۱۳۸٤/٩/٤

انسانيت !

چرا بعضيا يه جو انسانيت تو اين وجودشون نيست ؟بابا يه ذره انسانيت داشته باشی هم بد نيستا

*آخه اين يعنی چی که صبح ساعت ۸:۳۰ قرار کوه می ذاری و شب تا ساعت ۴ صبح بيداری و بيليارد می زنی ...حالا بدبختی يه رکورد درست حسابی بزنه که خوبه که..بين ۴۸ تا بازی ۹ تاشو ببری و ۳۸ تاشو ببازی !!!

( شرمنده ولی من فکر کنم اينا روی هم شد ۴۷  تا اما برای روشن کردن اين قضيه بايد بگم که يک بازی ناتمام باقی موند چون حريف کم آورد وسط بازی گذاشت رفت بايد ۳-۰ به نفع من می شد..اينا همه حاصل ناداوريه ...   )

*حالا واقعاً يعنی چی که به يکی می گی ساعت ۶:۳۰ بيدارت کنه و وقتی اين بنده ی خدا بيدارت کرد سرش غر می زنی که چرا منو سر صبح بيدار کردی !!!

(اينجا يه نکته هست که بايد بگم چون من اصولاً فراموش می کنم که ساعت رو کوک کنم و وقتی هم کوک می کنم نصفه شبی از روی عادت ديرينه می رم و آفش می کنم برا همين لازمه يکی بيدارم کنه)

*حالا جريان اينکه در ۴۸ ساعت همش ۵-۶ ساعت می خوابی و صبح تو اتوبوس چشات هی بسته ميشه چيه ؟ ( مرضه ديگه ...بگيری بخوابی که نمی ميری که !!!)

*به اين مساله چی می گن که وقتی می ری تجريش و تعدادی از رفقات رو می بينی که دارن می رن گلاب دره و تو می خوای با يه عده ديگه بری کلکچال و به اون عده که می رن گلاب دره بگی که شما بريد بالا منتظر ما باشيد ما هم الان ميايم گلاب می بينيمتون ! و بعد که همشون رفتن با خيال راحت می ری اون دست خيابون و ميری جمشيديه چی ؟!!!!

* اين يعنی چه که وقتی عباس جديدی ، کشتی گير قهرمان و پهلوان و افتخار آفرين و مدال آور و غيره رو می بينی ، با شوق و ذوق به سمتش می ری و فرياد می زنی :«بچه ها آقای حيدری !!» . (خيلی ضايع ايد خدايی)

*انگيزت از سرکار گذاشتن و اسکول کردن مردم با نگاه کردن به يک نقطه ی دور و با انگشت اشاره کردن به جايی نامعلوم و نچ نچ راه انداختن و «وای افتاد !» گفتن چيه ؟

(البته  اين نکته که همين امروز ثبت شده و قانون ويدا نامگذاری شده در اينجا وجود داره که  :)

((مردم از اسکول شدن خوشحال می شن !))

اگه گفتين چرا ؟ خب اين مساله عين قانون ۶ نيوتون و يا فلسفه ی فیثاغورث می مونه و بسيار مهمه :

« وقتی کسی {اسکول} می شه ، برای اينکه صفت {ضايع} شدن به {اسکول}شدنش اضافه نشه شروع می کنه به خنديدن برای اينکه ضايع نشه . پس از اونجايی که دو طرف تساوی بايد يکسان باشند می شه گفت که  ==>> اسکول شدن باعث خوشحالی می شه !! » 

( نکته : مگه دوربين مخفيا رو نديدين هميشه آخرش می خندن ؟!!)

*واقعاً انسان چطور می تونه بدترين و پرشيب ترين جا رو برای نشستن انتخاب کنه و بدون توجه به قانون نيوتون بره و کجکی در اين سطح پرشيب به سختی بشينه ؟ و وقتی که بقيه ميان رد شن و از اون بالا عجيب  نگاهشون می کنن خيلی جدی ازشون بپرسه : « عذر می خوام ما کجيم ؟!! به خدا زمين کجه ها..»

*واقعاً اين يعنی چی که از تلفن های مستقر در کوه استفاده ی نادرست کرده و به ۱۲۵ زنگ می زنين؟

( من چه می دونستم کار می کنه ..تلفنای داخل شهرش همشون خرابن توقع نداشته اين يه دونه اون وسط کوه کار کنه که )

*چطور يک انسان بدترين راه ممکن رو برای بالا رفتن  از کوه انتخاب می کنه طوری که همه ی مردم پشت ترافيک گير می کنن ؟ !!! و بعد برگرده و بگه : نه اين راه خوب نيست !

( البته اين من نبودم اين پسرخالم بود ! )

*چرا وقتی يک انسان خارجی با شادی بهت می گه : How are u برگردی بهش بگی : سلام ايوب ؟

( اينم به خدا من نبودم اين دوست پسرخالم بود )

*و همين فرد می ره جلوتر و با ديدن دو ژاپنی مياد آبروی مملکت رو بخره و زبان انگليسيش گل می کنه و می گه :‌ Hi dear.... و بعد دو قدم جلوتر بپرسه : راستی بچه ها معنی Dear چی می شد؟

*چرا يک انسان تعدادی انسان گرسنه رو از کلکچال تا ميدان قدس پياده می کشونه و بعد بعد ازشون جدا می شه و می ره ؟

( نکته اينجاست که اونا مسيرشون جدا بود خب ...توقع ندارين که بهشون پيتزا بدم که ؟! )

* آدمی که ۱:۳۰ می رسه خونه و ۲ ناهار می خوره حوصله داره ۴ يه جا ديگه قرار می ذاره باز؟

( حالا اين وسط قرار پارک ۲ تا ۴ رو پيچونده تازه !!!)

*حالا اين انسان وقتی ۲ دقه ديگه می خواد دوباره بره بيرون انگيزش از تعويض لباس و پوشيدن لباس خونه و معطل کردن خودش چيه ؟

( برای اينم البته يه دليل قانع کننده دارم ... خب آدم که با جورابای کثيف و شلوار گلی نمی ره خونه ی دوستش که !)

*حالا تويی که ساعت ۴ قرار داری چرا ساعت ۳:۲۰ چرت می زنی و وقتی پا می شی می بينی که ۱۰ دقه به ۴ هستش و تو هنوز خونه ای ؟

( خب خوابم برد نسپرده بودم بيدارم کنن خب ... )

*تا حالا به اين نتيجه رسيدين که کارتای تک سفره ی مترو رو فقط يکبار می شه استفاده کرد

پس انگيزه ی اين بشر از انداختن کارت باطله در دستگاه چيه ؟ و چرا وقتی با صدای بيق بيق دستگاه مواجه می شه می ره و می گه که آقا دستگاهتون خرابه !!؟‌

(بدبخت تازه اومد دستگاه رو باز کرد ببينه چشه... بعد ۵ دقه من به اين نتيجه رسيدم شايد بهتر باشه يه بليط بخرم ... )

[البته نکته اينجاست که من سری قبل گفتم که بهم کارت سه سفره بده اما توجه نکردم و الان ديدم که کارت تک سفره داده بيده ]

حالا همه ی اينا رو جمع بندی کنين . می شه نتيجه گفت که انسانی که با اين شرايط و در خستگی کامل ساعت ۹ مياد آپديت کنه نوشته هاش تبديل می شه به جفنگيات يا همون مطالب هجو که ليدا گفت !!! خلاصه اينکه جمعه ی پرمشغله ای بود ...  در کل عجب روز پرمشغله ای بود

پی نوشت :‌ خانوما آقايون اگه اين نوشته ها دارای غلت ا ملايی يا گرامری هستند فقط به خاطر اينه که من حال نداشتم چکشون کنم خب ؟ نياين باز برچسب بيشوادی به ما بچسبونينا ... حمينه که حصط.

بريم سراغ دوستان :

گاگ عزيز من اون متن رو ۵۰۲ بار خوندم و به اين نتيجه رسيدم که شما نه تنها از اين شغلی که بهت دادم راضی هستی بلکه خيلی  هم خوشت اومده و دقيقاً شغليه که يه عمر دنبالش می گشتی ... خوشحالم به آرزوت رسيدی ... ببين حالا اگه ثريا صداش در نمياد دليل نمی شه که من نيام از طرفش يادآور بشما ....

کتونی جون ما قراره يه سيستم تلفن توی دبل يو سيمون بذاريم که هر وقت من رفتم دست به آب هم آسايش نداشته باشم ...البته اغلب اين کار برای مصارف اينترنتی می باشد !

کوچک جان من مشکلی ندارم در اين پيتزا فروشی برای همه ی شما بازه جيگر... فقط من عرض کردم  که پيتزايياش دم در دفتر من تجمع نکنن ....

موشموشک خان تو که مثلاً قرار بود هيچی نگی درباره ی بازی که تو که همه چی رو گفتی

غزال جان من کلی خوشحال شدم که فهميدم مسافت تهران تا قم و قم تا تهران چقدره به اطلاعات جغرافياييم افزوده شد فطير !! ببين راستی من هميشه معروف بودم شکسته نفسی می کردم ...

پروف جان ضايعس که من بيام بگم که اخبارم هم حسابدارم بهم می گه ... نمی گی تمام ابهت و شخصيتم می ره زير سئوال ؟ بعدشم حسابدار همين که سرش به کار خودش باشه بهتره ها ... چرا تز از خودت در می کنی و ۱۲۰ بار از سوسکا نوشتم بسه ديگه .... راستی من گاهی جواب کامنتا رو از بالا به پايين و گاهی از پايين به بالا می دم يعنی هر کی اول جواب داده باشه جوابش يه سری ميفته اول يه سری ميفته آخر فهميدی ؟

ليدا جان واقعاً راست می گی من نمی فهمم اينا کين ديگه من استخدامشون کردم الکی پول يامفت بهشون می دم هيچکار نمی کنن اين شومپتا ... اون مخفی کله پوک هم که اصلاً پيداش نيست پسره ی کچل..اين گاگ دندون گرد هم که خودت می دونی ديگه چه انسان دو دره بازيه ... اون پروف هم که يه ذره کار می کرد ديگه جديداً از اين دو تا مفت خور ياد گرفته و کار نمی کنه ... اون آريای خرفت هم که هميشه خدا دم در خوابه من نمی فهمم از وقتی گاگ اينجا استخدام شده ميزان گرد نخود خون کارمندام زياد شده ... يه بررسی کن ببين مشکل از کجاست !

رامين جان بارسلونا يعنی تو فکر می کنی اين تنها موقع ايه که تو نمی تونی ساکت باشی ؟ می شه ازت بپرم آخرين باری که ساکت بودی کی بود ؟  بعدشم ببينم اصلاً چرا نبايد تانژانت ۹۰ درجه وجود داشته باشه هان ؟ چرا صفتی که وجود خارجی نداره رو می بندی به من ؟ هان ؟ وقتی اصلاً همچين چيزی وجود نداره من از کجا بفهمم که صفت خوبی بوده ؟ هان ؟ بعدشم من اونو طونثطم بخونم ... تازه اسم تو معزل نيست بلکه يک فاجعست !

علی مزاحم تو کدوم اين مزاحما بودی راستی ؟ ای کاش می گفتی بيشتر روی اون نوع مزاحمی که تو هستی زوم می کردم می خنديديم ...   ببين راستی من کماکان منتظرم که يه پست تهديد آميز از خودت در کنی که يه کمی احساس خطر کنم !!! نيس ترسناکی ازت می ترسم ... وای تهديد !!!

در ضمن در رابطه با زامبول کمی بيشتر توضيح بدين !!! ز = زرنگ - زيبا - (آخه خنگ چطور دو تا ز که جفتشون ز هستن دو تا معنی متفاوت می ده هان ؟ )

سوسک جان بحث رو فلسفی نکن ديگه ... من ترجيح دادم ايستگاه سوم پياده بشم و قدم بزنم ايول ببين من که می دونی پايم فقط از ۱۰ روز جلوترش بگيد که کجای می خواين برين شام بخورين که من آمادگيشو داشته باشم ( خودت می دونی ديگه ) بد کردم به اين پروف يه شغل آبرومند دادم ؟ بد کردمش گذاشتمش سر کار ؟!!! هان ؟ تازه آدم باتجربه ای همچو ثريا رو از کار بيکار کردم و اينو گذاشتم سر کار اونوقت می گی اذيتش نکن ؟ آخه اين چکش فرنگی کار بلده ؟ ببين اونم قرمز نيستو زرشکيه اگر نه من هرگز روی رنگ قرمز خط نمی کشم ...

 ثريا کجايييييييی که از غم دوريت مردم..بيا منو از دست اينا نجات بده .... خدايا توبا !!!

ViVaVida || ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان