۱۳۸٥/٩/٧

فحش درمانی

سلام ... من با تاخير رسيدم ...

من الان شاکيم ... از کی ؟ بهتره بگين از چی ؟ ... اه هر سری سر ماه که می شه اين وسايل خونه ی ما يکی پس از ديگری خودشونو می زنن به مريضی ! من نمی دونم  اينا از کجا می فهمن جيب ما داره يه قرون دو زار می ره توش که با سوختن و نيم سوز شدن و اين حرفا می خوان ازمون اخاذی کنن !!!

همينمون مونده بود که وسايل خونمون چششون به اين چندرغازی که ما می گيريم باشه ... ديگه خسته شدم از دستشون ... تلفنه لعنتی هم که باز يه طرفه شده ... عجب بساطی داريم ...  مونيتوره هم که نازش گرفته داره می سوزه ... يهو گرمش بشه خاموش می شه خود به خود بعد ۵ دقه که بهش محل ندی خودش روشن می شه ... بعد اگه روشن نشه ديگه مجبوريم باهاش طور ديگه ای تا کنيم .. ديگه مشت و لگده که نثارش می شه ... هيچی ديگه اين مونيتور پيزوری هم واسه من ادا در مياره ديگه ...

خلاصه رفتم تو ديوار بد فرم !!!!

++ پيام بازرگانی : بعد مدتها دارم ابی گوش می دم ... آهنگای قديميش .. اتل متل توتوله و عطر تو و اين حرفا ... تا ديروز همش داشتم آهنگای خارجکی گوش می دادم ... جیپسی گينگز و سانتانا و انواع و اقسام سبکای مختلف ... sean paul - eminem  و حتی tatto ... اما الان که دارم ابی گوش می دم بعد مدتها دارم به اين نتيجه می رسم که هيچکی ابی نمی شه

اما بحث سر چی بود ؟ اينکه الان همه چی يهو خراب شده ... من بعنوان يک دکتر در اين زمينه می خوام راه درمان اين مرض رو بگم به دوستان عزيزم که اگه روزی با اين قبيل مشکلات مواجه شدن چگونه باهاش مقابله کنن ...

خب اومديمو مونيتورتون عين مونيتور من مرضش گرفت و خراب شد ... شما الان بودجه نداری که يه مونيتور بگيری ( غلط کردی می خواستی بودجه داشته باشی ... والا ! )

حالا اصن از قضيه ی مونيتور بگذريم اين قبيل مشکلات ديگه ... روشی که من بعنوان يه روانپريش در طی اين يه هفته بهش پی بردم روش مناسبيه که من اسمشو گذاشتم روش فحش درمانی !!!

البته من جا داره اينجا قبل از هر روش درمانی يی اينجا يه مساله ای رو روشن کنم که سوء تفاوت! نشه ... من خودم شخصاً عادت ندارم به کسی فحش بدم ... در بدترين شرايطم اگه با کسی دعوام بشه بهش فحش نمی دم ... ديگه ته تهش می گم : بی شعور ! ( اول برام دست بزنين تا بقيشو بگم براتون  ) ...

روش فحش درمانی در قانون روانپريشی فقط در مورد وسايل بی شعور کاربرد داره ! حالا اين يعنی چی ؟

من در طول اين مدت که مونيتورم داغون بود ( البته فعلا تا يکی دو روز ديگه همين بساطه ) از همين روش برای آروم کردن خودم استفاده کردم که بسيار بسيار مفيد بود ... مونيتوره که خاموش می شد و بعد ۵ دقه روشن نمی شد بلند می شدم می کوبيدم تو سرش و می گفتم : آشغال ! يا اگه وسط يه کار مهم خاموش می شد با عصبانيت بهش می گفتم : ای بميری الاغ !!  و به همين ترتيب فحشای ديگه ای بهش می دادم !

حالا يه نمونش مونيتور بود .. کاربردای ديگه ای هم داره ... داری اس ام اس می فرستی و پيغام می ده که مسيجت فرستاده نشد ... اون موقعس که بايد برگردی بگی چی ؟ ای خاک تو سر نفهمت ! تازه اگه نفرستاده شدن پيغام ادامه پيدا کرد بايد برگردی بگی : می زنم لهت می کنما !

خودنويست نمی نويسه .. داری يه چی می نويسی يهو به پرت پرت ميفته و بعد نمی نويسه ... بايد بکوبيش رو ميز يا تو ديوار بعد اگه درست نشد برمی گردی بهش چی می گی ؟ خاک تو سر بی مصرفت ....

يه مثال ديگه اينکه تی وی رو روشن می کنی داره آخوندک نشون می ده ... بعد اين جور مواقع يه چيزی می گی که اينجا جاش نيست من بگم .. يه چی تو مايه های اينکه ... ر---- تو  دهنت! يا همون خفه بمير بابا !!!!

نکته : آخوندک يه حشرستا با چيز ديگه ای اشتباه نگيريد !!!

حالا چند تا سئوال می پرسم ببينم درسو خوب ياد گرفتين يا نه

وقتی که ديسکانکت می شيد چی می گين ؟

وقتی تی وی پديده ای به نام کلانتر نشون می ده چی می گيم ؟

در ضمن از همين امروز به بعد من رسماً اعلام می کنم که همه چراغ قرمزا سبز شن ببينم کی می خواد جلو منو بگيره !

  امشب ببين که دست من عطر تو رو کم مياره  -   امشب همين ترانه هم نفس نفس دوستت داره

  صدا صدا صدای من به وسعت يکی شدن        -     بيا بيا شکن شکن بيا به جنگ تن به تن

  ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو              -      ببار و ق طره قطره نم نمک آزاده تر شو

  تو اين باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره          -      اگه پر ميوه ای پر سايه ای افتاده تر شو

  رو گلدون رفاقت بريز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت ...

** نکته : می دونين چی خيلی اعصابمو خورد می کنه ؟ اينکه وقتی دارم يه کاری انجام م يدم يکی بياد و با من مشغول حرف زدن بشه ...واقعاً کلافه می شم ...

دوستان ‌:

هی مزاحم خودت اول شدی بايد شيرينی بدی !

مينی رز خط عابر پياده حالا چی هست ؟!!!

بچه مخفی بابت اين تاييديه ۲۰ امتياز مثبت بهت می دم ... برو وبلاگتو درست کن دو روزه چک می کنم بالا نمياد ...

مرتضی جان توی چراغ راهنما اگه از رنگ آبی استفاده می شد که همه چی خر تو خر تر از الان می شد

فرياد جان می فهممت منم قرار بود بپيچونن اما من پيچوندم رفتم کوه  تو هم اگه اراده می کردی می تونستی عين همين کتونی خودمون هر وقت کارت داشتن بری شمال

مهناز جان مراجعه شود به هر آنچه به مرتضی گفته شد راجع به رنگ آبی

ملودی جان من ک هميشه با نظر تو موافقم ... بخصوص وقتی که آدم می زنه به يه گلف ! همش تقصير همون پليسس که سر چهارراه وای ميسته ديگه  اينجا جا داره به ملودی ۲۰ امتياز مثبت بدم بابت حمايتش از رنگ قرمز

زيگول جان هيچ نگران اين نباش که راننده رو گول زدی هميشه حق با شماست .. نقاشيشم قشنگه ... می خواس از نقاشش واست يه وقت بگيرم باهاش يه گپی بزنی ؟

داريوش شماره ۱ ممنون که ميای همين يه خطم می گی ميری ... بابا سرت شلوغ شده ها

shaminelli بازم خيلی خوبه که من آپ کردم .. اما می بينی که مشکلات زياده و وقت اندک ... رشته ی تحصلی تاسيس شده ی شما جای تشکر و تفحص و تفکر زيادی داره ... ما از شما تقدير بعمل مياريم و اينجا ۱۰ امتياز مثبت بهت می ديم برو حال کن

داريوش شماره ۲  اولاً اگه اراده کنيم می تونيم زنگ قرمز هم داشته باشيم ولی خودمونو بکشيم هم نمی تونيم جفت ۸ بياريم ... بعدشم اينکه ... خودت می دونی ديگه من هی بهت نمی گم که از وسط خيابون بری کنار که ترافيک نشه خيلی بهت گفتم ديگه زبونم مو در آورد ...

ممول جان هميشه حق تقدم با خانوماس ... حالا اگه دو تا خانوم با هم سر يه چهارراه باشن حق تقدم با کيه ؟

ممزی گول نزن ما رو ... من که ديدم بعد سه هفته تو هنوز متن قرمز منو نخوندی

غزال جون آدم که هميشه فکراشو نمی گه که ..يا بقولی بلند فکر نمی کنه که ... اما بيا در گوشم بگو شايد من بتونم مشوقت باشم در اين راه !

پرنده جان اون جاهايی که شمارنده داره که اينطور ی خر تو خره ... حالا چه برسه به اون چهارراهی که شمارنده هم نداره

سوسک خان تو اول بيا از حق پايمال شده ی من دفاع کن بعد من ميام از حق اون بی گناه دفاع می کنم ... تازشم بايد از من دعوت بعمل ميومد بيام کارآگاه بازی در بيارم ببينم قاتل اسلحه دست چپش بوده يا دست راستش !!!

محمد ( مردان ) جان تو که سالی يه بار ميای اينوری بازم خوبه که به اين مساله فکر کردی  هنگ کردی بگو من بزنم تو سر مونيتورم که تو ريست شی ... ببين تا اطلاع ثانوی هم از جوک خبری نيست تا تنبيه شی و متنبه شی ..

ViVaVida || ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ || لینک به نوشته


 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان