۱۳۸٤/٧/٢

تصميم کبری

من تصميم خودمو گرفتم ... همين الان.. يا شايدم نيم ساعت پيش ! ..شايدم هر وقت اصلاً به شما چه که دخالت می کنين ؟ والا .. عجبا !

خب بايد عرض کنم که مساله ی مهم امروز در اين رابطست که چگونه بنويسيم و چگونه داريم می نويسيم سعی کنيم که تا حد اعلا زياد بنويسيم . اين مساله ی مهميه که خيليا اين روزا به من می گن که گطوری انقدر می نويسم ؟!! خب بايد عرض کنم که من تنها شخص شخيصی نيستم که شکر خدا زياد می نويسم ! الحدلله همه بروبچز در حد من و حای بيش از من پر چونن ... يه سر به وبلاگ ممد کتونی بزنين مياين اينجا به من می گين که چقدر تعداد کلماتی که استفاده می کنم مناسبه !

و اما چگونه من اينگونه شدم ؟

بايد عرض کنم وقتی يک انسان انقدر خارق العادست که بلافاصله بعد از خوردن آش ، شيرکاکائو می خوره و بعداز خوردن شيرکاکائو با بيسک.ييت می ره سراغ لواشک و بعد از نوش جان نمودن لواشک می ره و سيب رو استاد می کنه ! و از نظر جسمانی طوريس نمی شه بايد هم انقدر بنويسه ! ( منطق رو داشته باشين  )

وقتی که يه فرد متشخص با ۳ عدد از دوستان متشخص تر از خودش می رن کافی شاپ و بعد از مستقر شدن از کيفشون شاندويچ کباب ترکی در ميارن و شروع می کنن به خوردن ( در کافی شاپ ! ) ....

و بستنی شکلاتی سفارش می دن و با کباب ترکی و نوشابه می خورن !

و هنگامی که همين اشخاص محترم چیپس فلفلی رو با شيرکاکائو می خورن !

و بعد ش تصميم می گيرن که پيراشکی بخورن ( اونم با آب معدنی !  چه شود !)

بادم وقتی بر می گردن خونه انقدر مطلب برای نوشتن داشته باشن ! ( واقعاً کشته مرده ی منطق خودمم ) ... آخه يه سری غذای مغذی خودن و فسفر به مغزشون زياد رسيده ...

بايد عرض کنم که اين فرد عزيزی که در تمام مراحل حضور فعال داشته و يکبار هم به خوردن حله هوله (  معلمای عزيز من نمی دونم هله هوله ؟ هله حوله ؟ حله هوله  و ... کدوم درسته )  نه نگفته کسی نيست جز اينجانب  يعنی بنده !  يعنی نويسنده ، کارگردان و تهيه کننده ی وبلاگ ويدا ۶۴ ( البته طراحی صحنه هم با خودمه )

بله کسی که شماها هر دفعه ازش می پرسين اين همه مطلب رو از کجا مياره و چطور انقدر می نويسه ! شما اين کارايی که گفتم امتحان کنين اگه يه کمی هم استعداد داشته باشيد حتماً به مدارج بالا می رسين  ... البته من از بچگی کاملاً انسانی فسفری بودم ( يعنی مغز متفکر ) چون تخمه و پرتقال رو در زنگای تفريح با ساندويچ می خوردم خب حالا تصورتون از من يه انسان چاق خپل گامبالو نباشه .... چون اين غذاهايی که من می خورم فقط باعث رشد مغزم می شه نه جسمم  ... گردن درد و سر سنگينی رو بادتونه ؟ جريان همينه !

امروز رو بهتون مرخصی می دم چون روز اول بازگشايی مدارس بوده و می خواين بريد کتاباتونو جلد کنين و مداد گلی هاتونو بتراشيد و معلم نامردتون يه عالمه بهتون مشق داده که بنويسين تا صد آفرين بگيريد و وقت خوندن آپديت طويل رو ندارين من مطلب رو همين جا سوزن می زنم و می رم سراغ دوستان ...

( خياطيمم خوب بودا نمی دونستم ! )

و دوستان :

آخه ۴۳ تا بيننده کجا ۱۸ تا کجا ؟ چطور انقدر می تونه سير نزولی داشته باشه ؟

تعداد بيکاران زياد شده بايد ماليات رو ببرم بالا

غزال جان هنوز بحث فمنيستی آغاز نشده همه قهر کردن و رفتن تازه کلی هم بد و بيراه شنيدم ... اگه گوجه فرنگی هم گرون نبود حتماً الان گوجه فرنگيم پرت می کردن ! خودمونيم ديگه اين آقايون جنبه ی بجث فمنيستی رو ندارن بيا بی خيالش شيم !

در ضمن قرنطينه های ما سونا و جکوزی هم داره . کامپيوتر که سهله

ای خدا اين مرتضی کی از حبس اومد بيرون  ای بابا يه مدت از دستت راحت بوديما باز بايد بيای اينجا دماغت لای در گير کنه بری باباتو بياری خسارت بگيری ؟! من ديگه از اين پولا ندارم به کسی بدما ! حواست باشه ....

علی خان باز تو حسوديت شد ديدی دو نفر اومدن از هنر من تعريف کردن ؟ حسود هرگز نياسود  تازه شيرينی تولدت کو ؟ يالا يالا يالا !!! ( آهنگ اندی )

در ضمن جديداً نوشابه ها درشون خيلی سخت باز می شه يا من زورم نمی رسه باز کنم برای همين می دم بروبچز برام نوشابه باز کنن ...

گاگ عزيز :

نمی خواستم توی جمع به اين امر اعتراف کنم اما گويا بايد شفاف سازی کنم  راستش من تا تصميم کبری بيستر نخوندم . آخه کتابش که گم شد رفتم دنبالش بگردم برای همين از درس و کلاس و مدرسه عقب موندم . البته الانم هنوز پیداش نکردم ...

بچه ها خواهش می کنم اگه کتاب کبری رو شما برداشتين ( حالا محض شوخی و خنده يا هر چی دیگه ) بياين پسش بدين اگر نه من يه سال تحصيلی ديگه رو هم از دست می دم و اينا همينطور هی بايد بيان بگن که ارازل اينطوريه يا هواث چزوريه و اين حرفا ...

حبيب جان بيا گم شدن کتاب کبری رو هم به گردن بگير يه عمره الاف ( علاف ) شديم !

نيلوفر جان خط ۴۷ الی ۵۲ ميفته خونه ی همسايه که ! اما من شمردم و فهميدم کجا رو گفتی ولی من که تا ۱۰ بيشتر بلد نيستم بشمرم

در ضمن از اين کارا ياد اينا نده بابا همينطورش از دستشون آسايش نداريم حالا ياد می گيرن و اينبار ميان از اين کارا می کنن ... من الان جرات ندارم بگم چه کاری ... نمی تونم حتی بگم قوطی کبريت چه برسه که بگم قوطی رب گوجه ... بابا آزار داری تو هما بد بخت شدم رفت !! اگه بلايی سر من بياد تقصير توئه ها ...

احسان جان صفا آوردی .. البته من که نشده تا نسيم صبحگاهی چت کرده باشم آخه يه کم که نزديک نسيم صبح که می شه بابام با چکش بالا سرم وای ميسته که کامی خاموش و لالا ... اما شده که تا سپيده ی صبح پای تلويزيون باشم ...

تازشم چت ياهو می خوای چيکار ؟ اين همه انسان زنده و خفاش توی ليستت برای چی ادن ؟

پروف عزيز دوستای منم هروقت سی دی های منو می برن به نام خودشون می زنن ... يعنی از فرداش ديگه سی دی مال اوناست ... سند نداره بده ديگه اگه سی دی ها هم سند داشتن خوب بود ... به نام می زدم می رفتم ازشون شکايت می کردم ... اما الان کی به کيه تاريکيه ...

بعدش هم سوسک عزيز شما هم خودش شبا ساعت ۳ آن می شه و نمی ذاره من بخوابم ... تقصير من چی بوده ؟ من چيکاره بيدم ... يقه رو ول کن ... من بهش کاری ندارم خودش بيداره نمی خوابه ... ولم کن آقا می زنم لهت می کنما ( البته اگه از قوم سوسکا باشی می شه لهت کرد )  آخه اغفال ؟ اونم من؟

سارا جان شما از بهترين کامنت گذاران وبلاگ منی و به همين خاطر بايد ازت تقدير به عمل بياد ... اگه يه بار کامنت نذاری کلاس کار وبلاگم مياد پايين

صريا  من يادم باشه توی هر خط يه دونه اسم تو رو در گم کنی بنويسم بلکه کل مطلب رو بخونی  ... تو که خفاش خوبی هستی هرچند من نمی دونم شبا ساعت چند ميای و چند می ری اما تشخيص دادم که جزو سردسته های خفاشايی ..از اونجا که با مخفی اس ام اس بازی می کنی بايد از سردسته ها باشی  در کل من نفهميدم چی شد ... کی کيو از خوب بيدار کرد و کسی که خوابه چرا بيداره و اگه بيداره چرا بيدار نيست ؟ هان ؟ جواب منو بده ثريا جان واقعاً چه معنی داره اين همه مشکلات ؟ آقا اگه اس ام اس بازيه منم هستما ....

در ضمن من همين جوری فرار مغزها هستم ديگه نيازی به دشمن نيست ... هيچ دشمنی هم حق ورود به اين مکان مقدس رو نداره چون دربون استخدام کردم که دم در واسته و کارت شناسايی ببينه ...

ان دربون کسی نيست جز ... آريا !!! ... بهت تبريک می گم سمت جديد ... مراقب باش کسی قاچاقی وارد نشه ها ... خوابت نبره اينا خفاشن تا صبح اينجا رفت و آمد می کنن ... حواست جمع باشه ...

اه اه اه خدا لعنتت کنه خود تو رو !!! آخه تو اگه موبايلتو خاموش کنی که کسی نمی تونه ۳ نصفه شب برات اس ام اس بزنه که ... که بعد بيای لعنتش کنی ... هوی آقاهه با شمام چرا روتو بر می گردونی ؟ تو چرا حتی قسمت دوستان رو هم نمی خونی و ميای لعنت می فرستی ؟  ميای غر می زنی اونوقت ؟ چه معنی داره اين حرکات ؟

ثريا جان اصلاً تا می تونی اين بچه مخفی رو اذيت کن بخنديم يه کم ... حتی وقتی هم wc هم هست بهش اس ام اس بزن که بياد وبلاگ منو بخونه ... زود تند سريع ... حق الزمه هم با من  بعداً با هم حساب می کنيم ....

نمی خواستم انقدر زياد شه  زياد نوشتم بازم ؟

کی می دونه من سی دی های مانی رو کجا گذاشتم ؟



 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان