۱۳۸٤/٦/٦

سانسور ...

سلام ... خوبين ؟ چشاتون ۴ تا نشه  ديگه تصميم گرفتم که هفته ای يه بار رو آپديت کنم چون می دونم که با اين کارم يه ملت رو خوشحال می کنم ...

واقعاً از خودم ممنونم که که بالاخره بعد يه عمر تونستم دو تا آپ پشت سر هم داشته باشم تا بعضيا نيان اينجا فرم اشتراک ماهانه بخوان ... اينجا ديگه هفنه نامه شده آقاهه !!!

خب می دونم که می دونين زياد حرف می زنم ...الان ۶ صفحه نوشتم و سعی دارم که کم بنويسم !!! بدون کبرا ضغرا می رم سراغ بحث مورد نظر ... معضل اجتماعی اين پست سانسور نام داره !!!  از اونجايی که بحث فيلم آقا و خانوم اسميت سر زبونا افتاد توی اين وبلاگ منم فرصت رو غنيمت شمردم که بيام اينجا و فرق بينفيلم سانسور شده و سانسور نشده رو توی اين مملکت بگم ...

اول از همه بگم که خداييش ما ايرانيا خيلی رو داريم ... فيلم هنوز اکران نشده همه ديدن ... سريع از رو پرده سنما بر می داريم و می ريم سر ۴ راه داد می زنيم : فيلم آقا و خانوم اسميت ... مادر شوهر هيولا ... بابا اينا که تازه تو هاليوود اکران شده ... بابا بذارين عرق بنده خداها خشک بشه بعد !!!

mr&mrs smith

خب تا اينجای کار مشکلی نيست با شوق و ذوق می ری و سی دی رو می خری ميای خونه ... صدا خنده ی حضار محترم کلافت می کنه و نمی ذاره بفهمی که چی دارن می گن ... آقا بشين !! تکون نخور هی !!! آقا درست بشن ... حرف نزن ... چرا اونورو می گيره ؟ و بعد يهو می بينی که صفحه به قدر بزرگ می شه که نقش اول فيلم ار کادر ميفته بيرون و شما گلدون روی ميز رو می بينين !!!

خب باز مشکل زياد حاد نشده !!! اما وقتی می ريد فيلم سانسور شده و زير نويس دارشو م بينين ديگه د بدتر ... هو می بينی که اين اون فيلمی نيست که تو ديده بودی ! اينجاست که می فهمی فيلم اصلی و فيلم سانسور شده دو تا فيلم جدان با هنرپيشه ها و کارگردانای جدا !!!‌

و اما اگه يه فيلم دوبله شده بخری که ديگه فبها !!!

البته اين روزا وضعيت بهتر شده من يادما چند سال پيش فيلمای کلوپ فقط يه صفحه ی مشکی بود ... فيلم جيغ ۲ عين کتاب داستان بود ... نصف صفحه که زير نويس بود بس که درشت نوشته بودن من نمی دونم فکر کردن مردم کورن ؟!!! بعدشم که زيرنوشته ها هم که مشکی بود فقط هرازاهی بازيگر فيلمو نشون می دادن که ما هواسمون باشه که داريم فيلم می بينيم ... بابا اون بنده خداها اسمشون هنرپيشست توی فيلم بازی کردن که ديده بشن کلی هم پول گرفتن اونوقت شما از پيشونی به بالا نشونش می دين چرا که گردنش بيرونه ؟

و وقتی که فيلم تموم می شه و می بينی اين همه دست اندرکار داشته مجبور می شی که فيلمو دوباره ببينی که نقش اول رو پيدا کنی ... و بعد از کلی کنکاش می بينی که فيلم بشتر روی محور اون گدائه که سر کوچه نشسته بود م چرخه و نقش اول داستان شايد يه جايی دماغشو نشون بدن که بالاخره نقشی تو داستان داشته باشه !!!

فيلم آسمان وانيلی رو اگه ديده باشين ( البته سانسور شدشو ) آخر فيلم اين سئوال براتون پش ماد که :‌ ا ... پس کامرون دیاز چه نقشی داشت ؟

اين تاه مشکلات سانسورشه وتی که به زيرنويس دقت کنی باز مساله برات آشکارتر می شه ... !

تمام دوست پسر دوست دخترا نامزد تلقی می شن و تمام فحشاها ( باعرض پوزش ناسزاها )‌ به لعنتی و لعنت به تو ترجمه می شن ... بعض قسمتای داستان هم که اصلاً انگار نه انگار حرفی زده شده يهو می بينی نيم ساعت از داستان گذشته و بعد نيم ساعت کلمه ی خداحافظ ترجمه می شه ... طرف يا دستشو بوده يا خوابش برده بوده ...

اینطوری می شه که فيلمای ترسناک کمدی می شن !

فلمای کمدی درام و گريه دار می شن ( از بس نمی فهمی کجای قصه بايد بخندی می زنی تو سرت و گريه می کنی )

فيلمای عشقی و رمانتيک هم تبديل به فیلم ترسناک می شن !

فيلمای جنايی و اکشن هم تبديل به فيلمای عاشقانه می شن ( چون معمولاً توی ترجمه می گن که ان اون کشت که با اونيکی ازدواج کنه !)

حالا فيلم آقا و خانوم اسميت هم با اين همه هيجانش وقت ببينی وسطاش خوابت می گيره و پيش خودت می گی چه بازی بدی چه کارگردانی ضعيفی چه فيلمبرداری بدی !!! آخه اينم شد فيلم ؟

البته از انسانهايی که خودشونم سانسور می کنن اين کارا بعيد نيست !

خب حالا می ری تو مغازه و می گی که فيلم بدون زير نويس و سانسور نشده می خوای ... طرف يه نيگا بهت می کنه و فيلم « غريزه ی اصلی » رو بهت پيشنهاد می کنه  هوی من عرض کردم فيلم نه مستند !!!! بابا من که نمی خوام صحنه ها فيلمو ببينم اگه می گم بدون سانسور باشه چون از اون ۴خونه ی سيار که تو همه فيلما نقش داره بدم مياد از اون مربع مشکی رنگ که سر تا پای هنرپيشه ی زن فيلم رو گرفته خسته شدم ...می خوام ببينم اون کيه که يا فقط دماغشو نشون می دن يا فقط صداش مياد !  به خدا می خوام بفهمم که بالاخره چی شد که اين شد ؟

قضيه ی فيلتر شدن هم همينه ... بابا به پير به پيغمبر وقتی ما اومدیم وبلاگ نويس شدن بهمون گفتن ان صفحه ی شخصی شماست ... چه صفحه ی شخص ييه که من نمی تونم ببينمش ؟ نمی تونم توش حرف دلمو بزنم ؟ هيچی دگه یه روزم نوبت ما هم می شه با تیپا بندازنمون از پرشين بلاگ برون ... عکسای وبلاگمونو که نشون نمی دن ... صفحه کامنتا که باز نمی شه ... هر وقتم که از قيافه خودمون خوششون نياد زرتی فيلترمون می کنن ... همونطور که اورکات رو فيلتر کردن ... من هنوز داغ اين اورکات بنده خدا به دلم مونده ...

خطاب به فيلتر عزيز : اگه يک روزم به عمرم بمونه گريتو در ميارم تا تو منو نشناختی خوب من !!! جيگر!!! حالا ببين

خب يم سراغ دوستان که خيل وراجی کرديم ...

نکته : به قول آريا : تنبلا می تونن از اينجا به بعد رو نخونن ...

ابلته از اينجا به بعد ديگه مجبور نيستين همه متن رو بخونين بريد اسم خودتونو پيدا کنيد و بخونين چی دربارتون گفتم !

 دارم درست می بينم ؟ دارم درشت می بينم ؟اين بچه مخفی خودمونه ؟ بوی گل سوسن و نسترن آمد ... مخفی ما از سفر آمد ... به به !! چه چه !! چقدر زندگی زيباست !! .. اين همه پروانه اينجا چيکار  می کنن ؟ چرا دور سر من می چرخن ؟

آگهی استخدام :

به يک نفر آريا جهت تميز کردن شيشه ها و شستشوی ظروف نيازمندم ... تلفن مرکز پخش ۰۰۰۷

بدو آريا جان بهتر از اينه که منت اين و اونو بکشی و بعدش تازه بری تو آژانس کار کنی که !

شادمهر جان مشعف فرمودين ... من نه تنها با چشم باز به اجتماع نگاه می کنم بلکه عينکم می زنم ... راستی دندونامم مسواک می زنم

فضایی جون مرسی که بعد شونصد بار اومدن و رفتن بالاخره مطلب رو خوندی ...  در رابطه با اون مطلب هم بايد عرض کنم که ناراحت نشو هر کی يه نظری داره اگه بنا باشه واسه خاطر نظر ديگران نظرات خودتم بيان نکنی که نمی شه ... وبلاگ محيط شخصيته می تونی هر چی بگی توش به شرطی که تحمل شنيدن نظرات دگران رو هم داشته باشی ... چون اونايی هم که ميان نظرات خودشونو دارن بنا نيست هميشه باهات موافق باشن ..

در ضمن فيلم عزيز ميليون دلاری هم در سدد خريدش بودم امروز اما به دلايلی که در کل پست گفته شد منصرف شدم !

يلدا جان ببخشيد که من يادم رفته بود بگم قبل از خوندن مطالب آب قند آماده داشته باشين که وقت خوندين همه مطلب رو از حال نريد !! ببخشيد ديگه وسيله پذيرايی نداريم !

فائزه الهی سوسک شی ... پول ثبت نامتو فردا مياری دم سينما آفريقا بهم می دی ... هواس هست که کجا رو می گم... هر طور شده پولو فراهم می کن اگر نه بچتو می کشيم  .. فميدی؟

عبور جان من تو رسوندم منظورم مشکل ندارم حرفم دقيقاً همونيه که می گم ... شا شايد توی برداشت کردن مشکل داريد که اميدوارم که بد برداشت نکنيد ( هم اين جمله ای رو که گفتم و هم اون کامنتی که گذاشتم ) مخن هميشه آزادانه حرفمو می زنم ناراحتم نمی شم اگه کسی باهاش مخالف باشه ... نمی تونم اين نعمت رک گويی و آزاد بودن رو از خودم بگيرم ... سعی می کنم توی آپ بعدی در اين رابطه هم صحبت کنم که شما هم بياييد هر طور راحتيد نظرتونو بگين..از ته دل بدون رو در واسی ...

يوسف جان انجا جا داره که بم که فقط ارمنی ها مسیحی نيستن ... در اين رابطه هم توضيحات بيشتری می دم .. اما بايد عرض کنم که همين الانم بريدن گردن بنده بر عموم مسلمين امريست مباح و در بعض مواقع ضروری می باشد ..چون من همين الانشم مسلمون نيستم !

ثريا هم عرض کرده بود که می خواد ماشينشو اسپورت کنه ... درباره ی اسکورت کردن ماشينش چيز به من نگفته ... حالا تو پايه ای اسکورتش کنی ؟

سارا جون خوب شد به قيمت سبزی اشاره کردی عزيز جون ... حتماً به موقش در رابطه با قيمت سبزی که يه معصل ديگست هم آپ می کنم  .. در ضمن اينا گفتن که تا ۲ هفته اين سبزيجات و اينا رو نخورين الان که ديگه می گن آب معدنی هم نخورين ... بابا نگفتن تا آخر عمر چيزی نخورين که ... آخرشم نه از وبا بلکه از بيماری نقرس تلف می شيم !!!

ثريا جان پيش خودمون باشه من از بقيه هم برای تشخيص رنگا کمک گرفتم همش کار خودم نبود در ضمن من چون درس عربم خيلی ضعف بود برا همين نمی دونم جمع مکسر يعنی چی در نتيجه هم آخرش سوفيا لره ! حرف آخرم هم همينه ! ماشينتم جاش امنه دادم اسپورتش کنن بعد يوسف اسکورتش کنه بياد به دستت برسه ..خيالت تخته نرد !

غزال جون اين آپ کلش مربوط به جواب کامنت شما می شه پس يه دور ديگه از اول بخونش  

اما درباره ی اينکه گردنت درد می کنه و زياد چت می کنی اينا همش توهمه که در اثر خوندن اين وبلاگ بهت دست داده ... من يادم رفته بود که بگم بعد خوندن اين مطالب و کامنت گذاشتن از آرشيو ذهنتون پاکش کنين که دچار ان وحشت نشيد ...

شما برای توهم زدايی روزی ۵۰ بار بنويس من چت نمی کنم من چت نمی گنم ...روزای تعطيلم ۱۰۰ بار بنويس من وبا ندارم من وبا ندارم ... تا آخر تابستون حالت بهتر می شه

پروف جان واسه همين خاطره که دمپاييامخو دستم م گيرم..اخه اگه بپوشمشون ممکنه ناخواسته سوسکا رو لگد کنم و خونشون بيفته گردنم ...

نيما جون شبکه سه و نيم چه ؟ يعنی انقدر خزم من ؟

حبيب جان من نه تنها اون آفلاين رو با کمال ميل قبول می کنم بلکه همين جا در معرض عموم ( برادر بابامو نمی گم عموم مردم منظورمه )‌می ذارم که ببينی چه شجاعتی دارم

?Hoy bikare tanbale khogash to chera update nemikoni divoone

در ضمن يک عدد کيف پیدا شده ... به جون حبيب تو کيفه يه قرونم پول نبود که من بخوام برش داشته باشم  بعدشم می خوای با اين حرفی که درباره ی ايدز و سبزيجات زدی وقتی با اين مساله رو به رو شديم يقه تو رو نگيريم ؟ يعنی می خوای بگی مسئول اين همه نابسامانی تو نيستی ؟

آقايون خانوما يه لحظه سکوت رو رعايت کنيد ... ساکت ... مسئول اين همه نابسامانی کيه آخه؟!!

رامين جون فرمايش شما متين ... بعدشم وبا مرضه نه ويروسه نه باکتری ؟!!

آقای معلم به جون داش رامينم اگه دروغ بگم من مدرسه که می رفتم هميشه ثواب رو صواب می نوشتم اما ديکتم هميشه ۲۰ بوده !!!  آخه توی ديکتمون هيچوقت نمی گفتن که کلمه ی ثواب رو بنويسيم

خطاب به آموزش و پرورش : لطفاً در سال جديد در ديکتيشن هايتان از کلمه ی ثواب هم بگين که بچه ها ياد بگیرن ... صواب داره به خدا !

راستی رامين برو کنار جوجه  آخه فضای روتو توی کامنت گذاشتن کم کرد

موشموشک جان رجوع شود به بند که برای غززال جان نوشته شده ... مشقاتم بيار خط بزنم !

ديوونه خانوم چشات کف کرد ؟  واقعاً اگه می دونستن که وبلاگم همچين عوارضی داره درشو تخته می کردم ...

کتونی خان خودتونم ببينين که شلواراتون داره از پاتون میفته و موهاتون پر از ژله ... در اين رابطه هم يادتون باشه که بگم که نگين مد فقط برا خانوماست  در ضمن دهنت ... يعنی چه ؟ حرف رکيک نزن پسر اينجا خانواده زندگی می کنه

در آخر هم جا داره که بگم ايول چقدر نوشتم ...از کت و کول افتادم



 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان