۱۳۸٤/۱٠/٢٧

Marriage

دست دست ....کف بزنين سوت سوت ..بيا وسط

خب بابا شما چقدر جوگيريد حالا..تا حالا مجلس عروسی دعوت نشديد انقدر کل می کشيد ؟ خفه نکنين حالا خودتونو که ... خوبه بابا شما همونطور که نمی تونين يه مراسم ديوونگی به جا بياريد مطمئنن مجلس عروسی رو هم نمی تونين بگردونين ...  پس حالا از وسط بريد کنار يه گوشه بشينين که من اومدم ....

اين مطلب اصلاً عشقولانه نيست هيچ ... تازه برای افرادی که ناراحتی قلبی هم دارند پيشنهاد نمی شه !

راستش اين روزا همه چی دست به دست هم دادن تا من بيام و درباره ی اين امر مهم يه پست بدم بيرون که مهم ترينش خبر ازدواج يکی از دوستام بود ... خب توی جامعه ای که پره از دخترا و پسرای سن بالا و مجرد !  خبر ازدواج يک پسر متولد ۶۴ ( مثلاً ۲۰ - ۲۱ ) و يه دختر متولد ۶۵ ( ۱۹-۲۰ ساله ) جالب به نظر مياد ! نه ؟ اونوقت می گن سن ازدواج بالا رفته ... کی گفته ؟ وقتی يه دختر ۹ ساله و يه پسر ۱۱ ساله می تونن با هم ازدواج کنن و بسيار عاشقانه بشينن کارتون تام و جری نگاه کنن کی می گه سن ازدواج بالا رفته ؟

حالا منم از موقع ای که تصميم گرفتم در اين رابطه يه پست در کنم هر چی اتفاقم دور و برم افتاده در اين زمينه بوده ... مثلاً اينکه ما جمعه عروسی دعوتيم و با هيچکدوم از طرفين هم نسبتی نداريم و به نوعی می شه گفت می ريم مفت خوری !!‌( منم که چقدر از اين کار بدم مياد  )  يکی ديگش هم پست ياهو ۳۶۰ فرزين بود که درباره ی ازدواج يه متن کوتاه و جالب نوشته ... حتماً اگه سر زديد نظر يادتون نره

جاتون خالی بعد مدت يه فيلم ايرانی ديدم که اينم در همين رابطه کمکم کرد که بيام و بنويسم ( آخه نيس فيلمای ايرانی هيچکدومشون در رابطه با ازدواج نيست اين يکی از زير دستشون در رفته بود که در رابطه با ازدواج بود ! )

اسم فيلم ازدواج صورتی بود . نمی دونم ديديد يا نه اما ماجراش اينه که پسره که بهرام رادان باشه برای اينکه به دختر مورد علاقش که چکامه چمن ماه باشه برسه و از اونجايی که پول نداشته تصميم می گيره با يه پيرزن ۶۰- ۷۰ ساله که فاطمه گودرزی باشه ازدواج کنه چرا که فکر می کرده که طرف بعد دو هفته بر اثر مريضی يی که داره بميره ...اما زهی خيال باطل  

خلاصه از اونجايی که اين امر خطير مد شده که دخترا و حتی پسرا با افرادی ماورای سن خودشون ازدواج می کنن به خاطر اينکه مثلاً طرف پول داره ... من و انيش عزيز هم طی تفکرات فراوان ديديم که ما که ترشيديم ! چه بهتر که از الان به فکر باشيم ! ما طی تصميماتی که گرفتيم قرار شده بگرديم دنبال يک پير مرد ۹۹ ساله ی پولدار که دقيقاً بله رو که گفتيم بميره و همه ارث و ميراثش برسه به ما و ما هم که خيلی رفيق ! اموالشو با هم تقسيم می کنيم  اصلاً هم سر اموالش با هم دعوامون نمی شه و چون فکر اوليه از من بوده نصف بيشتر اموال طرف بايد برسه به من ..مثلاً ۷۰ در صدش برسه به من و برا اينکه انصاف هم رعايت شده باشه انيش هم ۵۰ درصد خودشو برداره !

حالا شايد بگين چرا دو نفری ؟ خب هميشه می گن دو تا عقل از يکی بهتر کار می کنه ديگه  ما اگه يه نفری اقدام کنيم ممکنه عين اکسير جوانی عمل بشه ! و طرفی که ۹۹ سال عمر کرده تصميم بگيره ۹۹ سال ديگه هم عمر کنه  خلاصه دو نفر حداقلش می تونيم زودتر دقش بديم  يعنی اصلاً اگه نميره خودم تو غذاش مرگ موش می ريزم من حاليم نيست همه چی بايد طبق نقشه عمل بشه ( حالا مثلاً نه که اين مرگ موشا چقدر رو موشا تاثير دارن ! )

خلاصه اينکه اين مساله که کی می خواد با کی ازدواج کنه به من ربطی نداره اما چيزی که مهمه زندگی مشترک هم که خاله بازی نيست که هر کی تا دیپلم می گيره می خواد ازدواج کنه ... تا ديروز بابائه بايد براشون بعد فارغ التحصيل شدن موبايل می خريده از امروز بايد موبايل با وسايل جانبی بگيره !

البته اين امر در رابطه با آقايون بيشتر صدق می کنه ... پسره سربازی نرفته - درسشم تموم نشده مثلاً ترم اول دانشگاه رشته ی سيم کشی تلفن همراه ! در حال تحصيله - کارم که نداره بعد توقع داره که همه جواب بله رو با کله بهش بدن ...

بعد هم براش سريع يه مجلس عروسی بگيرن بعد پدر عروس پول بريزه سر دخترش که مبارکه دخترم آغاز بدبختيات رو بهت تبريک می گم ... آفرين دخترم عجب پسر چرمنگی رو برای ازدواج پيدا کردی ... و همين طور همه پول بريزن سر عروس دوماد که ايول به دختره با چه پسر  بيکاری ازدواج کرده !  بعد هم اينا رو هم نبينن می گن خوش به حالش سر و سامون گرفت !

بعد همين طور هی شاباش بريزن سرشون که ازدواج کردن و خرج زندگی رو خدا می رسونه !

البته اين وسط هم ۱۰ تومنی هم بريزن سر عروس دوماد همه يهو می شينن جمع می کنن  ... توی اين مجالس عروسی دقت کنين چه صحنه ی اکشنی می شه وقتی که شاباش می ريزن ... هر کی در حال رقصه يهو ناپديد می شه ..حاضرن زير دست و پا له بشن و اون ۱۰ تومنی رو بردارن ! آخه کجای دنيا به منظور خوردن شام مجانی و يه بساط بزن و بکوب و رقص و آواز مجانی بايد يه پوليم بدن روش ؟ شام رو که مجانی ميل می کنين ... تا می تونين هم می رقصين ... ميوه و شيرينی و کيک و همه چی هم می خوريم از اون يه قرونی هم که می ريزن سر عروص دوماد نمی گذرين ؟!!!

حالا بماند که بعد عروسی تازه چقدر حرف و حديث پشت سر در و ديوار و ميز و صندلی هست !  از در ورودی گرفته تا شام و بشقاب و قاشق پشت سر همه حرف هست نگران نباشيد هيچ چی از قلم نميفته ....

راستی اون عکس رو شما اگه دوست داشتين سانسور شده ببينين من موردی نمی بينم در اينکه عکسهای عشقولانه بذارم برای مطلبم  ( حالا از ژست عروص دوماد بگذريم عکس همچين هنريه منم به خاطر هنری بودنش گذاشتمش شما هنر رو ببينين نه اون دو تا رو  )

موضوع سر عکس بود اين عکس رو هم ببينين که جدال عروص و دوماده اگه گفتين سر چی ؟

آهان نمی دونين که ... اين ماجرا عين حقيقته ... آقا يه مجلس عروسی بوده که کلی توش عکس و فيلم گرفته بودن بعد نگاتيو اين عکسا و فيلما پشت موتور بوده و وسط راه ميفته و گم می شه و ديگه پيدا نمی شه ... بعد هم اين خانومه به همين خاطر داره با آقاهه دعوا می کنه که خاک بر سر چرمنگت تو به درد زندگی مشترک نمی خوری و فرداشم قراره برن محضر طلاق بگيرن !

به همين سادگی ... می بينين ؟ واسه خاطر يه سری عکس ؟ دنيای عجيبيه !

بعد می گن توقعات بالا رفته ! آخه داشتن کار مگه توقع بالاييه ؟ حالا طرف هم کار داشته باشه تو خرج خودش گيره بعد بره يکی ديگه رو هم بدبخت کنه ؟

هی هم به اين پسرا می گن برو زن بگير ! 

آخه مگه زن عين روغن و شکر  و پنيره که بری دم مغازه بگی آقا به من زن بدين ! مثلاً يه کيلو زن داری؟ مامانم منو فرستاده زن بگيرم ! مثلاً می تونه ثبت نامی باشه ...

ــ دارن برا زن دادن ثبت نام می کنن به پسرت بگو سريع بره ... تازه قرعه کشی هم می ذارن ... 

يا مثل کوپن !

ــ کوپن زن اعلام شده به پسرت بگو بره تو صف واسته تعاونی زن کوپنی می ده ! ( احتمالاً عين کوپن هم نفری حساب می شه ديگه ... يکی می ره برا داداشش هم می گيره ..خير خواهيه ديگه حالا که نصف قيمت مغازست بذار دست همه رو بگيريم ... )

 دخترای فاميلا رو هم يکی يکی نشون می کنن ...

ــ دختر اقدس خانومو بگير !

بعد تو مجبوری صبح کمين بزنی دختر اقدس خانوم که از خونه اومد بيرون تا کسی نگرفتتش بگيريش!

بعد نبايد بذارين فرار کنه ..مامانت گفته بايد دختر اقدس خانوم رو بگيری !

حالا اصلاً نمی گن اين دختر فلانی اصلاً اين پسر بيکار الاف ما رو قبول می کنه ؟

حالا از فردا ببينين تو خيابون چه خبره ! اوه اوه همه می خوان زن بگيرن چه بگير بگيريه ....  بدو بدو داره در می ره بگيرش ...

حالا تازه اگه يکی رو چند نفر نشون کرده باشن که خيلی اکشن هم می شه ... مثلاً شنيدين می گن فلانی رو بايد از سر راه برداشت ؟ آهان اينم از فردا اگه ديدين همه همديگه رو با ماشين زير کردن بدونين امر خيری در کاره ...  

تا اينجا چند متر شده رامين بارسا ؟!!!

خب چند تا سرگرمی !:

اين عکس جالبه ببينين ... اعلاميه برره ....

و اينجا هم می خوان تيم ملی ايران رو به خاطر صلاح های اتمی از جام جهانی حذف کنن ... بريد و نه رو بزنين ... نريد yes بزنينا ؟

راستی بچه ها سايت زنگوله هم به تازگی راه افتاده و قرار شده بخش طنزشو من بگيرم ... پس ما رو اونجا هم می تونين پيدا کنين ... حتماً به اين سايت سر بزنين و هوا ما رو داشته باشيد  ...

اينم يه ضرب المثل زيبا از زهرا :

هر چه بگندد نمکش می زنند وای از اون روز که بگندد نمکش می زنند !

حالا چند تا سوتی :

چند روز پيش اين داداش من از بيرون اومد يهو با هيجان گفت : اين دود چيه ؟!... ما رو می گی گفتيم ديگه هيچی نابود شديم رفت ... بعد هر جا گشتيم اثری از دود نديديم ... بعد چند دقيقه به اين نتيجه رسيديم که بهتره عينکشو پاک کنه !

با پسر خالم داشتم درباره ی يکی از استادا صحبت می کردم .. بهش گفتم آره اين آقای فلانی هست دو تا داداشن ... بعد يه چند دقه خيلی جدی پرسيد : اين استادا که می گی زنن ؟!!

يکی از فاميلامون که چند وقت پيش عروسی دخترش بود اومده بود پيش ما ناله زاری می کرد از داداشش و باباش ... بعد گفت آره ديگه بابامم که سر عروسی نيومد( حالا بابای اين طرف می شه فاميل خودمون )  ...ليدا با تعجب گفت :إ ! نيومد ؟  ... طرف با تعجب گفت : خب خودتون تو عروسی بودين ديدين نيومد که ..بعد ليدا همچنان با تعجب گفت : إ !!!   بعد دو دقه گفت :آهان راست می گی نيومد   کم مونده بود بپرسه : ما چی؟  اومده بوديم ؟!!!!

خب بچه ها سوتی برای اين هفته کافيه ...  

بريم سراغ دوستان :

بابا انقدر سر اول دومی دعوا نکنين ... حداقل اه می خواين سر اول دومی بجنکين قشنگ بجنگين تو مايه های فک پياده کردن و دندون شکوندن و بادمجون سبز کردن باشه ...

رامين خان آخه ما هر چی گشتيم اثری از تو نديديم حالا چون تويی و من بعنوان يه ديوونه ی اساسی و قديمی قبولت دارم ( آخه ما جزو اولين ديوونه ها بوديم) پای برگتو امضا می زنم و می تونی از فردا بعنوان يک ديوونه ی مدرک دار بری تو خيابون و تو سر هر کی دوست داشتی بزنی ...  

مارمولک جان من آپ ورزشی که ترتيبشو دادم بازی رو هم تا آخرش رفتم ( خالی بندی که تابلو نيست که ؟) تو اگه عوض اينکه بری و دوستاتو بپيچونی بشينی و اين بازی رو بری و روش تفکر کنی می تونی تا مرحله ی ۱۰ رو بری ( خجالت داره اين گاگ تا مرحله ۱۱ ر فته بود آخرين بار تو از اون يعنی کمتری ؟ ) ..مرغه رو هم باهات پايم خيلی ديوونست ... بعد تو مگه نمی دونی ما اينجا کارامون رو حساب کتابه از خودت الگانس در می کنی ؟ اينجا مسئول داره مسئول جايزه هم بچه مخفيه ... تازه شما خودت اول کپی بازيت رو بفرست ببينم امتيازت چقدر شده تا طی ماههای آينده پروندتو بدم امورمالی ( خانوم سليمی ) بهش رسيدگی کنه

گلی جون من بستنی الان حال نمی ده بهم ... يه بار تو سرما بستنی ميوه ای گرفتم دستم در حالی ه می لرزيدم می خوردم همه عين ديوونه ها نگام می کردن !‌ بعد هم اينکه تو بزن تو سر مزاحم البته اگه حال نمی ده جهت تنوع کسی تو سر بچه مخفی نزد تو می تونی اين عمل مهم رو انجام بدی ...

رامين بارسا تا اينجا چند متر شد ؟ من تا اونجايی که يادمه من سال دوم راهنمايی بودم يه معلم زبان داشتيم هر کی می خنديد می گفت : پرتت می دم بيرونا ! بعد اين پر ت دادن از اونجا نشات می گيره جانم ... بعد منو قاطی مسائل سياسی نکن الکی هم از زير بار سئوال من در نرو ... تو واقعاً چجوری رشتت رياضيه در حاليکه نمی دونی فرق نيکروم و کرومل چيه ؟

من الان به علت کمبود وقت نمی تونم برات توضيح بدم فرقشونو ... بايد بيای درخواست پر کنی ...

ثريا جون تو که می دونی تو اين دوره زمونه تو سر هر کی بزنی بهت پيتزا نمی ده ..پس چه بهتر تو سر همون شهاب بزنی شايد خجالتش شدو اومد پيتزا داد بهمون ... حالا تو اگه طور ديگه ای راحت تری می تونی تو سر مزاحم هم بزنی ...

پروف جان ما من سر سوم شدن کل کل نکن ها ..بعدشم از اين گفته ی شما می شه نتيجه گرفت که نارنگی گرون شده ! مثلاً يه کيلو نارنگی معادل ۱۰ تا پيتزاست ...

بچه مخفی باز تو چش نداشتی ببينی يه نفر از من خواستگاری کرده ؟ تازشم همون روز می خواستم اموالمو به نامت کنم اما طی مراسمی به اين نتيجه رسيدم که تو هيچ نوفهمی پس اموالمو به نامت نمی کنم تا ثابت کنی لياقت اموالمو داری....  در رابطه با اون مردک ملعونم بايد بگم بهترين آهنگش برا يه نفر ديگه بوده  ( حالا پيدا کنين سن پرتقال فروش رو )

دکی..ببين کچل با توام ... تو اول برو کچليت رو درمان کن ... به حمدلله وضعيت کليويت که رو به راهه ..خوبه ببينم تو صندليا رو مرتب کردی ؟ ديوارا رو تميز کردی ؟ پرده ها رو شستی ؟ طی کشيدی ؟ کاراتو کردی اومدی اينجا برا من داد حواله می کنی ؟!! بگم بيان از پنجره ی طبقه ی ۷ بندازنت رو ماشين اون همسايه ی حبيب اينا که صداش در  نمياد ؟ تو وخواستگار ؟ بيچاره هر کی می فهمه تو کچلی سريع فراری می شه ... ببين از من به تو نصيحت از همون اولش بگو که کچلی چون بعداً تو زندگی مشترک می فهمن کچلی تو ذوقشون می خوره ها ... در هر دو صورت کسی زن تو نمی شه ...

غزال جان من که بهم بر نخورد که ... من خواستم بگم اطلاعاتتون بره بالا  بعد زشته دختر ۲۴ ساعت دم پنجر باشه .. بيا کنار پرده رو هم بکش ... آخه دعوای ۴ تا ديوونه که ديدن نداره تو خودتو از در س و زندگی می ندازی واسه خاطرشون .... والا ...

سوسک جان هيچ تا به حال توجه کردی به ميزان حروفی که استفاده می کنی از علامت سئوال استفاده می کنی ؟ يعنی سئوالان تاکيديه ؟ کی کيو يعنی چی ؟ بعد من کی خواستم مصلح شم عليه تو ... ها ؟ من که همه رقمه هواتو دارم !!!!!!‌

گاگ جان من که عرض کردم پست قبلی بدآموزی به اندازه ی کافی داشت ديگه اين که تو سر باديگارد می زد رو اگه می گفتم خيلی ديگه بچه ها جوگير می شدن .... بعد هم همين طور اشک شوق در چشمانت باشه چرا که من اين بار هم چند تا غلط ديکته ای داشتم بعد مدتها می تونی بيای و به همه اعلام کنی که متاسفی که بعضيا عروس رو عروص می نويسن  من اينو جلوتر گفتم که بدونی من می دونم که عروص رو بايد اروث نوشت .... ببين اون شاس هم که تازه تو سن رشدشه بهش بگو اگه غذاهای خوب بخوره در سنين ميانسالی عين مزاحم کچل نمی شه ... ببين اگه ديد داره کچل می شه بياد پيش خودم براش نسخه بپيچم بفهمه پزشکا کچلی رو هم درمان می کنن ...

انيش جان من که عرض کردم بعلت اينکه زدن تو سر کچلا می چسبه منم می زنم تو سر مزحم ...دقت کن ديگه خواهر من ... در رابطه با کنار اومدن هم من اينجا عرض کردم که ۷۰ من تو هم نصف ۵۰ درصد خودتو بردار ..اونم من هنو پيگير هستم ..ببينن اونيکی رو هم همينطور ... هواسم هست ...

آخرين ديه گو تو هر وقت راه خونتونو پيدا کردی من بهت لينک جاوا رو می دم دانلود کنی !

سعيد مافيا من کی مافيا شدم ؟ خودتو با من چيکار داری ؟ شلوغ نکن بينم ! ....بزنم !!! 

ليدا جان ما اينجا مسئول شکايت نداريم ..يا می زنی تو سر کچل جماعت يا اينکه می زنی تو سر مزاحم ! من نمی دونم خلاصه کاريه که به تو سپرده شده بايد انجامش بدی ... بچه مخفی غلط کرد رو تو دست بلند کرد  خودت که می دونی خودت برو بزن ريز ريزش کن  والا خودت که واردی به اين امر من الان سرم بيشتر از اينا شلوغه که بخوام برم بزنمش ... تازه اون بچه مخفی يه وری شل شمپت خودش خدا زدتش !

مانا جان سر جلسه رات ندادن گردن بازی من ننداز که

حبيب جان تو خودت چطور نفهميدی تو سر کی بايد بزنی ؟ بيا اينم سر مزاحم هرقدر خواستی بزن تو سرش عزيز من فقط مسئوليت نابسامانيا رو به گردن بگير چون مسئول تواين دوره زمونه خيلی کم و سخت پيدا می شه ... نوع گيتار مهم نيست هر چی بود مهم نفس عمله که زدنه ... اصلاً کی به تو گفته نتيجه گيری اخلاقی داشته باشی ؟ من اصلاً موهام خوش رنگ خدايی هست ... همه حسادتشون می شه به موهام حالا تو ميای اينطوری می گی ؟ تازه کی گفته من می خوام برم دی جی شم ؟ دی جی جواده بابا من خود  Jukebox می شم  هيچکی تا حالا اين نبوده من نفر اولم در اين رشته ...

بچه ها بازم تشکر از همتون که اومدين  

بچه ها از اينکه جوگير شدم و زياد ور زدم شرمنده

ViVaVida || ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان