۱۳۸٦/٤/٧

مهندس چرا بنزين تموم شد؟

طی هفته ای که گذشت اتفاقات خاص و خارق العاده ای افاد که الان که من مرورش می کنم می بینم که همش می رسه به سهمیه بندی بنزین! مثلا یکی از این حوادث غریب الوقوعی که چند روز پیش رخ داد این بود که مهستی مرد ! ( آخی !) فکر می کنین آدم  الکی تو سن ۶۱ سالگی می میره! ( می میره نه !! داری راجع به یه هنرمند صحبت می کنی باید بگی دار فانی رو وداع می کنه ) حالا همون. من می خوام بگم که همه اتفاقات بد این روزگار تقصیر بنزینه. همین مهستی از حرص این سهمیه بندی شدن بنزین سکته کرد دیگه .( اما مهستی که سکته نکرد! سرطان داشت ! ) حالا همون . اصلاً به قول تو سرطان ! مهم اینه که همش مقصر بنزینه!

+ اما خودمونیما تا به حال ۳ روز پشت سر هم همه شبکه ها مهستی نشون نداده بودنا. هر چند من طرفدارش نبودم ولی ازش بدم هم نمیومد.  خدا رحمتش کنه خواننده ی خوبی بود . جزو اون دسته از خواننده هایی که تا سالها همه آهنگاشو گوش می دن . مثل هایده ( هرچند من نه هایده گوش می دم نه مهستی اما خیلیا رو دیدم که هنوزم که هنوزه هایده گوش میدن).

در هر حال یادش گرامی روحش شاد...

از بحث خارج نشیم . از دیگر اتفاقات رخ داده طی هفته ی گذشته که حسابی رو مخ من بوده . شلوغ بودن بانک ملی سر کوچه ( این بانک ملی سر کوچه خیلی مهمه ! ) . واسه پرداخت پول موبایلم دقیقا یکساعت تو بانک بودم . یکساعت فیکس  یعنی می خواستم دیگه با پتک بکوبم تو مخ اون بانکداره ترک !( با عرض پوزش از هموطنان ترک منظور خاصی نداشتم در هر حال این یکساعت به کنار بانک ملی الاغ همه جا عابربانکاش خراب بود . حسابها هم از حالت شتاب خارج شده بود. این یعنی وضع اقتصادی مملکت در حالت تعلیق یعنی به آخرین بانک ملی که رسیدم دیدم ازم پوزش خواسته ناخودآگاه یه دونه کوبیدم تو سر دستگاه و گفتم : اهههههههه گندت بزنه الاغ  بعد دیدم یه آقایی اونجا با تعجب داره نگام می کنه ترجیح دادم برم خونمون و دیگه بی خیال پول شدم. ولی این مساله حسابی رو مخم بود.

این طرح سهمیه بندی شدن بنزین هم زندگی مردم رو مختل کرده ها. ملت تا دقیقه نود توی پمپ بنزین با پیت و آفتابه و شیلنگ قابلمه و غیره اومدن که بنزین بزنن!! من می گم یه سیستم سیم کشی بنزین به خونه ی مردم راه بندازن خیلی خوب می شه ها دیگه انقدر هم ملت تو ترافیک بنزین زدن توی پمپ بنزین نمی مونن که هی بوق بزنن هی بوق بزنن بعد پیاده شن جای بوق زدن همدیگه رو بزنن !!!

برقا هم زیاد می رفت این چند روزه . برق شرکت ما دیروز به مدت یکساعت قطع بود. خب همش تقصیر بنزینه دیگه . بنزین گرون شه پول آب و برق هم گرون می شه بعد یهو قطع می شه! ( حالا دقیاق نمی دونم چطوری اما این سیستم برق هوشمنده می فهمه خودش که دنیا غاراشمیشه بیا ما هم بزنیم سیستماتیک رو بهم بریزیم! )

یاهو مسنجر رو بگو... اونم دیروز قاط زده بود و یکساعت داشت لبخند می زد هی !برای همه همین طور بود فکر کنم . اه اه انقد بدم میاد این مسنجر می خواد لود بشه با تمسخر به ما ایرانیا لبخند می زنه! برا خاریا اینطور نیستا! فقط بر ا ایرانیا اینطوریه!

آقا این مخابرات هم دقیقاً از دیروز قاط زده و سیستم ارسال اس ام اسش مختله ! یعنی هی یه ساعت درست می شه دوباره همه اس ام اساشو fail می ده. اینم حسابی رو مخ منه ! چون از دیروز تا حالا نتونستم یه دونه اس ام اس بفرستم ( دروغ چرا! خب فرستادم اما بعدش نتونتسم بفرستم الان باز هم نمی تونم بفرستم ) و این مساله خیلی مختل کرده زندگی منو چون فکر می کردم ایراد از گوشیمه و خیلی با گوشیم ور رفتم تا ببینم مشکلش چیه اما وقتی فهمیدم برای بقیه هم همینطوره مطمئن شدم که ایراد از بنزینه ! باور نمی کنین من می گم همه این اختلالات جامعه تقصیر سهمیه بندی بنزینه؟!

دیگه آتیش زدن پمپ بنزین که تقصیر سهمیه بندی شدن بنزین هست که نه؟

ولی خودمونیم . ما هم جزو مردم ! چرا این مردم فقط به فکر فرداشون هستن ؟! حاضرن ۵ ساعت تو صف بنزین زدن واستن ! تا ۱۲ شب برن بنزین بزنن که فردا بنزین داشته باشن؟! فایدش چیه؟؟ آخرش که طرح تصویب شده و باید از کارت سوخت استفاده کرد و طبق سهمیه در نظر گرفته شده بنزین زد. حالا می ری بنزین بزنی!! چرا می زنی پمپ بنزین رو آتیش می زنی؟ دیروز اخبار می گفت ۱۵ پمپ بنزین فقط در تهران آتیش زده شده . نتیجش چی می شه ؟!! حالا پمپ بنزین باز یه ربطی به بنزین داره ، فروشگاه شهروند دیگه این وسط چیکارست که می ریزین با خاک یکسانش می کنین؟

به قول نرگس که این مدت مردم انقد بنزین انبار کردن که فوت کنی منفجر می شن! ...

ما هم خودمون جزو مردم ... ما مردم دوست داریم الکی شلوغ کنیم ! همونطور که هیچ فکر بکر اقتصادی اجتماعی درست حسابی ای پشت این سهمیه بندی بنزین نبوده ، هیچ انگیزه ی درست و حسابی هم توی شلوغ کردن ملت نیست ... یهو گر می گیرن یهو هم خاموش می شن و این نیز بگذرد .

ولی با این آشی که واسه ما پختن حسابی می ریم لای منگنه. ولی انصافا توی این سهمیه بندی انصاف هم رعایت نشده ها ... یه چیزی که خیلی برا من جالب بود این بود که آمبولانس هم سهمیه داره  آمبولانس هم ۳ بار در روز می تونه بره بنزین بزنه ... اگه سهمش تموم بشه مریضا باید بمیرن !!! مثلاً راننده آمبولانس بر می گرده به مریض در حال کما می گه : آقا پاشو از اینجا به بعدشو یه دربست بگیر خودت برو ما دیگه بنزین نداریم ! که در نتیجه چون دربست گرفتن برای مریض نمی صرفه و گرون در میاد  ترجیح می ده خوب بشه یا بمیره !

+ خوندن کتاب قلعه حیوانات  Animal Farm دیروز تموم شد . حکایت مردم ایران و وضعشون تو این مملکت . این کتاب رو می تونین از اینجا دانلود کنید . زیاد هم نیست ۱۰فصله که روی هم فکر کنم بشه ۱۰۰ صفحه. البته من احساس می کنم یه کم خلاصه شده. بهتون پیشنهاد می کنم حتما بخونینش .

برگردیم به بحث شیرین بنزین . یه سری نکات جالب در رابطه با این سهمیه بندی شدن بنزین باید بهتون اشاره کنم که عمرا بهش پی برده باشین. هیچ می دونستین این سهمیه بندی بنزین چقدر درست LOVE جوونا رو توی این مملکت میاره پایین ! بدلیل کمبود بنزین دیگه پسره نمی ره دنبال دخرته با هم رن بگردن ! و اگه بره ماشین نمی بره و چون بدون ماشین بودن تو این شهر خیلی سخته در نتیجه این دو عاشق با هم دعواشون می شه و از هم جدا می شن.

تازه دیگه کسی هم نمی تونه تو خیابون اتو بزنه یا اتو سوار کنه  چون دیگه برای کسی نمی صرفه مسافر مجانی سوار کنه

خلاصه که کلی به اقتصاد کشور لطمه وارد می شه !

ولی خوبه دیگه مملکت یکنواخت نیست. یه روز یکی دزدی می کنه از کشور فرار می کنه فرداش می رن به دخترا گیر می دن ! بعد که یه مقدار با این مساله خودشونو مطرح کردن می رن سراغ بنزین و الان نوبت بنزینه که همه جا راجع بهش صحبت کنن و از دعوای مردم سر یه لیتر بنزین تو خیابون فیلم بگیرن و بدن صدای آمریکا پخش کنه . بعد اینم اگه بخوان مساله ی بنزین رو کم اهمیت جلوه بدن می گیرن سوخت هواپیما و قطار و کشتی رو هم سهمیه بندی می کنن ! مثلا طوری می شه که هواپیما یهو وسط خیابون سوختش تموم می شه و طبق قوانین خلبان می تونه جهت تنوع مسافرا رو وسط خیابون ! تو جاده ! تو خونه همسایه! روی کوه ! وسط دریا و حتی تو صخره و کویر و دشت و بیابون ! پیاده کنه ... مهم اینه که زندگی یکنواخت نباشه !

و اما دوستان:

صورتک جان نه که تو الان تو هیچ سایتی عضو نیستی! من که هر جا می رم تو قبل من اونجا رو فتح کردی ... تازه دلت بسوزه سمت شما که زلزله نمیاد یه ذره برید رو ویبره !

سمیرا اسلامی گیر آوردی بالاخره ؟ شکوه مرکزی رو پیدا کردی آیا ؟ من سیستم موبایلیم دو روزه تعطیل شده ! می گم تو دیگه شاهکاری ! یاد اون دانشجوئه افتادم که توی زلزله قزوین بود کجا بود از ترس خودشو از پنجره انداخته بود بیرون  بنده ی خدا! می گم سمیرا انقدر درس نخون بذار پولات جمع شه بشی عین ما پولدار!

پروف من فکر می کردم تو حین زلزله داشتی درس می خوندی! لرد تو کتاب درسیتون بود؟!

ساغر شهر کتاب تلویزیون نداره من با آنتنش ور برم؟! 

مرضی جون همیوقدرشم که بگی از یه فیلم خوشت اومد یا نه خودش کلی حرفه.. خیلیا در همین حد هم نمی تونن !

شمینلی چرا تو روز روشن خالی می بندی؟ من تو لیستت دیدم به اوشن ۱۳ امتیاز ۹ یا ۱۰ داده بودی ... بعد گذاشتی تو ویش لیستت ؟!!! تازه این که هیچ ... یه کم استراحت کن ما رقابت گذاشته بودیم نا سلامتی رقابت باید پایاپای باشه نه مالامال! ( خودمم نفهمیدم چی شد ! همین که گفتم )

علی مزاحم واقعا تو ما رو شرمنده می کنی ! اول جا داره از خود شخص مزاحمت تشکر کنم که بعد چند وقت و اندی! هنوز میای و به مخفی گیر می دی. مخفی که خودش پیداش نیست معلوم نیست کجا گیر کرده اما همین که تو به نیابت از مردم غیور شهرتون میای به ما سر می زنی خودش کلی حرفه.

امین جان منم چند نکته رو لازم می دونم الان اینجا اشاره کنم. یک اینکه چون ما اونموقع که داشتیم وبلاگنویسی می کردیم امکانات وردپرس و بلاگ سام و اینا نبود ما هم از راحت ترین حالت یعنی پرشین بلاگ استفاده کردیم و الان بعد از حدود ۴ سال کار کردن با این سیستم بهش عادت کردیم و فعلا ازش رضایت داریم. دوم اینکه من زیاد نمی نویسم مطلب زیاده برای نوشتن ! سوم اینکه همه اینایی که بهم سر می زنن به این سبک نوشتن من عادت کردن و چهارم اینکه چرا فکر می کنی وزغا دل ندارن؟

سارا جان اون لیست رو برات می تایپم در اسرع وقت . کتاب هم که دارم هر سری توی پستام معری می کن قشنگاشو .  به وبلاگتم سر زدم همین الان قبل اینکه بیام آپدیت کنم ولی هنوز کامنت نذاشتم را اعتراضاتت ولی بهشون رسیدگی می کنم . پس قضیه تحت تعقیب قرار گرفتن منتفی شد دیگه ؟



 About me


They Say I'm CraZy!!     

 My Message


    I'm So FeD Up WiTh     PeOpLe TeLLinG Me To Be SoMeoNe eLSe BuT Me!!

contact me

About my Weblog


       شوخی با مسائل جدی

Just take it easy ... but   not as easy as it seems !

My Weblog's Message


Laugh as much as U can   

خانه
يادته قبلنا چی گفتم
  RSS 2.0  


هر کی چی می فهمه
حمله حمله حمله آنگولای کوبنده
اخبار یهویی از همه جا
نمایشگاه ماشین های کلاسیک
خواب صبح حتی 5 دقه
این فوتبال فوتبال نمی شه
شانس
هسته مال ماست
خالی بند
برنامه های نوروزی
چهارشنبه شبتون به در
سوتی
نکات ایمنی را جدی بگیرید
I have nothing to say
بیخوابی
Do DrEamS CoMe TruE?
خرافات 1 - چشم
No Response to page in
Marriage
Nirvana Day
فرهنگ 1 -دزدگير
نابغه
بانک
سوت - بوق - بيل
زنگولی - انسانيت
ساندويچ صدادار
عيد فطر - کی چی فهميده
پروژه افطاری
پروژه مترو
مرغدونی
تصميم کبرا
خفاش شب
سانسور
Knocking on Heaven's Door
چي بگم والا
مردا اينور زنا اونور
مراسم نامزدونگ
Tomorrow is another day
4شنبه سوري
Interview With The GoD...
Wake Up - تولد
I'm AliVe!!
Objection!!!
A NeW DaY Has Come
Say Hello to ...
R U Afraid of the DarK?
Nothing erases this feeling...
It's All coming back to me
I want to stop the time from passing by
اينجا چرا انقدر کم رنگه؟
Somethings Never Change
To Be or not To Be
هنوزم مي شه قرباني اين وحشت منحوس نشد
نمايش يه زندگي روتين
تو زندگي مردم دخالت مي کنين؟
Lord Of the Rings-Part II
Lord Of the Rings-Part I
اتوبوسم اتوبوساي قديم
از کوچه ي معشوقه ي ما ميگذري؟
ستاره توي روزاي ابري
بازيهاي کامپيوتري
يادي از آقا ماشالله
اسکناس 2000 تومني
موضوع دوستيه




بشمر


 

نظر سنجی


 

بروبچز


پسرهای مثبت
کاغذ سفید
Mansourblue
سایبان عشق
شادمهر
جوان ها
دانشجوی خفن
The Power of Love
Love You
هیچکس
دنیا دیده
Never Too Late
عشق الکی
گوشه کنار
NoOoMNiTeG
موجود غیرطبیعی
luckylock
باربی
آفساید
از روی دلتنگی
فرشاد مغرورترین پسر
ثریا
بانو مارپل
پروف
غزلواره های غزال
خاطرات کایا
موشموشک
سوسک بالدار
گاگولدونی
شکلات فندقی
انیشتین ( سکوت )
در انتظار تو
پسری با کفش های کتانی
A Glass of Wine
Sunshine in a rainy day
206 در وب
مزاحم
چلوکباب
فینقیلی
مارمولک پیر
My Queen
چشمان ناديده
سخنی نیست ...
شاعردیوانه
آخرین دیه گو
پرنده ی کوچولوی تنها
کاغذ سیاه
یادداشتهای یک روانپریش روانی
باران پاییزی من
آفتاب صبح امید
هویت گمشده
پیک نیک
بادیه
شلغم فروش خندان
تابوشکن
گربه ملوس
نمکپاش
NowhereLand
از تجسم تا تبلور زیبایی
بجه مخفی
V2
بچه پررو
یه لقمه لبخند
Memol
چه غمگینانه دوستت دارم
داستانهای محمدرضا (ممزی)
زمان بیکرانه - ایران جاودانه
Only For You
پینکی
نيش عقرب
زهير
جزيره ی سرگردانی
jigelbells
زيگــــــــــــول
باغ صد خاطره
خط خطی های يک ديوانه
اراذل کوچه پشتی
کدخدا
دروغگو
برای امروز - فردا و هميشه ام
خلوت گاه دل
دنيای آبی
بهانه ای برای بودن
پاراگراف
جابلاگی
داريوش کبير
توت فرنگی
لحظه ها رو با تو بودن - محمد
لحظه ها رو با تو بودن۲ - تايماز
سياه - سفيد - خاکستری
چاپ دوم
مهرزاد
Beauty Queen
کافی شاپ دو در




لوگوی دوستان