو مسابقه و جايزه و اينا می گيره و منم برای همين منظور هر سری مسابقات کاملاً جدی برگزار می کنم  با جوايز ارزنده ....  خی اولين معمای تابستانی تصويری هست ...

in ki bid

 شما بايد اين عکس رو شناسايی کنين ... اسمشم بگين کافيه اما اگه تونستين اطلاعات بيشتری دربارش بگين يه ناهارم افتادين ديگه

و اما جايزه :

به اولين نفری که جواب صحيح رو بده يک عدد BMW آخرين مدل با امکانات آب برق گاز و تلفن تعلق می گيره ....

اينم تصوير اين جايزه ی بزرگ ...

jayezeye bozorg

منتظر جواباتون هستم ... بابای  



 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان