۱۳۸٤/۱۱/۱۸

Do dreams come true؟

من می خواستم طبق معمول هميشه اول نوشته  های اين پستم رو بيارم رو ورق بعد بيام آپ کنم ... بعد ورق و کاغذ رو برداشتم ( دقت کرديد ديگه ورق و کاغذ !) و رفتم گرفتم خوابيدم الان هم که بيدار شدم موندم تو حنا !  ديدم داره از موعد مقرر می گذره و من هنوز آپ نکردم ... بعد گفتم ميام می شينم اينجا دستمو می ذارم رو کيبورد ديگه هر چه باداباد ..هر چی به ذهنم اومد می نويسم ديگه ... خرس ( اين چی بود ديگه ؟‌) هيچی به ذهنم رسيد گفتم ديگه ! ... اين کی می خواد آدم بشه

قبل اينکه بخوام حول محور موضوع امروز صحبت کنم چند تا مساله رو ذکر کنم ..اول مرسی بابت اينکه متولد شدم ! يعنی منظورم تبريکات شماست که باعث شد من با خوشحالی فراوان دنيا بيام ... اينجا يه عکس هم از خودم در می کنم که يادمان باشد !! يادمان باشد چی ؟  حالا يادمان باشد ديگه هر چی .... مهم نفس عمله که اين عکسست و اسم من در اون ليوان حک شده .. آوازم ديگه به سراسر دنيا رسيده برام ليوان بلوری حک می کنن ديگه ... راستی اينجا جا داره تولد ليدا رو هم تبريک بگم ( ۱۷ بهمن ) تولد پسر خالم سروش ( ۱۰ بهمن ) و تولد داييم ( ۱۲ بهمن !‌ ) همين طور  پسرخالم سهيل ( ۲۲ بهمن !) رو هم تبريک بگم که بدونين ما همه فرزندان انقلابی هستيم !

خب بريم سر موضوع مورد بحث امروز ... راستش چون می خوام زودتر به مسابقه رسيدگی کنم ( می دونم که همه ۶ دنگ حواستون پيش مسابقست و استرس داريد  ) برای همين منظور سعی می کنم که موضوع اين پست به ميزان لازم کم باشه ...

موضوع مورد بحث امروز ما خواب هستنه ! البته همين خوابی که ميگم به شاخه ها و زير شاخه های مختلفی تقسيم می شه ... مثلاً خود خواب - خوابگردی ..تو خواب حرف زدن - خواب ديدن - عرضم به حضورتون بد خوابی و کم خوابی و زياد خوابی و غيره ... که امروز بحث مورد نظر ما خواب ديدن و تعبير خواب هستنه ! ( با کی گشتی تو امروز لهجه گرفتی ؟ )

 البته ذکر اين مساله بسيار مهمه که خواب ديدن و تو خواب حرف زدن به هم مربوط می شه اما اونی می ذاريم برای سری بعد که بحث طولانی نشه ...

حالا دليل انتخاب اين موضوع اينه که امروز يکی از دوستام صبح بهم زنگ زد با هيجان تمام برام يه خواب تعريف کرد ... گفت که ديشب خواب ديده که من تو دستم پر انگشتر و النگو از نوع طلای زرد و طلای سفيده ( حالا جنسشو از کجا فهميده من نمی دونم ) و يه صندوق هم پر از طلا و جواهرات دارم ( گنج پيدا کردم ! ) و خلاصه اينطوری ... بعد خب اين تعبيرش اين می شه که بنده الان خيلی ثروتمند می شم که از اونجايی که اينا همش تو خوابه پس شتر در خواب بيند پنبه دانه ( خواستم پستم نکته ی آمو زشی داشته باشه  ) خلاصه اينکه ازش پرسيدم حالا تعبيرش چی می شه ؟

گفت : والا اين کتاب تعبير خواب ما می گه که النگو و انگشتر نشانه ی اينه که شوهر می کنی !  و اون جواهراتم يعنی اينکه شوهرت پولداره ... من نمی فهمم اينا که تو خواب همش مال خودم بود بعد چرا تعبيرش همش شد يکی ديگه ؟ من گنج رو با شوهر با هم پيدا می کنم ؟ يعنی مثلاً فکر کنم زمين می کنم يه صندوق گنج پيدا می کنم بازش می کنم توش به جای گنج شوهر پيدا می کنم !  چه ضد حال ... !!!

خلاصه اينکه منم سپردم به دوستم که امشب که داره می خوابه تمرکز کنه رو اين مساله بلکه شوهره رو بينه و اگه تونست ازش تو خواب عکس بگيره که بعداً بده منم ببينم که چه بهتر ...  

من نمی دونم اين خوابا اگه قراره اينطوری تعبير بشن که می خوام صد سال سياه نبينمش ( يعنی بقيه برا من از اين خوابا نبينن ) ... والا ..من نمی فهمم اين کتابای تعبير خواب چرا همه خوابا رو به يه نکته ی ازدواج ختم می کنه..البته ما يه دونه داريم که خيلی باحاله ...  تو هر خوابی ببينه تعبيرش اينه که پولدار می شی ..اين قانون طبيعته منم تا حالا برا هر کی خواب تعبير کردم تعبيرش همين بوده که پولدار می شه ... حالا تو خوابت بارون بباره برف بباره کفتر بياد تو خواب رو سرت خرابکاری کنه سگ تو خواب پاچتو بگيره و عرضم به حضورت آمريکا تو خوابت به ايران حمله کنه بمب و تيرهوايی و اينا هر چی در شه تو خواب تعبير ش اينه که پولدار می شی ... الان ۲ تومن بابت تعبير خواب بايد به من بدين ...

حالا من شب اگه فيلم ببينم نقش اول فيلم می شه نقش اول خواب من  اون سری شب فيلم سر قت در ۶۰ ثانيه رو ديدم بعد يه خواب اکشن توپ ديدم که نقش اولش آنجلينا جولی بود  واقعاً اين خيلی بده آدم جنبه ی فيلم ديدن نداشته باشه ها !

حالا شما تعبير کنين اين خوابا رو ...

چند وقتی بود خواب می ديدم يه قولی بابايی دنبالم کرده و من از دستش فرار می کنم  بعد چند شب پيش خواب ديدم که دارم می رم سمت متروی دروازه دولت ( محل وقوع حادثه  ) بعد يه نفر از توی مفتح می پیچه از کنارم رد می شه و با يه داس می زنه تو شيکم من ( ای نامرد واستا تا حاليت کنم  ) خلاصه من همه جوره آدرسشو دادم اگه پيداش کردين خونش حلاله ..مرتيکه قول بی شعور ...  آخه من نمی دونم کدوم آدم الاغی ! با  داس تو خيابون راه می ره ... اونم داس ..هيچی نبود ..خاک بر سر می خوای بکشی بيا با يه وسيله ی مدرن بکش آخه کيو ديدی با داس ترورش کنن آخه ها ؟ والا ما شانسم نداريم که ...

آهان آدرسشو ندادم که الان شماها دنبال کی می گردين ؟ محل وقوع حادثه رو براتون مشخص کردم که کجا بود ؟ خب طرف موهای مشکی داشت فکر کنم صاف بود اگه اشتباه نکرده باشم ... قد ۱۹۰ الی ۲ متر  آخه امون نداد قدشو بگيرم سريع در رفت .. شلوار هم پاش بود ! خلاصه هر کيو با اين مشخصات ديدين خونش حلاله سرشو بر ا من بياريد ...

خب من بازم خواب باحال دارم که براتون تعريف کنم اما از اونجايی که يه ضرب المثل هست که می گه :[ همه تخم مرغاتونو توی يه سبد نذاريد ] ( نکته ی آموزشی تا چه حد ؟ ) به همين منظور من تصميم گرفتم که اين خواب ديدن رو سرياليش کنم و اين فعلاً قسمت اولش بود ای شاله در سال آينده قسمتای ديگشو هم به نمايش می ذاريم ...

می دونم دل تو دلتون نيست می ريم سراغ مسابقه :

همونطوری که هفته ی قبل ذکر کردم من يه مسابقه يهو تو ذهنم دينگ شد ! و اونم اينه که به ۳ نفر از افردای که بيشتر از همه به من سر زدن و کامنت گذاشتن جايزه می دم ... حالا اول چند نکته :

نکته ۱ - کامنتها از ۴ شنبه سوری سال گذشته شمارش شده و تا ۴ شنبه سوری سال جاری ادامه دارد ... يعنی يه جورايی می شه يه سال ...

نکته ۳ - يادم رفت !

نکته ۴ - کاملاً جديه و جايزات ( خاک بر سرت بی سواد جوايز ) ... آره همونا واقعاً به افراد داده ميشه ..والا با اين خوابی که برا من ديدن حتماً تا پايان سال وسعم می رسه که ۳ تا جايزه بدم ...

توجه : نکته ی ۲ جا نيفتاد ولی چون مهم نبود حذف شد ...

خب من کامنتا رو از ۴ شنبه سوری تا به همين قبلی شمردم و چند تا کانديد برای مسابقه پيدا کردم و برای اينکه مسابقه هيجانش بيشتر بشه ۱۵ نفر رو که بيشترين کامنت رو گذاشتن بعنوان کانديد انتخاب کردم و اسامی اين افراد رو اينجا اعلام می کنم ولی نمی گم کی از بقيه بيشتر کامنت گذاشته که هيجان مسابقه زيادتر بشه و شماها هم با هيجان و اشتياق بيشتری کامنت بذاريد ...

اسامی کانديداها به ترتيب حروف الفبا :

*انيشتين  - *بچه مخفی - *پروف - *پسری با کفش های کتانی - *حبيب  -* رامين بارسا - *رامين ( منصور بلو ) - *سارا ( سايبان عشق ) - * غزال - * گاگ - * گلبانو - * ليدا - * مارمولک -*مزاحم - * موشموشک ...

اينا کانديداهای بيشترين کامنت در سال جاری بودندی ! حالا آقا يا خانومی که اسمت تو ليست نبودبا سر نرو تو مانيتور که ! به منظور اعتراض هم نريد دم سفارت دانمارک و انگليس هوار هوار اعتراض کنين اينطوری به نتيجه نمی رسيد ! ای شالله سال ديگه و مسابقات ديگه شما کانديد می شين ...

و اما دليل انتخاب اين اعضا :

هيچگونه تقلبی صورت نگرفته و شمارش کامنت ها زير نظر رئيس فدراسيون فوتبال آسيا صورت گرفته و هيچکی هيچگونه پارتی بازی در نياورده از خودش ... اعتراض و اين حرفا هم قبول نی ...

و اما قوانين شمارش  و کامنت گذارون :

     در پی نشست اعضای هيئت داوران در اون اتاق ! ( منظور جلسه هستنه ! ) ... هيئت داوران شمارش کامنت ها رو بدين صورت اعلام کردندی !

۱ - هر ۳ خط يک کامنت به حساب مياد ... برای اونايی که يک خط يک خط کامنت می ذارن ( مثل بچه مخفی ) هر ۳ تا کامنتشون بعنوان يک کامنت شمارش می شه ...

۲ - اعضايی که با تقلب بخوان شمار کامنتاشونو ببرن بالا نمره منفی می خورن ... ( نخوانم به زور می کنيم تو حلقشون ) ( من با موشموشک نام ها بودم آيا ؟ )

۳ - اين اعضا تا پايان سال جاری يعنی تا پست ۴ شنبه سوری اين سال بايد در همه ی پست ها نظر بدن و غيبت شما در بيش از ۳ پست باعث می شه از دور مسابقات حذف شيد ...

۴ - کامنتهايی نظير  - من اول شدم من دوم شدم در شمارش کامنت ها به شمار  نمياد مگه اينکه ۳ تا پشت سر هم باشه ... يعنی نفر اول بايد اول و دوم و سوم با هم بشه تا يک کامنت براش به حساب بياد ... ( اينطوری لا اقل اين پروف هی نمياد بگه من سوم شدم )

۵ - حفظ شئونات اسلامی الزاميست .. مثلاً آقايی که ميای می گی :آی دهنت سرويس ويدا چقدر زياد نوشتی ... اينگونه جملات ۵ امتياز منفی داره .... ( قابل توجه آقای کتونی )

۴کامنت ها بايد طوری باشه که مشخص شه فرد متخطی ( يعنی همون کامنت گذار ) کل مطلب رو خونده ...

خب فعلاً چيز ديگه ای به ذهنم نمی رسه در اين رابطه بگم ... اگه يادم اومد ميام تو پست بعدی به اين بندها اضافه می کنم ... بعد به اينکه بعد بند ۵ دوباره برگشتيم رو بند ۴ دقت نکنين دلمون می خواد اينطوری باشه والا ...

خب ديگه اين گوی اين ميدون يه چند تا پست ديگه فرصت داريد که خودتونو نشون بدين ...

و اما جوايز :

نفر اول بين ۲۰ ساعت اينترنت و دو تا فيلم باحال می تونه يکی رو به انتخاب خودش انتخاب کنه ... (  اسم فيلما رو بعدن می گم )

نفر دوم بين ۱۰ ساعت اينترنت و يک عدد فيلم باحال خودش يکی رو انتخاب کنه ( اين يه فيلم با اون دو تايی که به نفر اول می دم فرق می کنه ها )

نفر سوم يک عدد دوربين ديجيتال !( واقعاً که !  ) نه اين محض شوکه کردن نفر سوم بود  نفر سوم رو يه چيزيم ازش می گيريم که بالاخره يه پول و پله ای دستمونو بگيره که بريم به نفر اول و دوم جايزه بديم ديگه  ... آقا جهنم و الضرر نفر سوم رو بهش يک عدد کارت ۳ ساعته می ديم ! البته بايد ۲ ساعتم ازش بگيريم ... !!!!! اما برای اينکه هيجان مسابقه زيادتر بشه فعلن نمی گم به نفر سوم چی می ديم ...

برم پولامو بشمرم از الان ببينم چی می شه .... آهان اينم بگم که برای اين دو تا جايزه در نظر گرفتم که اونايی که تهران نيستن هم بتونن جايزه بگيرن و نگين اکانت رو فقط برای تهرانيا می شه داد ... من برای اونايی که تهران نيستن جوايزشونو پست می کنم ...  

خب ديگه نوبتی هم که باشه نوبت دوستان :

می بينم که سوسک هم به سمت اول شدن نائل شد ... ببينم من کی بيام آفريقا کادو تولدم رو ازتون ( تو و بقيه  )بگيرم ؟ شيرينی تولد هم در ماه محرم خوبيت نداره ... 

رامين جان من اصلاً اون بازی رو نديدم که بخوام عنايتی رو  چش بزنم ... تازه اين دوست من خودش استقلاليه احتمالاً از هميناست که خيلی از بازيکنای تيمشون تعريف می کنه ...

موشموشک ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰ ( برو ببين اين يعنی چه !) شما از قوانين سرپيچی کردين و ازتون ۲۰ امتياز کم می شه . دستتو بنداز بينم ! مشت زدن حال می ده ؟ خب تو يه کاری کن يه دونه چشم به اين بچه مخفی بزن يه ذره بخنديم  اگه اين کار رو بکنی ۲۰ امتياز بهت اضافه می شه ....

انيش جان تو چرا هنوز تو کفشی ؟ برو تو دمپايی شايد بهتر باشه ...

گلی جان به منظور اينکه شما هميشه اولی  ما قرار شده که نفر اول رو نفر هفتم اعلام کنيم که سر نفر اولی ديگه دعوا نشه و تو راحت بيای نفر اول شی (‌شرط می بندم کسی نفهميد من چی گفتم !).. بعدشم تو خواستی به منم بگو امسال مريض نشدم اگه چشم خوردم ۲۰۰۰ تومن می دم به کسی که بره جام آمپول بزنه ... تازه من هميشه عينک می زنم

رامين بارسا من که برات توضيح دادم اين آدم خاص بودن يعنی چه ! وقتی من می گم تو فرد خاصی هستی بگو چشم ..دهه ...د بيا ! می خوای منو آلوده کنی ؟ پیپ ؟آی ملت حواستون هست ؟ اين می خوادبه من پیپ بده ..می خواد منو آلوده کنه که بره همه جا بگه ويدا پیپ می کشه که همه بيان ازش پیپ بخرن ... نه آقا اينطوريا هم نيست ..اصن من تا حالا پیپ رو از نزديک نديدم نمی دونم چيه ! اميدوارم با توضيحات من سئوالتون حل شده بوده باشه ... بعدشم اگه دقت کرده باشی اونی رو که گفتی اول گفتم ادبی بعد گفتم علمی هيچم سوتی نبود .. از آرايه ی ادبی مبالغه ی استعاره توش استفاده شده بود که استفهام انکاری داشت !  و چون من می دونم تو نمی دونی من الان چی گفتم بر ات توضيح نمی دم چون حضمش برات سخته تو رياضی بخونی بهتره ...

خدايا من چه گناهی کردم آخه گير اينا افتادم  اون از گلی که بعد شونصد نفر اومده می گه اول اينم از پروف که اومده می گه سوم ... همش تقصير اين سوسکه بس با بيل می زنه تو سر اين بشر بيچاره دچار توهم  خود سوم بينی شده !

آخه حبيب تو از کجا می دونی که من اون شب ديدم تو آنلاينی ؟ اصن يه چيزی ..اين سيستم من خيلی پيشرفتست وقتی خودم اينويز ميام همه برام اينويزن  يعنی در کل من نمی بينم کی آنلاينه کی نيست همه برام خاموشن ..اينم در نوع خودش سيستم خاصيه ها ... در رابطه با خجالت ، الان که فکرشو می کنم  نه خجالت نمی کشم ! بعدش شما کلاً مشکل داری خودت چه با چشم چه بی چشم ! بابا کجای کاری آخه چشم شيرين هم شوره بدبختی !( الان اين جمله از نظر آرايه ی ادبی کاملاً ساپورت می شه ...معنی دور و نزديک داره ..خدايی من چدر ادبياتم !  )تو فعلاً همين جا واستا ما کلی نابسامانی داريم که مسئولش هنوز مشخص نيست کيه ... ببين به من چه  که تو کيفت  هميشه گم می شه ؟ من که اون سری آخر گفتم هيچکی خارج نشه تا ما همه رو بگرديم کيفت پيدا شه ديدم خودت رفتی منم پول داخل کيف رو با بچه ها تقسيم کردم ... تازه چيزيم نداشتی توش .. بابا يه تراولی - عابر بانکی چکی سندی دفتر دستکی توی اين کيفت بذار بابا مرديم بس تو اين هفت هشتا کيف هيچی نبود

علی مزاحم من اگه فرهنگ داشتم که نميومدم اينجا از ضايع کاريای خودم تعريف کنم ...  ولی هر چی هست خودم می دونم فرهنگ ندارم مثلاً خودم گفتم که فرهنگ استفاده از ماشين و موبايل رو ندارم ديگه پس برا همين نمی رم سراغشون ... تازشم تو دستاتو شستی اومدی اينجا !

اين بچه مخفی هم که از وقتی دات کامی شده ديگه برا ما کلاس می ذاره ... بابا بيدار شو  از خواب زمستونی ... رفتی ته صف واستادی نمی ذاری کسی رد بشه ..گنده !

مرسی پيک نيک جان که به آموزشی بودن و ادبی بودن وبلاگ من کمک می کنی ... بادمجون بم که آفت نداره ..اينم يادداشت کنين شايد تو امتحان بياد !

گاگ همين خزوعته که باعث شده من تو مسابقه شرکتت بدم ديگه..همين اين گاگ رو که می بينين در هز پست به طور متوسط يک کامنت گذاشته نه بيشتر نه کمتر ... خب بر و حالا از خودت تعريف کن بگو من چقدره انسان خازعی هستم ... راستی من يه نفر رو می شناسم خيلی خوب بيليارد بازی می کنه يه بار بيا بگو که خوب بازی می کنه بلکه يه اتفاقاتی رخ بده ...

مارمولک  حقشه از مسابقه شوتت کنم بيرون ... آدم فروش ... بزنم !؟؟؟  حالا می ری ما رو لو می دی به کاغذ سياه ؟ ببينم می شه ازت درخواست کنم که ديگه سر بازيای پرسپوبيس نری ورزشگاه ؟ البته به غير از مواقعی که می ری عکس بگيری ...الان که فکرشو می کنم می بينم که آپ ولاگ مهم تر از برد و باخته ..نه ؟ پس تو برو ... بعد بابا به پير به پيغمبر من به جون کی قسم بخورم من امتحان فيزيک نهايی نداشتم  خدايا توبا ... من رياضی نهايی داشتم با چند تا درس ديگه که يادم نيست چی بود ..آهان بينشم هم نهايی بود جا داره که اينجا عرض کنم که دينی و قرآنم رو شدم ۱۴  ... ولی فيزيک نهايی نبود ... من به عمرم تو کارنامم از ۸ کمتر نداشتم ... اين ۸ هم ميان ترم زيستم بود ( منو نگاه چه همه رو دارم می گم ! ) برو کنار اصن به تو چه من رياضی ۵ رو چند شدم ؟ حدست غلط بود اين عکس يه جا خزتر از دربند گرفته شده

سعيد مافيا به جون خودم نباشه به جون اين ! ( کی ؟ ) من بی مقصرم ..همش زير سر اين مارمولکه ... اون همش گفت بيايد بريم چت روم راه بندازيم اگر نه که من تا به حال همچين کاری رو رو مزاحم پياده نکرده بودم که قبلن ! راستی يه سئوال فنی داشتم ازتون..شما چطوری تونستين رکورد بزنين و کامنتاتون از ۸ تا برسه به ۱۰۸ تا ؟  بعدشم اينکه اسفند رو دود نمی کنن پسر جان اون اسپنده که دود می کنن ... اينم يه نکته ی آموزشی ديگه که بريد همه جا تعريف کنين چقدر آموزش ديدين توی وبلاگ من ... پره ی هيلی به رخ من نکشا ( نکته : هيلی رو حتمن می دونين که يعنی هيليکوپتر !)

شکلات فندقی جون من اون چوب رو نزده نمی بينم ! يعنی چه بزنی چه نزنی من از بچگی مشکل چوب نبينون داشتم ... بعد عزيزم من تا ۶۰۰ نمی تونم بشمرم که کامنت شما رو ۶۰۰ تا ببينم که !

iranian idiot عزيز من اتفاقاً در نظر دارم بدم نوشته هامو فيلمنامه کنن اما اول حتمن به ياد شما می دم کتابش کنن ... شما چی در نظر نداری يه کتاب دو زبانه بدين بيرون که همه از گفته ها و حکايات شما بهره ببرن ؟

پرنده کوچولو اين که گفتی خيلی خفن بود ! اون چشم رو بايد طلا گرفت ! بعد عزيز من ... من به خاطر خودت گفتم ... من اين پروف رو می شناسم پس فردا باز می ره يه جا اختلاس می کنه بعد دودش تو چش خودتون می ره ها ..اونوقت ميان تمام وسايل خونتونو جمع می کنن می رنا ... بيل زنی که نشد شغل که دختر جان ... بعد اون ۱.۲۵ نمره رو خودم می رم از حلقوم استادتون می کشم بيرون ..فقط يه ۴۰-۵۰ تومنی خرج بر می داره که اونم چون تويی کلی تخفيف دادم ...  خواستی بيا قرارداد امضا کن ...

شهريار جان فرمايش شما متين ... اما متاسفانه شما نتونستين توی اين دوره مسابقات شرکت کنين اما به پاس زحمات بسيار بسيار رئوفانه ی شما زمانی که در قيد نت بودين و هميشه بهمون سر می زنين می دم جوايز رو شما تحويل بدين ... حله الان ؟

روانی جان بگرد بگرد بلکه چيزی گيرت بياد ... خدا عالمه يه چی تو دستت می ذاره حتماً ..بگرد ...اونور رو هم بگرد ... راستی پيدا کردی به منم خبر بده ...

ببين ليدا  جان اولندش که هرخت اصن کلاً به خانواده داده شده بود  تو آخه مگه وقت داری اونو تر و خشکش کنی که می گی برا من آوردنش ؟ اگه به تو باشه که هرخت از گشنگی می ميره که طفلی اونوقت من جواب زهرا رو چی بدم که با آه جانگداز فرزندشونو دادن به ما ازش نگهداری کنيم ؟ بعدشم ما گردنمون کلفته کامنت مسنجر درست کرديم به نشانه ی اعتراض اون عدد ۷ که بالا سر يه بنده خدايی بود ! تو که می دونی من رو اين عدد حساسم ... راستی اونجا داری می ری يه کافی نت دم خونه دايی اينا هست که من هميشه می رفتم  می دونی کجا رو می گم ؟ نه اون نه که اون خونه قبليشون ..تازه تونستی اونجا آرش رو اغفال کن آنلاين شو از خونه

ViVaVida || ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان