۱۳۸۳/٢/۱

اين هفته يادی از آقا ماشالله!!!!

دوستی محبت است و جدايی رسم طبيعت ....

طبيعت زيباست نه به زيباييه حقيقت .....

حقيقت تلخ است نه به تلخيه جدايی ....

جدايی سخت است نه به سختيه تنهايی ....

دوستی يک واقعه است و جدايی يک قانون .....                                                                                                (من هميشه از قانون بدم ميومده .... I wanna break the rules )

اميدوارم دوستيا به جدايی ختم نشه ....

سلام برو بچز... می گما اين هفته ها چه زود می گذره ها ... تا چشم هم می ذارم بايد بيام و آپديت کنم .... البته اين هفته يه دو روزی زودتر آپديت کردم .آخه حوصلم سر رفته بود تو اين تعطيلات . بعضی از دوستان شاکی بودن که چرا مطالب من اين همه طولانيه...به خدا تقصير من نيست .... يهو می نويسم می بينم يه عالمه شده شرمندم....

امروز می خوام راجع به دوتا مطلب حرف بزنم ...يکيش همين دوستيو جداييو عشق و اين حرفاست ... يکيشم بازيه LaraCroft _ Tombraider _ The angel of darkness 

اول ميرم سراغ بحث اول .... اين چند وفت به وبلاگ هر کی سر زدم از عشق نوشته بود ...البته من نمی گم عشق بده ها...اما عشق داريم تا عشق ... اکثراً از عشق شکست خورده نوشته بودن ( فکر کنم وبلاگ من يکی از معدود وبلاگايی باشه که توش از اين حرفا خبری نيست .) البته اگه می بينين وبلاگ من همش دلقک بازيه و از عشق و اين حرفا توش خبری نيست به اين خاطره که نويسندش(يعنی بنده) ديده اين موضوع يه ريزه تکراريه و صد البته بلد نيست عاشقانه بنويسه .

ولی امروز می خوام از عشق بگم ، بگم اين عشق انقدر مسخره ی مردم شده که يه روز مياد يه روز ميره ...بی سلام مياد بی خداحافظیميره ...از نوشته های شما دوستا به اين نتيجه رسيدم که تا حالاش که عاشق نشدم از اين به بعدم نشم  .

حالا واسه اينکه مطالب به حالت اولش برگرده بذارين براتون اينو بگم :

بيماری به پزشک مراجعه کرد و گفت : بيماری عشق را چه بايد کرد ؟ 

پزشک ۶ بوسه نوشت : ۲تا صبح .... ۲تا ظهر...۲تا شب ......

می گما عجب پزشک باحالی بوده ها ، عجب نسخه ای پيچيده ها ( البته يه ريزه پياز داغ نسخه رو زياد کرده ...مگه نه ؟ ) می خوام يه عالمه از اين موضوع براتون حرف بزنم اما نمی گم چون طولانی می شه ... واسه همين سرياليش می کنم [ عين کارتون فوتباليست ها ]  ، آخه اين عشق هم عين کارتون فوتباليست ها انقدر ادامه داره که ديگه حد نداره [ قسمت صدوهشتادو شيشم ] ، يادتونه که ...اما به هم عشق بورزين خوبه ....

اين از اين مطلب ، آقا موضوع بازيه Tombraider  رو می ذارم واسه دفه ی بعد الان بگم طولانی می شهخسته می شين ... می ذارم واسه هفته ی آينده با عنوان بازيهای کامپيوتری...چطوره ؟!!!!

و اما دوستان :

 می گما ، خودتون يه جور با هم کنار بياين ديگه ... ديدين ما چه خوب با شستن الگانس کنار اومديم !يه هفته آقا آرش عزيز زحمتشو کشيد برقش انداخت ...دستش درد نکنه ...خدا قوت ....

و اما آقا کيوان عزيز ....اين الگانسی که شما دست دوم در نظرش گرفتين هيچم دست دوم نيست ... خيلی هم دست چهارم و پنجمه ، چون من خودم سوارش شدم و چون گواهينامه نداشتم و رانندگی هم بلد نبودم چند باری به درو ديوار زدم قر شده همچين . دو تا چرخم نداره ....

البته من خبری از خواستگاريه آقا فرهاد ندارم . نمی دونم رفته يا نه . اما يادم رفت بهش بگم الگانسم ترمزش خرابه ... من که تو اين هفته خبری از فرهاد بی نامو نشون نداشتم ، هر کی تونست پيداش کنه بهش بگه که من خسارت ماشينو ازش می گيرم ...حالا ما يه لطفی کرديم بهش گفتيم بره خواستگاری ، معلوم نيست کجا رفته ....!!!!!!!!

آهان اينم بگم براتون ، من و آقا کامران طی مذاکرات پشت پرده تصميم گرفتيم که ...[ می گما اگه رازه که نبايد بگم ..... مثلاً مذاکرات پشت پرده ايه ها] ، حالا تا اينجاشو گفتم بقيشم می گم ... ما به اين نتيجه رسيديم که....که........آقاجون مخم. زد که الگانسو به اون بدم.....آخيش گفتم راحت شدم .... اما قرار بود نگم که....

آخ يادم نبود که قرار بود الگانسو بدم به ناهيدو مينا . البته به ناهيد نمی دم چون گواهينامه نداره..می دمش به مينا جون....(البته مطمئن نيستم اونم گواهينامه داشته باشه...) ... در ضمن از تشويقات بيشمار اين دو خواهر ممنونم... کلی بهم روحيه می دن ، خلاصه اينکه کلی واسه بنزه نقشه کشيدن ...خب خوبه ، به کارتون ادامه بدين....اما تا موقعی که چيزی اينجا ثبت نشه من نمی تونم براتون کاری انجام بدم ......

بعدشم يه دوست ،ممنونم که باهامون کنار اومدی... ما هيئت داورانمون فقط دلار قبول می کنن ، البته گاهی اوقات يورو هم می پذيرن .... خلاصه اصلا نگران اينکه دلار داری ريال نداری نباش.... تازه اينجوری ما بيشترم چاکرتيم....

نگار جون ، ما اينجا يه الگانس درب و داغون داريم که می خوايم يه جور  ردش کنيم بره .... حالا اگه شما سئوالو جواب دادی بهت رنو می ديم ( الگانس داغون می شه رنو ديگه)

راستی اين ليدای بيچاره هم راست می گفتا ...اومده بود اوندفه سئوال مطرح کرده بود ... من يادم رفت ذکرش کنم .... اما ما همچنان در مورد اين شخص سخت گيريم و مجازات سنگينی براش در نظر داريم ( سيبيل آتشين )

اينم اون سری يادم رفت بگم ...از دوستم هادی که اون سر دنياست و نمی تونه فارسی تایپ کنه ... من شاکيم ...از چی ؟ از کی؟ اين هادی يه مسابقه گذاشته بود که من توش برنده شدم حالا هم جايزمو می خوام که الگانسه ...حالا الگانس نشد پرايد..نشد پيکان.... اصلا ماشين نخواستم پس سفر زيارتی به USA  چی شد ؟

A.S عزيز که مشتريه وبلاگ من شدی چاکريم. واسه خاطر اين کارت{جهت تشکر} يه هيئت داوری برات جور می کنم .

آخه آقا نيما ، آقا روزبه ،آقا شهريار....حالا من يه چی گفتم شما چرا ضايع می کنين ؟ من اگه می گم اسکناسای ۲۰۰۰ تومانی داره جمع می شه بگين چشم ...هی مياين می گين اينا شايعست کارو کاسبی ما رو خراب می کنين .

از آقا ميلاد هم کلی ممنونم که به مشکلات آبسرد کن های دانشگاه ها رسيدگی می کنه . اگه می شه اون آقای کت قشنگ رو هم به وبلاگ ما دعوت کنين از حضورشون فيض ببريم. بعدشم ممنونشون می شم که به مشکل آبسردکن موسسه ی ما هم رسيدگی کنه . ( بعدشم من آبسرد کن موسسمونو گفتم که خرابه...مشکلی سرکارم ندارم...واسه چی سر کارم بايد دعوتتون کنم ؟) اما چون می خوام اشکول تپه ی مرکزی رو روی نقشه ببينم حتما يه روزی اين کارو می کنم...

ببينم مريم جون ، شما خرت چطوری از پل گذشت ؟ يعنی سالم گذشت الحمدلله ؟ خوبه .... من سئوالات تخصصيه دو سال ديگه رو از همين الان می فروشم . می خوای؟[ سرعتو داری؟ در تحويل خواسته های شما ...سه سوت ]

راستس هستیجون عروسی کی هست ؟ تاريخ بده ما بيايم [ اگه جرات کردين ويدای خونه خراب کن رو هم عروسی دعوت کنين. قول می دم عروس و داماد رو تا دم خونشون همراهی کنم )

آقا روزبه عزيز که وبلاگش هميشه بهروز می شه.... ما الگانسمون بوقش خراب می شه نمی تونم بذارم حتی يه بار باهاش بوق بزنی [ چه ظالم] آخه راستيتش ماشين ما بوق نداره ، ( يکی از دلايل تصادفات بيشمار افرادی که باهاش رانندگی می کردن همينه ) آخه ما خودمون اون اولا باهاش بوق بوق بازی می کرديم الان خراب شده  

در ضمن يه تبليغات واسه دوست عزيزم سعيد که تو وبلاگ خوشگلش هر چی دلتون بخواد از خواننده ی محبوب من سلين ديون داره . حتما پيشش بريد و عکسا ، کلیپا ، و MP3 های سلين رو ببينيد و فيض ببرين.

و اما سئوال اين هفته : ببينم ، کدومتون می تونه پرتغال فروش رو صحيح و سالم پيدا کنه و تحويل من بده ؟؟؟؟

(آخه گفتين سئوالات رو آسون کنم ... چی آسونتر از پيدا کردن پرتغال فروش؟)

خب شما اينيکی رو جواب بدين :[ البته سئوال رو آقا ماشالله تو کلکچال برامون مطرح کرد ...گفتم يادی ازش کرده باشم ]

آقايون خانوما ...ما ۵ تا شمع داريم اينجا،خب .... ۲تاشو خاموش می کنيم چند تا می مونه؟

منتظر پاسخاتون هستم.... (البته ليدا نبايد جواب بده چون جوابو می دونه ) . خب عزيزان اين دفه خيلی حرف زدم...حتما جواب سئوال رو بدينا ..اينم از سئوال آسون (پرتغال فروشم يادتون نره ) بازم اميدوارم از شوخی های من ناراخت نشده باشين...خوبی بدی هر چی ديدين تا هفته ی بعد روش فکر کنين  منتظر جواباتون هستم..بای

 

ViVaVida || ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان