۱۳۸٤/٩/٢۳

بانک

دنيای جالبيه ! اين همه انيشتين و فيثاغورث و غيره و غيره اومدن فرمول رياضی از خودشون در کردن. بعدش هم کامپيوترها اختراع شدن که محاسبات راحت تر صورت بگيره . بعد هم برنامه های حسابداری اومد که در اموری حسابی ( مثلاً بانکداری ) به افراد محترم اين کاره کمک کنه !

بله مساله ی اين بار بانک هست ... تنها چيزی که تا به امروز بهش گير نداده بودم . بانک کجاست ؟ (سرکوچه - سرخيابون ) .... يعنی بانک به چه جايی گفته می شه خره !‌؟

بانک يه جاييه که شما می ريد پولتونو می ذارين توش تا نگهداری بشه و يا پولتون يه جايی ذخيره شه و اين حرفا ... ( حالا مثلاً يه همچين جايی )

خب حالا شما فرض کنين ۷۵ هزار تومن در حساب بانکی خود داريد و ۱۶۰ هزار تومن به حساب ريختين  ( قابل توجه حسابدارای عزيز - ثريا و هری ) . حالا حساب شما چقدر پول بايد توش باشه ؟

خب خب به خودتون فشار الکی نياريد چون شماها همتون اشتباه محاسبه می کنين و جواب اون چيزی که شما به دست آوردين نيست ... شما وقتی ۱۶۰ تومن به ۷۵ تومن اضافه می کنين هم اينک در حساب بانکی خود ۱۳۹ هزار تومن پول داريد !

مساله کاملاً واضح و روشنه نيازی به شفاف سازی بيشتر نداره ... فقط يه مساله ای اينجا هست که کسی می دونه که چطور ممکنه ميزان موجودی شما کمتر از مقداری باشه که به حساب ريختين ؟

** نکته : اين کشف مهمی بود که امروز بهش پی برديم ... در دفتر چه بانکی داداشم به اين مساله ی حياتی برخورديم که وقتی ۱۶۰ تومن به ۷۵ تومن اضافه کنی حسابت می شه ۱۳۹ تومن شکی هم درش نيست ! کجای دنيا آخه ميزان موجودی از پرداختتون کمتر می شه ؟

خب تعجب نکنين ما در کشوری به نام ايران زندگی می کنيم . نهايتش يا می ری ميگی و درستش می کنن يا می گی و مقداری حدود ۱۰۰ تومن از جيبت می ره ... يه موقع فکر نکنين من می گم که اين اشتباهات عمدی بوده و کسی خواسته يه پولی به جيب بزنه ها ؟ اشتباهات فرديه ! انسان جايزالخطاست !

money خب حالا اين چطوريه که وقتی از حسابی که توش ۱۵ تومنه ۵ تومن برداری حسابت به جای اينکه بشه ۱۰ تومن می شه ۸ تومن ؟!!

راستی اگه پولی که از عابر بانک بر می داريم کمتر از مقداری باشه که از حسابمون کم شده کيو بايد ببينيم ؟

** من ۵۰ تومن از عابربانکم برداشتم وقتی شمردم ۴۹ تومن بود ! ديگه اين دستگاه لامصب هم ياد گرفته چطوری از پول هر نفر ۱۰۰۰ تومن بالا بکشه ! حالا من فرداش برم يقه بانکدار رو بگيرم که آقا ۱۰۰۰ تومنش کم بود ؟!!!!!!

راستی جريان اينکه قبض تلفنت مياد و در حالی که تو حتی خارج از شهر هم تماس نداشتی برات پول تلفن خارجه مياد چيه ؟‌!!!!!!

حالا محتاج پولی و دست به گريبان عابر بانک می شی و کارتت نوش جان می شه ..چشت کور مجبوری تا خونتون پياده بری ... !!!!

حالا کارتتو پس گرفتی و رو به راهش کردی می ری سراغ بانک بعدی ... دستگاه خراب است ... بانک بعدی پول نداره  ... بانک بعدی جای کارت انداختنش بستست  و بانک بعدی به هر زوری شده می ندازی و کارتت گير می کنه !!! ... يه هر دری می زنی کارتتو پرت می کنه بيرون و می ری سراغ بانک بعدی کارتتو می ندازی ... دستگاه ۱۷۶ بار خاموش روشن می شه زرد می شه سبز می شه قرمز می شه و آخرم که در عين نااميدی می خوای بری بهت پولتو با کسر ۱۰۰۰ تومن بهت می ده ..گردنش کلفته همينه که هست !

و بعد مجبور می شی روزی ۱۲۰ جا رو امضا کنی که : من کارتمو دريافت کردم !

دنيای عجيبيه !!!

يک سئوال :

با اين اوصاف اگه شما ۲۵۰ تومن در حساب خودتون داشته باشين و ۳۰ تومن از حسابتون برداريد و سری بعد ۱۰۰ تومن به حسابتون بريزيد چقدر پول الان توی حسابتونه ؟

( اين سئوال جزو اون سئوالاتيه که هر کی جواب بده جزو انسانهای تيزهوش به حساب مياد !)

دوستان :‌

انيش جان هيچ به اين مساله توجه کردی که به من گفتی نوشته هام می خوره تو بردر و من در پی گفته ی شما زدم رنگ بک گراند رو عوض کردم !  دقت کردی چه انسان خارق العاده ای هستم ؟   در مورد پيتزا اگه ماجرای ما رو دنبال کرده باشی الان بايد بدونی برای گرفتن پيتزا سراغ کی بايد بری . ما اينجا همونطور که همه می دونين يا نمی دونن يه مامور پيتزا داريم که مشکلات پيتزاييه شما رو حل می کنه ... و اين شخص کسی نيست جز : گاگ ...  لطفاً زين پس مشکلات پيتزايی خود را با اين شخص در ميون بگذاريد . با تشکر ...

ثريا جان اينجا جاش نيست که من بگم چند دست از من باختی که ديگه موضع رو عوض کردی رفتی سمت تخته نرد ! طفلی ديگه حاضر نمی شه با من بازی کنه  ..نترس ثريا جون تو می تونی .. اصلاً می خوای ما هممون لحاف تشکمونو جمع کنيم بيايم تخته نرد تلپ شيم؟ ها ؟ نه ولی الان زوده يه کم اونجا تمرين کن ما فعلاً پشت بيل رو خالی نمی کنيم و تا خون در رگ ماست بيلياد می زنيم تا چشم احنبی چپ شود !‌‌  (حالا کلاً ها شخص خاصی مد نظر نيست ) . ولی اين خيلی زشته ها تا يه دست منو بردی از ذوق عکس گرفتی از ميز که به همه بری نشون بدی بگی من ويدا رو بردما ... در ضمن من که تو عکس همه توپامو زدم که تازه نصف توپای طرف مقابل رو هم من هميشه می زدنم ... ... با بياييد پشت سر من صفحه بذاريد ....

موشموشک جان من نظرم اينه که شما هم می رفتين عروسی پسر همسايتون تلپ می شدين بلکه بختتون باز شه  

رامين از نوع منصور  اتفاقاً اين همسايه ما يه دختر مجرد داره که هميشه منصور گوش می ده ... باباشم خيلی مهربونه مامانشم کاری به کار کسی نداره ... حالا شمارشو بدم ؟ خيره ای شالله

سوسک خانوم کرم که سهله ما در اين وبلاگ مگش هم نمی پرونيم  چه برسه به کرم ريختن ! تازه ما در اين مکان فقط سوسک می کشيم  ( حالا اين حرف من جنبه ی تهديد نداشتا اصلاً !!! ) بعدشم من بد کردم دارم اين پروف رو دنيا ديدش می کنم ؟ تازه داره می فهمه بيل زدن يعنی جه ! اين پسر تازه استعدادش شکوفا شده بياد سراغ باغچه ی تو آخه ؟

رامين بارسلونا دو هفته گذشته و شما هم چنان هيچ شکلکی از خودت در نياوردی !‌ ببين اين شکلکای ياهو رو که ديدی ! خب ؟ من يه کاری برات پيدا کردم مناسب احوالاتته ! تو بيا اينجا توی کامنتدونيم استخدامت می کنم بچه ها خواستن شکلکی بذارن توی نوشته هاشون تو ميری و نقش اون شکلک رو بازی می کنی ...انقده حال می ده ... هی بايد چشمک بزنی و بخندی اصلاً هم مشکل نيست ! در ضمن يادت نره که هميشه دندوناتو مسواک بزنی چون اينا از (اين شلکت ) زياد تو کامنتاشون استفاده می کنن . !

در رابطه با کلاسای اسکول کردن اول برای مربيگری بايد امتحان بدين . سئوال امتحان هم اينه : شما الان اسکول شدين آيا ؟  هر وقت فهميدين کی اسکول شدين بيايد مدرک تافلتونو بگيريد .

ببين من فقط هری می شناسم چنگ و جنی هم راه نمی دم خيالت راحت . با اون چوب جادوييت هم انقد بيل نزن خراب می شه .... بعدشم سگه شعورش می رسه می فهمه وقتی بهش می گن پدر سگ خفه شو خودش با زبون خوش خفه می شه تا کار به مسائل خانوادگی نکشيده !

ليدا جون ا ين فضايی که می گی بچه مخفيه که کارای عجيب می کنه تو جوب تف می کنه  اون خودت بارها گفتی انسان نيست يا فضاييه يا زير زمينی ! بعدشم باهات در رابطه با .... و .... (همون سانسوريا ) باهات موافقم . خدايی آبرو برن ها اينا !! اين رضا فری بدبخت هم که کاری به کار اينا نداره با اين هم خونه ی حسن رو بگی خيلی فضوله ... همون که صدای گربه در مياره  

مانا جان خوش اومدی..اينجا غات ديکطه ای محم نيثط . محم نفث امله ....

غزال جان اتفاقاً من می دونی چی دوست دارم ؟ من وقتی که ولتاژ صدای مردم ميره بالا کنکجاويم آمپرش می زنه بالا و می رم ببينم کی کيو می کشه ... دعوا ! خلاصه اينکه دعوا هم برای رفع کسالت زندگی لازمه البته اگه بيشتر فيزيکی باشه بهتره تا لفظی باشه چون اصولاً بدآموزی داره ! در ضمن از پنجره آويزون نشو دختر خطرناکه مگه ما يه غزال بيشتر داريم ؟ ( رو دستمون می مونی می گن دختره از پنجره آويزون می شه نميايم بگيريمش )

علی خفن آخه نامردی تا چه حد ؟ حيف من که هر وقت کارت داشتم سورپريزت کردم   تا دم چشمه نبردمت تشنه برت گردونم بعد اونوقت تو ؟!! تو با يخ ؟!! می زنی تو سر من ؟ خجالت داره والا ... تازه می خواستی پيش اون همه عمله منو بفروشی فاشيست ؟!!!! تو که انقدر نامرد نبودی که

حالا سری بعد بردمت همونجا تحويل اون عمله ها دادمت حاليت می شه ...  می گم تا ۲۴ ساعت با يخ بزنن تو سرت ....

علی مزاحم خان من خبر ندم تو خودت بايد هفته ای چند بار بيای سر بزنی به وبلاگ من . پسره ی بی بز حسود ! چقدر تو به من حسادت می کنی آخه  هی ميای تو اون وبلاگت محبوبيت منو خدشه دار کنی نمی شه  حالا واستا ! بز منو می پزی می خوری نامرد ؟ حالا که به همه گفتم علی مزاحم کچله و اون دو تا شيويدی هم که رو سرشه کلاه گيسه اونوقته که حالت جا مياد و رو دست مامانت  اينا می مونی و ميای از کرده های خود اضهار پشيمونی می کنی تا من قدر ی برات تبليغات کنم که از ترشيدگی در بيای ! تازه شانس آوردی که نفر ۲۵ شدی اينجا انقدر درخواست زياده که بعضيا به همون ۲۵ هم نمی رسن !

در رابطه با سئوالت بايد بگم : مردونه ! از من مردم آزارتر خودمم و بازم مردونه روم هم زياده  خب الان ديگه سئوالی نيست ؟ راستی گردنم هم کلفته مشکليه؟ کلاسای اسکول کردن هم که همونطور که برای رامين توضيح دادم قيمتش به اندازه ميزان اسکول شدنتونه تخفيفم برای دانشجوها قائل می شيم . حالا می تونی اين وجه رو پرداخت کنی آيا ؟ توان پرداختشو داری ؟ در ضمن مدرکشم مدرک دانشگاه آکسفورده همه جا قبولش دارن نگران اونش نباش ....

خدايی من اگه دور و اطافيانم رو  اذيت نکنم نگرانم می شن . پريشب يکی از دوستام می خواست بره بخوابه منم با ملايمت فراوان بهش اين اجازه رو دادم و سئوال پيچش نکردم (‌آخه بدبخت هميشه ۲ ساعت بعد اينکه می گفت می خوام برم بخوابم می رفت می خوابيد )‌ بنده ی خدا نگران شده بود می گفت : تو حالت خوبه ؟!! باور کن نمی تونست باور کنه که من حالم خوبه و کاری به کارش ندارم  واقعاً برا همه عجيبه من اذيتشون نکنم ديگه وقتی خودشون می خوان تقصيرمن چی بوده ؟!‌

بيا توجه کن اين هری ( پروف ) چی گفته تو کامنتا : من همون ويدايی که اذيت می کنه رو می خوام  اين بدبخت رو هم يه روز از حقوقش کم نکنم نگران احوالاتم می شه

در ضمن اين نقشه ی شما خيلی زنندست تا ميای ببازی می ذاری می ری می گی دی سی شدم!

وحيد جان يادم نبود سر در وبلاگم بزنم با ذره بين وارد شويد .

گاگ خان مشکلی با آلزايمر شما نداريم هيچ خيلی هم خوبه که آلزايمر داری  يه ۲ مليون به من قرض بده تا دو ماه ديگه بهت پسش می دم !

فرشاد جان لينک شما خيلی وقته اون گوشه بود الان صفت مغرورتم بهش اضافه کردم که ببينيش . بعدشم استفاده از کلمه ی گاگول طبق قوانين گاگولدونی ۸ زار گرونتره و می شه ۵۰ تومن . ( گاگ جان چون تو آلزايمر داری مناسب دونستم اين مساله رو ذکر کنم )

آفسايد جان در رابطه با زنگ تلفن من در چند پست قبلی ذکر کرده بودم که بدبخت تر از من در امر تلفن وجود نداره پس برو خوشحال باش الان اينو فهميدی .

حبيب جان شما خون خودتو کثيف نکن پسر جان يه وقت سکته می زنی ميفتی رو دستمون اونوقت کی مسئوليت اين همه نابسامانی رو به گردن بگيره ؟ ها ؟ در شمن شما حالا به گردن بگير من قول می دم کسی فحش نده . اما خدايی اينی که گفتی اند خنده بودا ما هم  اتفاقاً اين همسايمون تازه اومده بودن هر سری ميومدن زنگ ما رو می زدن که بياييد ماشينتونو از سر کوچه بردارين ! ۲۰۰۰ بار بهشون گفتيم آقای عزيز ما به عمرمون ماشين نداشتيم اون پرايد سفيد برای همسايه ی رو به روييه .. بازم هر ۲۰۰۰ بار اول زنگ ما رو می زد و هی اصرار داشت ماشينمونواز سر کوچه برداريم !

بعدشم شما اونوقت می گی فحش بلد نيستی ؟ پس ا ينا چيه اينجا رديف کردی ؟ (‌ خفاش -معتاد - پررو - دريده !!!‌)  حالا به فرض من تا ۵ صبح بيدار م تو چرا تا صبح زاغ سياه ما رو چوب می زنی ؟ تازه من ۵۰۰ بار گفتم من اهل خجالت کشيدن نيستم تو راحت باش !

بعدشم من افسردگيم کجا بود پروف خان ... من می خواستم دوباره قالب عوض کنم و کلی نقشه برای وبلاگم کشيده بودم که وقت نشد عمليش کنم ...

اين سری تا تونستم ور زدما ..تا بعد ...

ViVaVida || ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان