۱۳۸٤/۱٠/۱۸

Nirvana Day

ما اينجا شبکه تلويزيونی نداريم اما امروز به منظور همکاری و پشتيبانی از شبکه ی تازه سازمان يافته ی VTV يه برنامه ی اختصاصی داريم ...

خب بايد عرض کنم که همون طور که مطلع نيستين ! ديروز روز جهانی Nirvana بود ( منظور همون بزرگداشتشه ) ... به همين منظور من تصميم گرفتم اين هفته رو هفته ی حمايت از ديوانگان اعلام کنم و به همين منظور يه پست اختصاصی برای ديوونه ها در کردم ( بدبختی من معادل فارسی فعل در کردن رو نمی دونم  )

خب به مناسبت اينکه امروز روز جهانی حمايت از ديوونه هاست ( چطور روز جهانی مبارزه با دفاع مقدس و گراميداشت مواد مخدر داشته باشيم روز جهانی ديوونگی هم بايد تو تاريخ ثبت بشه ... ) . خلاصه به منطور حمايت و همياری با  Kurt Cobain مرحوم و محروم ( البته از نظر مخی ... طفلی از منم کمتر داشته ... همش تقصير اين بچه مخفيه ديگه...۳-۴ بار رفت تو صف واستاد ۳- ۴ تا سهم گرفت به اين طفل معصوم کم رسيد اينطوری شد ديگه ....)

در هر حال به همين مناسبت فرخنده تا يه هفته با گيتارتون بزنين تو سر هر کی که دم دستتونه . ( اين مراسم نيروانا برون يا همون ديوونه بازيه ! )

خب مراسم بدين صورته که مثلاً گاگ می زنه تو سر شاس و شاس می زنه تو سر گاگ ( يوهو چه حالی وده ...  )

 بچه مخفی می زنه تو سر مزاحم و مزاحم از اونجايی که خيلی مشنگه نمی زنه تو سر بچه مخفی !

به همين منوال انيش می زنه تو سر حبيب و حبيب می زنه تو سر خودش !

پروف می زنه تو سر مزاحم و سوسک هم می شينه تخمه می شکنه !

رامين بارسلونا می زنه تو سر رونالدو و گاگ می زنه تو سر مزاحم !

ليدا می زنه تو سر مزاحم و فرار می کنه ! ( کچل گير آوردين هی می زنين ؟  )

( آخه می گن تو سر کچل بزنی می چسبه به همين منظور منم می زنم تو سر مزاحم )

ثريا با بيل می زنه تو سر شهاب ( آقا جهنم و ضرر بيل هم قبوله فقط چون شمايين ... )

و شهاب مياد يقه منو می گيره می گه : من اين وسط چيکاره بودم آخه ..يه عمر ما رو دخالت ندادی تو وبلاگت حالا که به زد و خورد رسيد پای منو کشيدی وسط ... ( يقه رو ول کن دارم حرف می زنم )

غزال سرو صدا رو می شنوه و از پنجره آويزون می شه ببينه چه خبره ... ( بچه بپا ... )

يه چند نفر هم اون گوشه نشستن دارن می زنن تو سر کتاباشون و درس می خونن ... ( بابا پاشين تو مراسم شرکت کنين ديگه ... )

 چه خر تو خری شد ...

اه کلافم کردين يه لحظه دست نگه داريد ببينم ! ... شما ها آدم بشو نيستين  يه مراسم ساده رو هم نمی تونين برگزار کنين . خدايا اينا چرا انقدر  چرمنگن که يه کار ساده رو هم نمی تونن انجام بدن

خلاصه داشتم  براتون اين مطلب رو می گفتم..من که خودم شخصاً جلو  اينا کم آوردم ... خدايا توبا ... اون دنيا منو با اينا تو يه سلول نندازی  ...

آخه خب منم در نوع خودم خيلی خل و چل و ديوونم اما واقعاً کسی که توی کنسرتش با مخ بره تو ديوار رو نمی تونم درک کنم ... !

يا کسی که گيتارشو چند دور بچرخونه دور سرش بعد يهو پرتش بده که معلوم نيست رو سر کدوم بدبختی پياده بشه ....

خلاصه اينکه من نمی دونم خودش می دونه و طرفداراش اصلاً به من چه ؟ والا ... من فقط خواستم اين روز رو جهانی کنم و ثبتش کنم ... ديگه هر کی هر طوری خواست ديوونه باشه ...

اصلاً می گن پشت سر مرده نبايد حرف بزنی ..اونم خواننده گروه نيروانا که ممکنه شب بياد تو خوابت با گيتار بزنه تو سرت ...  من که چيزی نگفتم که ..اصلاً بذاريد يه دره ازش تعريف کنم ...

اين رنگ بلوند موهاش خيلی قشنگه  ... من در نظر دارم به منظور حمايت از قوم ديوانگان موهامو برای عيد اون رنگی کنم  و طی مراسم عيد ديدنون مراسم ديوونه برون هم اجرا کنم ... مثلاً هر کی اومد خونمون همون دم در با گيتار بزنم تو سرش بعد هم از پله ها پرتش بدم پايين ... چه حالی می ده  ( البته بهتره که قبل اين عمل اول عيدی بگيرم ازشون از نظر اقتصادی بصرفه تره )

خب ديگه بستونه اين سری بد آموزی زياد داشت برناممون . گيتاراتونو بزارين کنار بريد به درس و زندگيتون برسين ...

خب برای سرگرمی اينجا دو تا بازی براتون می ذارم امتحانش کنين خيلی باحاله ...

بازی شماره ۱ - تخم مرغ برون !

بازی شمار ه  ۲ - يه بازی فکريه ۴۰ مرحله ای که من تا به امروز تا مرحله ۳۳ رفتم ... هر کی تونست همشو بره بياد جايزشو بگيره ... در ضمن اين بازی با يک بار لود کردن آفلاين هم اجرا می شه ...

خب بريم سراغ چند پيام پزشکی :

اين ويروس ياب من ( نورتون ) خيلی بی ادبه ... همش پيغام می ده که کامپيوترت کرم داره ... ... بی ادب  

امروز صبح به شدت احساس سرماخوردگی می کردم . ( من يه هفتست که سرماخوردم به رو خودم نميارم  گفتم بلکه از رو بره ... من که از رو نمی رم که ...  ) خلاصه از اونجايی که من کمترين مصرف دارويی رو به هنگام مريضی بخصوص سر ماخوردگی در خاورميانه دارم و حال ندارم که توی اين سرما برم نزد پزشک برم و اونم بعد معاينات پی در پی بهم بگه که سرما خوردم پس خودم بعنوان دکتر هميشه خودمو درمان می کنم ...

نکته : يه سری واسه حساسيت فصلی که داشتم رفته بودم دکتر ... ( حساسيتم هم عطسه های پی در پی بود ... حساسيت بهاری بود فکر کنم .. ) خلاصه به دکتره گفتم که من حساسيت دارم علائمشم اينه و اينه و ... دکتر هم بعد کلی معاينه و تفکر و حرف و گفتمان آخر سر بهم گفت : شما حساسيت داری !  ( خسته نباشيد ... )

خلاصه امروز بعد از مبارزات پی در پی با گلو درد و سر درد و بدن درد و. خستگی و ... به اين نتيجه رسيدم که اين دکتر بايد بالاخره دست به کار بشه ... صبح پاشدم ديدم حالم وخيم بده برا خودم نسخه پيچيدم و دارو تجويز کردم  ... رفتم سراغ دارو ها : خب چی داريم ؟ هووووم .. قرص سرماخوردگی بزرگسالان .. آره خوبه : خوردمش ...  ... بعد يه نيم ساعتی دوباره رفتم سراغ داروها : هوم ؟ کپسول آموکسی سيلين ...اينم خوبه : خوردمش ... ديدم از اين کپسول رنگ و وارنگای فيفول هم چندتايی هست برا سرپا موندن اونم بعد يه مدت زمان ديگه خوردم ... برای سردردم هم قبلاً ليدا قرص استامينوفن کدئين تجويز کرده بود و من چون اصولاً از اين دارو اصلاً خوشم نمياد در طول هفته دو تا بيشتر نخوردم  خلاصه آنتی هيستامين برا آبريزش بينی نداشتيم اگر نه اونم تو نسخم بود . خلاصه اينکه با وجود گلو دردم نتونستم از نون خامه ای بگذرم  و اونم خوردم ... اونم ۳ تا  خلاصه الان به کوری چشم مزاحم حالم خيلی خوبه ... و از اونجايی که هيچکدوم از اين داروها روی من تاثيری ندارن اگه همشونم با هم می خوردم هيچيم نمی شد  ... خلاصه اينکه فعلاً زنده ايم ... فقط مشکلی که هست اين دوستم زنگ زد نا اميدم کرد ... گفت : صدا رو ... با اين صدا برو خواننده شو ...

خب ديگه بريم سراغ دوستان :

حبيب جان يه نکته ای رو من الان جا داره متذکر بشم ... آخه آدم اگه از طبقه ۷۰ يه برج خودشو بندازه رو ماشين که ديگه زنده نيست بشنوه که آيا اين ماشين صدا در وکرده يا نه ! حالا راستشو بگو کيو از اون بالا پرت کردی پايين ؟ خودت همين جا اعتراف کن ... بعدشم ما با همسايه هامون همينطوريش آبمون تو يه جوب نمی ره ... ديگه چه برسه به اينکه با هم ماشين هم بخريم ... اما من در رابطه با اين امر خير  يه فکر ديگه ای کردم ... بزنيم همه ماشينای محل رو پنچر کنيم همه مجبور بشن پياده برن سر کار و درس و زندگيشون ... خلاصه مرسی که به فکر اين نابسامانی ها هستی ... با اين پيشنهادتم خيلی اومدم که اگه جای اين صدای نا به هنجار آهنگ بذارن چه حالی می ده... اما خوشگل عاشق برا دزد يه کمی توهم برانگيزه ! من آهنگ بابا تو ديگه کی هستی : مهرشاد رو پيشنهاد می کنم ... در رابطه با بستن کتابات توی کيف بايد عرض کنم که حکمت اين کار چيه !!!  مثلاً اگه می بستی تو کيفت چه تاثيری داشت ؟

زری ناز جون ماشين استادی که چاقه و يه من شيکم داره رو بايد پنچر کرد ... دزدگير حال نمی ده ... البته اگه با اسپر ی ماشين رو رنگم کنين خيلی حال می ده ...

رامين بارسلونا اتفاقاً مساله اينجاست که منم هيچوقت نمی دونم اين ماشينه که همش بيق بيق می کنه برا کيه ... اصلاً تو به درس و زندگيت برس تو چيکار داری ؟ مگه تو بايد بدونی که هر ماشينی که تو خيابون پارکه برا کيه ؟ اينا همش بهانست تو می خوای از زير درس فرار کنی... والا ما که به سن شما بوديم ( الان انگار ۹۹ سالمه اينطوری می گم ) ..خلاصه من اتفاقاً موقع امتحانا اصلاق دقت نمی کردم ببينم که اين ماشينا صدا می کنن يا نه ... آخه نيس همش سرم تو کتاب بود !

نکته : من هميشه آخر شب بعد کانکت شدن و فوتبال و سريال و غيره ديدن که می رفتم بخوابم کتابو می ذاشتم بالا سرم بلکه شب تاثير ی داشته باشه !

در رابطه با اتم الکترون بايد عرض کنم که  هر سئوالی غير از سئال فيزيکی رو هم می تونم برات جواب بدم ... من اطلاعات فيزيکيم در حد نخوده ... اما هر وقت تو تونستی بگی فرق نيکروم و کرومل چيه يه جايزه پيش من داری  ( عمری نتونی بگی... ) ... در ضمن من اينجا تشخيص دادم که پيتزا بهتره ..اما چون تويی اين هفته غذا سوشی داريم ( چی چی ؟!!!) ...

پروف تو مطمئنی که حساب بلدی ؟ بعد ۵۰۰ نفر اومدی می گی سوم !!! والا در رابطه با اون اختلاس بعدن بهش رسيدگی می کنيم ... من که پولم از پارو بالا می ره حالا اون يه قرون دو زاری که برداشتی اشکالی نداره باهاش يه کيلو نارنگی برا خانوم بچه ها بخر انقده از خونه بيرون نندازنت بگن بيکاری ... گناه دارن اونا ... در رابطه با خاله سوسکه تو که نمی دونی من چقدر اين خاله رو  دوست دارم که

بچه مخفی من اتفاقاً به شدت عصبانی بودم چون تو توی وبلاگت هم ترويج فساد می کنی ( بوس کردن و اين حرفا ... ) هم فرهنگ غلط رو به مردم ياد می دی ( مثل تف کردن ) ... من آخه به تو چی بگم ؟ اين موهام همه سفيد شد از دستت ... الان عصبانی نمی شم برا قلبم ضرر داره سکته می کنم ديگه بی ويدا می شين ... پس فعلاً اينا رو داشته باش ... يه چند تا دو نقطه دی بهت بدهکار بودم

خب فکر کنم زياد هم شده ... تو بذار به حساب سری های بعدی که ممکنه دوباره قاط بزنم

موشموشک جان من هميشه همه رو خبر می کنم به جان اوستا ! ... منم با نظر تو در رابطه با اين دزدگيرا موافقم ... من می گم برا اينکه مردم هم اذيت نشن و ماشين خودش مشکلش رو با دزد حل کنه ..مثلاً بگه : بر و بابا حوصلتو ندارم .. يا می زنم لهت می کنما ... يا با موتور از روت رد می شما ... خلاصه يه چی باشه که خود ماشين مشکلش رو با دزد حل کنه ...

گاگ جان ای کاش اينطوری بود... اگه همه برا ماشينای مدل بالاشون دزدگير می ذاشتن که مشکلی نبود ..الان از بغل پيکان و فولکس هم رد شی دزدگير دارن ... ... بعدشم ما اينجا يه همسايمون بيشتر سگ پدرسگ نداره ... اونم که همه می دونن ..ديگه نيازی به اين همه سر و صدا نيست که ... در رابطه با خانوم سليمی ای به چشم... من همين فردا پس فردا پيتزاش می کنم اما فکر نکنم زياد خوشمزه از آب در بياد  ... ببين من که امر کردم که بايد بهم پيتزا بدی تو هی پشت گوش انداختی منم الان حوصله کوبوندنتو ندارم ( يعنی قدرتشو ندارم ... بايد دوپينگ کنم تا بتونم اون هيکل رو بکوبونم  سخته من بی خيال کوبوندن شدم اما تو بايد کماکان پيتزا بدی )

ليدا خدا رو شکر من بعد از ميثم هيچ خواننده ی بد صدای ديگه ای رو نمی شناسم که شبا بره و آهنگ ابی بخونه .. طفلی چقدر اميد داشت ... شب می رفت بالا پشت بوم گيتار می زد : آه يکی بود يکی نبود ..يه عاشقی بود که يه روز ...  ..حيف که نيست از اين نعمت محروم شديم ... باز برو خدا رو شکر کن صدای عشاق اذيتت می کنه... اين همسايه ديوار به ديوارمون که جای سمندون اينا اومده ...من آخر نفهميدم چيکارن ... نمی دونم اينا چرا ۲ شب به بعد ياد کار کردن ميفتن ..نمی دونم نجارين بقالين خياطين چين که اين صدای دستگاهشون هی غيژ غيژ می کنه من همش احساس می کنم يکی الان با اره برقی از کمد مياد بيرون  ( ما از اين شانسا نداريم ) ... گر به ها رو که اشاره کرده بيدم ..اما خروس بی محل رو يادم رفت ... من نمی دونم اين خروسه چطوری فکر می کنه که صبح شده ! چشماش ايراد داره فکر کنم يا شايدم نوفهمه ! ... بعد هم من متوجه شدم خروسه که زر زر می کنه دعوای گربه ها شروع می شه و گربه ها که ميو ميو می کنن سگه پارس می کنه ... می شه اينطور نتيجه گرفت که خروسه اعلام جنگ می کنه و سگ هم داوره و امتياز می ده به گربه ها ...

انيش جان من خودم يه خاطره خيلی زيبا از مردم آزاری از نوع دزدگير ماشين دارم که به علت اينکه بدآموزی داره به کسی نمی گم اما بعداً بگو برات تعريف کنم ...  ... منم همه جوره باهات خيلی حال می کنم اصلاً نورانی می کنی حسابی اينجا رو ... اونی رو هم که سپرده بودی پيگيرش هستم فعلاً اخبار اين هفته می گفت که تا آخر اين هفته خبری ازش نيست ( چقدر رمزی شد خيلی حال کردم همه تو کفش می مونن  ) آره قربونش ..

غزال جون من برا انتخابات شهرداری کانديد می شم و دستور می دم همه دزدگيرای ماشينشونو خاموش کنن ... شما هم می تونين بياين از اون همسايتون شکايت کنين ... حتی از بانگ سر کوچتون هم می تونين بياين شکايت کنين ... از هر کی خواستين شکايت کنين من همه جوره هواتونو دارم ...

در مورد اسمم عزيزم  چون به اسم من توهين کردی و گفتی معنی نداره من برات الان وگويم ... اسم من به اسپانيايی می شه زندگی ..نمی بينی اينا همش از من می گن ؟ اين ريکی مارتين که دم به دقه از من ياد می کنه توی آهنگاش ...  خلاصه اينم جواب سئوالات شما ...

لاکی لوک جان من نامزد دارم  ( چه زرت و پر تای الکی ! ) ... يعنی چون می خوام برم نامزد بشم ( نامزد انتخاباتی ) نمی تونم فعلاً اجازه بدم که بياين خواستگاری ... در ضمن يکی اينجا هست که ببينه نامحرم مياد وبلاگم می زنه نصفش می کنه .. حالا اگه تونستی پيداش کنی ...

نيما جان مطمئنی اونا قنارين که عر عر می کنن ؟ !  والا اين صدای نا به هنجاری که ما می شنويم نه راک بوده نه رپ نه متال نه پاپ ... فقط يه چی بوده می می ره رو اعصاب ..نمی دونم به اين سبک آهنگی که می ره رو اعصاب چی می گن ... اگر نه راک و رپ خوب بود ...

گلی جون شما نفر ۳۲ هم بشی برا ما نامبر وانی ( چه جمله ی ثقيلی گفتم ...طلا بگيرش )... من گربه رو سابقاً با دمپايی خفه می کردم اما طی مراحلی يه سری بلا ملا سرم اومد از خ يرش گذشنتم..تازه ما برا اين گربه ها نقشه های شومی هم کشيده بوديم ... يه سری سر راه گربه ها ميخ و پونز گذاشتيم يک ناله ای می کرد ... کلی خنديديم به ريشش  يه سری هم  رو گوشت فلفل خالی کرديم گذاشتيم سر راش نمی دونی داشت می سوخت گربه هه کلی حال داد ..اما باز از رو نمی رن که ...

مزاحم ..کچل بودی لالم شدی جديداً ؟ الهی آمين ... صلوات بلند ختم کنين ...

ViVaVida || ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان