۱۳۸٤/٧/۱٢

مرغدونی ...

عجب دوره زمونه ای شده  ... نيگا تو رو خدا ٬٬٬٬ چه زندگی ی شده که ديگه حيوونا برا آدم شاخ می شن.

والا توی اين مملکت حيووناشم جوگير می شن فاز ترکی بر می دارن ؛

گاواشون تا چشمشون به گاو همسايه می خوره یک دل نه صد دل مجنون می شن حالا بيا و با جنون گاوی مبارزه کن

حالا جنون رو درست کردی ميان می گن وبا توی آب جوب راه رفته به همين منظور آب نخوريد !

بعد وقتی آب معدنی می گيری می بينی مزه آب جوب می ده!

موش مرده ها هم که طاعون دارن !

گربه هم حتماً تيفوس مياره !

ورود سگ هم به پارک ممنوعه ... !! (واقعاً چه ربطی داشت ؟!!؟؟؟)

حالا باز بگی شير ، پلنگ چه می دونم يه حيوونی که ابهت داره بياد برا آدم شاخ شه که انسان بهش بر نمی خوره که ... ديگه آخه مرغ !!هم بايد بياد از خودش مرض در کنه ؟  

والا ديگه حيوونا هم لوس بازيشون برا ماست ... من نمی دونم کدوم مرغ بی شعوری از خودش مرض آنفولانزا در کرده که الان همه مريض شن !!!

البته من می دونم که اين مريضی عجيب که گريبانگير اکثر مردم شده يه نوع آنفولانزای ديگست ... شايد از نوع گاوی يا خريش باشه .....

توی سايت BBC يه مطلب راجع به آنفولانزای مرغی می خوندم آخرش نوشته بود به محض مشاهده ی هر يک از علائم آنفولانزای مرغی به پزشک مراجعه کنيد ... بعد جالب اينجاست که توی کل مطلب اصلاً نگفته بود علائم آنفولانزای مرغی چيه که ما بدونيم اين مرضی که ما داريم مرغی هست يه نه!!!

خلاصه از اونجايی که اين مريضی ناشناخته شتريه که دم خونه ی همه می شينه و همه ممکنه که باهاش مواجه شن برای همين بعد از وبا اين بار به علائم آنفولانزای مرغی اشاره می کنم که دوستان آگاه باشن ....

علائم معمولی : سردرد - سرگيجه - تب - در بعضی مواقع لرز - کوفتگی بدن - گلودرد -

علائم حاد :(بيماری ديگه شديد شده حالا ) چت نکردن به مدت ۲۴ ساعت و بيشتر - آپديت نکردن وبلاگ - به وبلاگ ديگران سر نزدن - شنيدن جوکهای تکراری - اس ام اس فرستادن و گفتن : دارم می ميرم -

به محض مواجه شدن به هر يک  از اين علائم ابتدا وصيت نامه ی خودتونو بنويسيد و اگه وبلاگی داريد به نام من کنيد  و سپس به راحتی دراز کشيده و آهنگ : کس نمی داند کدامين روز می ميرد داريوش رو گوش بدين ...

اگه وبلاگ و آيدی نداريد و عضو اورکات و گزگ و کلوب هم نيستيد می تونيد به پزشک مراجعه کنيد .

خلاصه اينم توصيه ای بود برای جلوگيری از پاک شدن اد ليستاتون ( واقعاً چرا چرت و پرت می گی ؟ )

حالا از اين مسائل گذشته واقعاً بايد يه فکری به حال اين مرغا کرد ... اين کارشون اصلاً پسنديده نيست ..البته نشانه ی اعتراضشونه می گن به گاوا بيشتر از مرغا يونجه می دن  و همين امر تبعيض نژادی باعث شده که مرغا اعتراض کنن . خب دولت بايد به اعتراضشون رسيدگی کنه اگرنه از راه ديگه ای وارد می شنا ... خدا اون روزو نياره اما اگه به اين مساله همين الان رسيدگی نشه ديگه پس فردا که تخم مرغای ايدزی به بازار اومد ديره !!!

                   

از هر چه بگذريم سخن دوست خوش تر است ...

اول از همه به يک سخن از ليدا ( خواهرم ) اشاره می کنم چون واقعاً گهرباره سخنی گفته ...

می گه که هيچوقت نمی فهمه اون آقاهه اول  آهنگLa Tortura  شکيرا چی می گه ... !!!

بهش می گم مثلاً بقيشو می فهمی چی می گن ؟

می گه نه اما اولشو خيلی نمی فهمم چی می گه !!!!

واقعاً حرفش خيلی منطقيه ..شما می دونين حالا اون آقاهه اول آهنگ چی می گه ؟

و اما دوستان :

جناب آقای مخفی عزيز که بالاخره تونستی کد کامنتا رو درست بزنی و ز همين جهت ذوق کردی ۴ تا ۴ تا کامنت گذاشتی  من با شما بسی صحبت دارم ...

۱ - تو به من گفتی علاف ؟!!!!  به وبلاگم گفتی درپيت ويزيتور ندار بيريخت بی مزه ؟!!!!(خودت می دونی ديگه چی گفتم بهت با اين حرکت  )

۲ - واقعاً پل هوايی تکنولوژی غرب زده ايه ...

۳ - من پاستا رو با هر چی بخورم بهتر از اينه که يک غذای جامد رو (يادم نيست چی بود ) با نی بخورم!!!!!

۴ - اون نوشابه های مجانی رو هم اگه من خورده بودم که بهت می گفتم چطوری می خورم ...همشو اون خانومه گرفت ای کاش می رفتی ببينی اون خانومه اين همه نوشابه رو چظوری می خوره !!!( واقعاً کار حضرت فيله )

۵ -  می دونی اين خيلی بده که يک انسان بره ليوان بخره ليوانه سوراخ باشه بعد زرتی هم آب رو بريزه توی همون ليوان سوراخ ....

۶ - آب معدنی رو هم تجربه به من ثابت کرده که با ليوان نخورم  چون ممکنه از معنويت و معدنيتش کم شه بنابراين با شيشه خوردنش می صرفه ....

رامين جان تو که يه بار نظر داده بودی بس تعداد نظرات زياده نمی شه نظرات رو پيدا کرد  ... تو هم فسفر مغزت کم شده ها حواست کجاست ؟( تو رو خدا نگو که حواس رو باز اشتباه نوشتم ) راستی اصلاً يادم نبود که آدما که پا به سن می ذارن هواس پرتی پيدا می کنن و دچار فراموشی می شن ...

گاگ عزيز کتاب آن شرلی چه بسا سخت تز از تصميم کبراست ...لامصب چقدر با گيلبرت نامه رد و بدل کرده . من چيکاره بيدم بشينم نامه های عاشقانه ی مردم رو بخونم ... پس چرا ازدواج نمی کنن ؟!!!

پروف عزيز ، سوسک شما از اين قمپز ( نمی دونم درسته يا نه ) ها زياد در می کنه .... اولندش من خودم زودتر می خواستم رئيس جمهور شم تمام وزرام رو هم انتخاب کرده بودم .. وزير امور خارجم هادی بود اسمش ( می گم که بعداً اين پست رو به جيب نزنين ) . خلاصه اينکه يهويی رد صلاحيت شدم چون همه چی دست به دست هم داد تا وبا بر ما حکومت کنه . در کل واسه ۴ سال ديگه صد در صد من دوباره کانديد  می شم و با سوسک شما رقابت می کنم اساسی ... از همين الان هم می تونی سمت خودتو انتخاب کنی . بيا با ما همکاری کن وزير که سهله استادت می کنم ! خلاصه من از الان به عنوان حسن نيتم يه پست بهت می دم ... چی دوست داری از همين الان بردار ... ببين فقط آشپز هم قبلاً توسط يکی انتخاب شده ... پس چه پستی می خوای برات اوکيش کنم .... تو فقط لب تر کن ...

انيش جان مدارس هم باز شد اما من هنوز سوييمينگ ياد نگرفتم !

ثريا جان فکرشو کردم ديدم نمی صرفه .... تعداد اس ام اس هام که بزنه بالا مخ موبايل سوت می کشه ..بعد ديدم که آخه آدم مگه بيکاره عقل تو سرش نيست که واسه يک وجب انسان مخفی وقت و پول و فسفر در کنه ؟  بعد تازه تو می گی ۲ نفری می ريزين سر يه نفر ؟ چی می کشه اين بدبخت مخفی ( هر چی می کشه حقشه ... ) خلاصه اينکه من هم شماره دارم هم امکانات و هم مهمات اما کيه که حال اس ام اس زدن داشته باشه ..تو هر اس ام اس رو دو بار بزن براش يه بارش به نيت من  بعد ببينم درست شنفتم ؟ مخفی ؟ مدير روابط عمومی ؟  اصلاً مخفی می دونه روابط عمومی يعنی چی ؟ واقعاً اين بشر هنوز يه پازل ساده رو نتونسته درست کنه ... من وقتی براش اين پازل رو خريدم نگاه کردم نوشته بود برای بچه های ۲ تا ۴ سال ... !!! واقعاً موندم اين بشر چطور هنوز نمی تونه پازل رو درست کنه !!!

در هر حال غرض از اين همه حرف و اينا اين بود که بيا من خودم هم روابط عمومی بلدم هم ارتباطاتم خوبه  بيا خودم مدير روابط عموميت می شم اگه خواستی مدير ارتباطاتت هم می شم و هر کاری برای سرکوبی اين مخفی می کنم ...

راستی الان يادم اومد که گفته بودی ثرياهای متنم رو زياد کنم ... شرمنده ديگه يادم نبود توی پستم جای کلمه ی مردم آزاراش بنويسم ثريا  ( شوخيه ها ) آخه يکی نيست بگه اين پست اصلاً توش کلمه ی مردم آزار داشت ؟

موشموشک عزيز نه تنها موجود بلکه موجوداتی هستن که اون ترکيبات رو می تونن بخورن ... و همشونم انسانهايی هستن نابغه  خودمم سردستشونم ....در رابطه با مراسم نامزدی وبلاگامون بايد بگم که اگه پسر شما بعد يه انگشتر رد و بدل کردن برای دختر من فاز بر نمی داره و به درسش لطمه نخوره و بعدشم اگه سرکارش نذاره و اين حرفا باشه حرفی نيست ..بالاخره شما آشنايی مورد اعتمادتری ديگه ...

کيوان  ست دارا سارا که ديگه جاواد شده ...

نکته : برای جلوگيری از گفتن کلمه ی ثغيل جواد بگين جاواد که به کسی بر نخوره ...فرهنگ داشته باشين ...

آره داداش داشتم می گفتم ... دو هفته از مدارس گذشته و تو هنوز برای من ست دفتر مداد نخريدی ..در ضمن الان باربی مده من دارا سارا نمی خوام

بعدشم برای خوردن اون ترکيبات بايد ابتدا از خونه بری بيرون که بعدش مشخص شه که می شه به خانه برگردی يانه !

سارا جان خودت می گی فيل اگه اون ترکيبات رو بخوره از پا در مياد ... اما توجه کن من که فيل نيستم که من ويدام  

نوا جان من واقعاً در عجبم که منصور اينجا چيکار می کرد ... کی اومد اينجا من خبردار نشدم ... من حتی دربونم گذاشتم دم در ... پس آريا چيکارست ؟ نمی ذاره کسی بدون کارت زدن از در وبلاگ رد شه اونوقت  منصور اينجا چيکاره بيده ؟ من هر چی گشتم که اثری از منصور توی وبلاگم نديدم حتی زير مبلا رو هم گشتم نبود جون تو ...

در رابطه با اينکه منصور هنديه يا افغانی بايد بگم که گزينه ی سوم درست می باشد ... هيچکدام ... جهت اطلاعات بيشتر به وبلاگ رامين مراجعه شود ...

شهريار جان زدی تو خال .... اتفاقاً خيلی حال می ده که آدم وقتی توی يه مهمونی بزرگ مثلاً عروسی هست موقع شام جهت خنده هم که شده ژله رو بريزه روی باقالی پلوش .. البته به شرطی که هر دو غذا موجود باشن ...

باز حواس منو پرت کردين يه هفته ديگه هم گذشت علی خفن شيرينی تولدشو نداد ...

حبيب جان ۹ ساعت قبل از اون روز که تو کامنت گذاشتی : تولدت مبارک

اين خيلی خوبه که تو همه مشکلات جهانی رو حل می کنه و به گردن می گيری ... حالا بيا و برا اينکه گردنبندت کامل شه تحصن مرغا رو هم تو به گردن بگير اين مساله هم به درازا کشيده نشه ...

راستی بچه ها شرمنده کی می دونه ارتفاض يعنی چی ؟ توی فالم نوشته که بايد اين هفته ارتفاض در کنم از خودم ...يعنی چی‌؟

ViVaVida || ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان