۱۳۸٤/٥/٧

چی بگم والا ....

tozihi nadare vazehe

اول از همه سلام ..اين سری هيچ حرفی برای اينکه چرا اين مدت نبودم و بهتون سر نزدم و اين حرفا ندارم ... تازشم نه شرمندم نه شرمنده نيستم ... آقا اصلاً همينه که هست  رو رو حال کنيد ديگه ... همينه که هست ....

خب اين سری اومدم گله و شکايت .. از چی ؟ يا از کی ؟( راستی نه که من هميشه از همه چی شاکی نيستم !!! برای بار اول اومدم شکايت و غر زدن .... )

نه..اتفاقاً اين سری نيومدم گله و شکايت  .. اومدم از يه امر مهم و حياتی که واقعاً برای جامعه ی ما لازم و ضروری بود بگم ... پس همه سرا پا گوش باشيد ...

راستی فکر نکنين از جايزه دادن می خوام شونه خالی کنم ..اون قسمت جواب سئوال و جايزه و اين حرفا بخش بعديه صحبتاست ....

بخش اول :

اما اولش بگم که من اصلاً از اين کار مخابرات خوشم نيومد ... کدوم کار ؟ فيلتر کردن ؟ نه داداش اون ديگه قديمی شده ... نه بابا از اين ناراحتم که چرا بدون مشورت من اين کارو کردن  واقعاً اصلاً  توقع نداشتم که يه همچين کار مهمی رو بدون مشورت با من انجام بدن .... واقعاً که ...

کدوم کار ؟ همين ۸ شماره ای کردن تيليفا ديگه ... معنی نداره آخه اين کار ... از يه جهاتی اين ۸ شماره ای کردن اصلاً کار خوبی نبود هيچ کار بد و جوون ناپسندانه ای هم بود ... من بعنوان يک عضو جوون اين کار رو سرکوب می کنم تا مشتی باشه بر دهان عدد ۸

آخه از اونجايی که احتمالاً همتون خبر داريد ۷ عدد منه و برای همين از اين ۸ رقمی شدن خيلی شاکيم و به همين منظور اعتصاب کردم و به کسی زنگ نمی زنم ....

من نمی فهمم خب مگه اين شماره ی ما چه ايرادی داشت آخه که اومدن خرابش کردن ... اصلاً شماره ی ما انقده بيريخت شده که من روم نمی شه ديگه به کسی شماره بدم  حالا برا ما که خوبه خيلی بهتر از اون شماره هاييه که الان تبديل شدن به ۶۶۶ .... من اگه جای اونايی بودم که الان شمارشون اين طوری شده می رفتم شکايت می کردم جون داداش ...

آخه اينطوری که شده کسی به ۶۶۶ ها زنگ نمی زنه و برا همين منظور ۶۶۶ ها بايد خودشون به بقيه زنگ بزنن و اينطوری از لحاظ مالی معنوی شکست عشقی می خورن ( چی شد!!! ) ...

اما اين مساله رو جدی بگيريد نمی گم که ازش سر سری بگذريد هيچ به اين مساله فکر کردين که دختر يا پسرايی که شماره تلفنشون الان شده ۶۶۶ چقدر تو زندگی دچار دپرشن حاد می شن ؟ آخه کسی بهشون زنگ نمی زنه در نتيجه گوشه نشين می شن و از بی صحبتی ديگه حرف زدن يادشون می ره و کسی حاضر نمی شه باهاشون زندگی کنه ...

به نظر من برای حل اين مشکل تنها راهی که من می تونم پيشنهاد بدم اينکه که دخترای ۶۶۶ با پسرای ۶۶۶ ازدواج کنن و يه جايی خونه بگيرن که شمارشون ۷۷۷ باشه تا بلکه روحيه ی از دست رفتشونو به دست بيارن ...  (مشاوره ی مجانيه ديگه .... )

تازه يکی ديگه از بدياش اينه که بعضيا از اين مساله سواستفاده می کنن و ديگه به رفقاشون زنگ نمی زنن به اين بهانه که تلفنشون قطعه ! ( يه لحظه واستين ببينم چی گفتم اصلاً  )

 راستش به نظر من اين واسه يه بخش ديگه بود ... حالا که اينجا بيان شد ما هم کاريش نمی کنيم ... منظور اين بود که به بهانه ی عوض شدن شماره ها بعضيا خودشونو می زنن به اون در ( محکم نزن آقا دردت می گيره ) و ( شرمندم شکر ميون کلومت ... خانوم با شما هم هستم خودتو محکم به اون در می زنی دردت می گيره از ما گفتن بود ... باز معذرت وسط حرفاتون اومدم ..) خب چی می گفتيم ..اهان آره ديگه مساله زد و خورد بود که بالاخره ۱۱۰ اومد و جداشون کرد ... خلاصه ماجرا به خوبی و خوشی تموم شد و روی همو بوسيدن و ( ...شرمنده... سانسورش کنين چون برا ما مسئوليت داره .. پس فردا در وبلاگمونو تخته می کنن می گن حرفای بد می زنی ... ببخشيدا ... ) خواهش می کنم ... آقا در کل اين از بدياش بود ديگه .... اين يارو اينجاست نمی تونم بگم بقيش چی شد ... آخ دست به سر همم کشيدن و همو بغل هم ... ( ) باشه آقا  از اين مساله می گذرم ...چی بگيم ديگه ...

( ببخشيد ... انقدر بد گفتی می گن تو ضد انقلابی يی ... يه چی بگو که کسب و کار و ازت نگيرن و درتو تخته نکنن..خب بالاخره اين امر رو از ديدگاه خوب هم می شه ديد ... هميشه می گن : نيمه ی پر ليوان رو ببينين )

بخش دوم :

راست می گه بنده خدا ... اتفاقاً من با اين کار خيلی موافقم ... يعنی همين ۸ رقمی شدن ديگه ... زيادم از عدد ۷ استفاده بشه حال نمی ده ..من ترجيح ميدم اين عدد فقط عدد من باشه تا تلفن و اين حرفا ... خز می شه آخه ...

اما می دونين اين تحول نياز بود ... يعنی شماره ها بايد ۸ رقمی می شد ... می دونين چرا ؟

آخه از وقتی شماره ها ۸ رقمی شده پليسای بيشتری توی خيابونا وای می ستن !! (ای خدا باز اين حرف زد ... )

خب راست می گم ديگه ... از وقتی ۸ رقمی شده من دقت کردم می بينم که پليسا بيشتر شدن ..هر چی هم فکر کردم و محاسبه کردم نفهميدم چرا ... من اينطوری محاسبه کردم که بعد شمارش تعداد خونه ها و تلفنا و ۸ رقمی شدن شماره ها  و ضرب و تقسيم اعداد به دست اومده و  تقسيم بر تعداد تلفن همگانی های شهر تهران ( البته مجبور شد تعداد کل تلفن همگانيا رو تقسيم بر ۱۰۰ کنه ..چون ۹۰ در صدشون کار نمی کنن )

 - مرسی که يادآوری کردی ...آره اين اعداد رو هم بر مبنای تعداد پليسای درجه دار کردم بردمشون زير راديکال عدد نامفهومی به دست اومد که ۵ تا از تعداد کل پليسا کمتر بود .....بايد به اين مساله هم رسيدگی شه که ۵ نفر اين وسط معلوم نيست چيکارن .... اگه باور نداريد خودتون بريد تحقيق کنين و اين اعداد محاسبه شده رو در بيارين ببينين چند می شه ...

اما بازم خوبی داره ...

لطف مردم به هم زيادتر شده و برای اينکه به هم ثابت کنن که در جريان آب غرق نشدن و می دونن که شماره ها ۸ رقمی شده به هم زنگ می زنن ...

در نتيجه ی اين کار تلفن ها بشتر اشغال می شن ... و مردم برای اينکه دائم دوستاشون پشت خط نمونن يه خط ديگه هم می خرن ...

- مردم آشغال کمتری می ريزن توی خيابون تا به آمريکای جهان خوار نشون بدن که فرهنگ ۸ رقمی شدن رو دارن ... ( يعنی می گن ۷ رقميا بی فرهنگ بودن ؟  جون داداش خون جلو چشمم رو گرفت برو کنار ببينم چی می گه  )‌....  غلط کرد بابا بذار بعد برنامه حالشو بگير ...

مردم بيشتر به هم سر می زنن و ارتباط دوستان و فاميل ها بهتر شده .. چون که در نتيجه ی زنگ زدن به هم ،  همديگه رو برای شام يا نهار دعوت می کنن (‌ اين قسمتش حال می ده جون داداش ... البته به شرطی که تو اون مهمونه باشی )

- خيابونا شلوغ شده ..مردم دوبله پارک می کنن و افسرا بيکار نمی مونن ...

دليل شلوغ شدن خيابونا هم همون خط بالاييه ...دعوت و اينور اونور رفتن ...

- چراغ قرمزا وقتشون کمتر شده تا مردم زودتر به کار و زندگيشون برسن ... ( کو ؟ کی می گه ؟ خالی نبند که ... کجا چراغ قرمزا وقتشون متر شده از خودت می گی؟ ... تازه جديداً قفل هم می کنن ۶ ساعت باد پشت چراغ قرمز بمونی و از کار و زندگی بيفتی... چرت نگو ديگه خانوم ... )

خب من حرفمو پس می گيرم ..اصلاً چراغ قرمز مشکل مخابرات نيست که ..مشکل راهنمايی رانندگيه. بعداً بهش رسيدگی می کنم ...

اما مردم حداقل پشت چراغ قرمز بوق بيق نمی کنن ... چون که حواسشون به اينه که وقتی خونه رسيدن به کی زنگ بزنن ... ( احتمالاً می خوان پرزنت کنن )

- سينماها شلوغتر شده و در نتيجه فيلما فروش بيشری می کنن ( اون سينمای هاليووده که الان کیپ تا کیپ همه جمعن که برن فيلم خانوم و آقای اسميت و fantastic 4 رو ببينن ..نه سينماهای ما که رستگاری در ۸ و ۲۰ دقيقه و ماهی ها عاشق می شوند رو نشون می ده )

در کل بالاخره در پی تماس های مکرر قرار سينما و پارک اينا می زارن ديگه ....

-خانومای خانه دار خونشونو بيشتر تميز می کنن .. به همون دليله مهمون بازی و اين حرفا ....

-امر خير بيشتر رخ می ده ..( آخه خيليا منتظر ۸ رقمی شدن شماره تلفنا بودن که برن خواستگاری )

( خب ديدين خوبيای ۸ رقمی شدن زيادتر بود ؟‌ ... معلومه از اين ليوان هيچيش خورده نشده بود که نيمه ی پر ليوان انقدر زياد بوده ... )

خب حالا تو هم ... خب من بعد مدتها اومدم و تونستم باز هم يه مساله ی مهم ديگه رو هم حل کنم و مردم برن سر خونه زندگيشون و همه چی به خوبی و خوشی تموم شد .... خب مشکلات بعدی رو هم بعداً بهشون رسيدگی می کنم ... می دونم که خيلی پرچونگی کردم و اينم دليل حرف نزدن بسيار بود ..مثلاً تمرين کم حرفی می کردم ... نمی شه انگارکی ... حالا از اين مساله بگذريم دليل اينکه اومدم و آپديت کردم يک مساله ی بسيار حياتی و مهم تر از اين ۸ بلاتکليف بود ... مساله ی مرگ و زندگی بود ....

آقا يکی منو تهديد کرد که اگه آپديت نکنم می سپره منفجرم کنن  ... اون يه نفر هم آريا بی ريا بود که تهديدم کرد و من الان هيچگونه امنيت جانی مالی معنوی انسانی ادبی فرهنگی ندارم ... خواستم اينجا اين مساله رو بيان کرده باشم که اگه بعد ها زبونم لال بلايی سرم اومد شما ها به پليس بسپرين که پی کی برن ... مرسی از همکاريتون

و اما بخش پايانی برنامه و شيرين ترين بخش : جوايز و دوستان

خب من بايد به همتون تبريک بگم ( همه که نه همون چند تا که جواب درست دادن )

من سه برنده پيدا کردم توی اين سری شرکت کننده ها .. همون طور که دوستان اشاره کردن عکس مربوط به اليجاه وود می شه ... هنرپيشه ی ارباب حلقه ها ... اين خيلی خوبه که شما با وجود اينکه عکس خيلی کوچيک بود تونستين تقلب کنين ... و اول رسيدگی به جواب ها ...

ثريا اولين برنده ی ما بود که جواب درست رو داد ... ثريا به اسم اشاره کرد و گفته که اين عکس عليجاه وود هست ... خب راستش رو خواين هيات داوران ما ( که حتماً دوستان مستحضر هستن که چقدر سخت گيره )‌ اعلام کردن که جواب قابل قبول نيست ... چون اليجاه با عليجاه فرق داره .. عين اين می مونه که بگی علی رضا و الی رضا ... خب مسلماً الی رضا قابل قبول نيست ديگه پس عليجاه هم از نظر تلفظی و انشا و املا و قوانين جمهوری اسلامی قابل قول نيست .. من همين جا از ثريای عزيز معذرت می خوام که اليجاه با ع نيست و ازش تشکر می کنم که اومد و جواب داد ... به منظور قدر دانی بچه ها دست بزنين

بسه ديگه حالا سريع بساط رقص و آواز راه نندازيد که ...

احسان عزيز هم اشاره کرده که عکس متعلق به کيه .. اما خودش اعتراف کرده که تقلب کرده ... من لوش نمی دم که چطوری تقلب کرده ... خودش اعتراف کرده من مدرکم دارم و هيئت داوران شرمندست که بايد بگه شما عکس رو شناسايی نکرديد ... اما باز اينجا جا داره از اين شجاعت احسان عزيز قدر دانی شه و بهش جايزه ی شمع طلاييه بهترين بازديدکننده ی متقلب رو می ديم و بعداً پولشو باهاش حساب می کنيم .... ( چی ؟ نمی خوای؟ ) خب خودش از گرفتن جايزه انصراف داد و جايزه می مونه برای سری های بعد ...

و بعد اين دو نفر هر کی هم جواب درست داده از رو دست اينا تقلب کرده و برگه ی همه  شما يه خط قرمز می خوره که ديگه از رو دست هم تقلب نکنين ...

و اما بقيه دوستان :

حبيب عزيز بعنوان سربه زير ترين شهروند بازديد کننده از اين سايت انتخاب می شه و بعد از فرستادن اصل و فرع شناسنامه و گواهی پايان خدمت به آدرس ايميل من می تونه بياد و جايزه ی خودشو از ما تحول بگيره ....

گاگ عزيز که تونست جزييات کامل ماجرا رو بگه هم بعد از فرستادن يک عدد عکس ۶ در ۸ و همچنين پر کردن فرمی که بعداً بهش می دم پر کنه می تونه يک هفته شام و نهار بره رستوران البرز به خرج خودش .... راستی براش دست هم بزنين

قر نده که ... دست بزنين از نوع دو انگشتی .... خب بسه ... نفر بعد ...

نيمای عزيز به دليل اينکه پسربقال سر کوچشون انقدر خوشش تیپه ازش تقدير به عمل مياد و می تونه بعد از مراجعه کردن به بقالی سر کوچه ماست بخره و سلام منم به پسر بقال باشی برسونه ...

شهريار عزيز به ۴ سال حبس محبوس می شه چون شرط بندی در اسلام حرام است پسر جان ( بيشتر به خاطر اينکه شرط نبستی اين کارو کردم که تجربه شه و بعداً شرط ببندی)

همين جا اعلام می کنم شهريار به قيد وثيقه آزاد شده فعلاً ... ( کسی که نديد زير ميزی رو؟‌‌ )

غزال جان عزيز هم به منظور ديدن کردن از اين صفحه ی پر محتوا يک عدد ذره بين با گارانتی يکساله بهش هديه داده می شه که زين پس عکسا رو درشت ببينه ...

سارای عزيز هم به منظور ديدن از اين وبلاگ بهش جايزه داده می شه ... ديدن عکسهای من از يکسالگی تا ۷ سالگی ....

راستی بهرام جان شما راست می گی ..خود نامردشه .... کت بسته بيارش جايزه بگير ...

(جوايز داره کم مياد ... )

نيلوفر جان هم به منظور اينکه نفس عملش پاسخگويی به سئوال بوده بهش جايزه داده می شه ... اما چون نيلوی عزيزه خودش ايد بياد بگه چی دوست داره ... ( آخه همه که نيلو نمی شن که )

( می دونين چرا ؟ چون اين همه مدت نيلو تنها کسی بود که لوگوی وبلاگ ۲۰۶ منو توی وبلاگش گذاشت از اين لحاظ هم کلی امتيازات داره )

راستی بابک جان در جواب شما : عزيز من ، عکس تو جيب جا می شه اما شهردار تهران ، نه

محمد جان صدای کتونيات کلی مشعفمون کرد و خستگی رو از تنمون در آورد شما دوست عزيز چون فهميدی اينجا ماهنامه شده بهت جايزه می دم .... اشتراک ماهانه ی وبلاگ من  بهترين جايزه برای شما دوست عزيزه ...

 راستی بعدها ممکنه اينجا سالنامه هم بشه ... بعدها هم قراره دفتر وکالت بشه از الان گفته باشم که مشکلات قضاييتون ( غذايی نه ها اشتباه نکنين )‌ رو بيارين اينجا با هم حل می کنيم ...

دم همتون گرم ..اونايی که همه مطالب رو خوندن هفته ی ديگه براشون جايزه در نظر گرفته می شه‌ ... اما اونايی که نخوندن جريمه داره ها ..من هميشه هم انقدر مهربون نيستم جايزه خيرات کنم ... پس بجنبين ...

چاکرم ... می بينمتون ...(موازين اسلامی رو رعايت کن خانوم ..الکی جوگير نشو که ...)

ViVaVida || ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان