پراکنده ....

می بينم که ايول ديديد برگشتم 04.gif

آخه آدم عاقل ! تو ذل گرما ! به اين شدت ! سر ما می خوره ؟!33.gif

آخه آدم عاقل ؟! تو اگه شعورت می رسيد که ! تو ذل گرما ! اينطوری ! به اين شدت ؟!سرما نمی خوردی که ! ( به من می گی بی شعور ؟12.gif ) ... نه بابا ديگه هيچکی ندونه همه که می دونن آدم عاقل کيه ؟! من ؟ نه بابا شوخی نکنين ! اصلاً جای هيچ نگرانی نيست من به راحتی می تونم تو ذل گرما به اين شدت سرما بخورم 09.gif

خب بس هيچی نگفتم اينجام مونده حرفام ! ( کجات ؟! ) ... ای بابا اينجا هم دست بردار نيستی تو ؟ عجب گيری کرديما ! 25.gif

مساله اينجاس که اين هفته کافی شاپ فعلاً تعطيله که مطالب مهم تری وجود داره ...

راه و رسم عيادت ...

ای شالله تن همتون سالم باشه ما يه مدت هی بدبياری آورديم پشت سر هم ... يکيش اين بود که مامانم بيمارستان بود خلاصه که فعلاً که به خير گذشته اما از اونجايی که آدم ناعاقلی عين من تو بيمارستان هم سوژه پيدا می کنه پس يه کمی درباره ی اين مدتی که مامانم مريض بود می نويسم ... البته نکات سوژه دار!03.gif

يکی از همين روزايی که ما بيمارستان بوديم همه ف کر و ذکرمون شده بود اين سرمی که وصل کرده بودن ... سه چهار تا متخصص به اين ف کر می کرديم که اين سرمه چرا آب خاليه چرا يه ذره مواد تقويتی و مغذی نداره توش تو همين هيری ويری بوديم که مامان بزرگم زنگ زد که حال و  احوال مامانمو بپرسه ... خالم که مسئول جوابگويی به تلفن بود و خبرگزار يش از بی بی سی و سی ان ان قويتره اومد آخرين اخبار رو به جامعه برسونه که از پرستارای بيمارستان گله کرد که رسيدگی نمی کنن و مهم تر از همه اين حرفا گفت : اينا تو سرمش غذا نمی ريزن ! 11.gif

من و ليدا و سهيل ( پسرخالم ) يهو سه نفری رومونو برگردونديم سمت خاله با تعجب ؟!11.gif خاله مگه تو سرم غذا می ريزن ؟!!! 11.gif به قول سهيل توقع داشتی کباب بندازن تو سرمش که غذايی بشه؟!18.gif

خلاصه که خدا هيچکی رو اسير بيمارستان نکنه خيلی بده ... حالا ما ماجرامون با بيمارستان تموم شده با عواقب بعد بيمارستان که همون عيادت باشه روبه رو شديم ! در عرض کمتر از يه هفته خونمون تبديل شد به مبنع کمپوتجات و ميوه جات !

ديده بوديم برا مريض کمپوت ميارن اما جا داره اينجا عرض کنم که کمپوت بيارين اما ديگه چرا کارخونه کمپوت سازی رو بر می دارين ميارين ؟! يکی از فاميلای ما بس کمپوت آناناس آورد ما شام و ناهار مجبور بوديم کنار غذا بعد غذا قبل غذا و حين غذا کمپوت آناناس بخوريم تا با همکاری هم تمومشون کنيم که البته هنوز هم که هنوزه ۲ تاش مونده 04.gif من يکی که ديگه حاضر نيستم ديگه کمپوت بخورم ! ( البته بشنو و باور نکن نصف اين کمپوتا رو تکی ترتيبشونو دادم ! 04.gif )

خلاصه که اينطور که بوش مياد ما سالی يه بار اين بساط رو داريم که يکيمون راهی بيمارستان بشه و مردم بيان کارخونه کمپوت خالی کنن خونمون و برن 04.gifاينطوری که ما پيش می ريم فکر کنم به پرمصرفترين کاربران کمپوت معروف بشيم 04.gifشايد بعدها تونستيم يه مغازه ی کمپوت فروشی هم راه بندازيم !

حالا اين باز هيچی دستتون درد نکنه کمپوت باز خوبه ... اما تويی که داری ميای عيادت يه مريض چرا مريض رو از خواب و زندگی می ندازی‌؟ آخه خدايی ساعت ۱۲ وقت اومدن عيادته ؟ نمی گی شايد بنده خدا بخواد بخوابه ؟ بعد ساعت ۱۲ بيای کنار مريضی که در حال چرت زدنه بشينی و هی بگی خسته ای بگير بخواب ! خب تو اگه يه کمی به ذهنت فشار بياری می بينی طرف خوابش مياد پا می شی می ری ! نه که بشينی تعارف کنی که بگير بخواب !

يا ساعت ۸ صبح زنگ بزنی حال مريض بپرسی‌؟! 11.gif بعد بگی می شه باهاش صحبت کنم ؟ مريضی که تازه از بيمارستان مرخص شده ساعت ۸ صبح چی داره به تو بگه ؟ جز اينکه جمعه صبح مردم رو خراب می کنی و همه رو بيدار می کنی و مريض رو از خواب بی خواب می کنی که بهش بگی ان شاله زودتر خوب بشی ! 25.gif

ساعت ۹ صبح روز تعطيلی پا می شی ميای عيادت ؟ خدايی صبحونم تو گلوم موند ! 26.gif 

خلاصه بد نيست يه مقدار آداب و رسوم عيادت داشته باشيم ! بابا ديگه تو بيمارستانم وقت ملاقات ساعت ۴ به بعده نهايتش تا ۸ شبه ... ساعت ۹ الی ۱۲ شب نيست که!

راستی واقعاً ما چرا اينطوری هستيم ؟ چرا تا وقتی همه سالمن يه هم سر نمی زنن ؟ حتماً بايد يکی بميره يا مريض بشه که فک و فاميل و دوست و آشنا پيدا کنه ! 25.gif28.gif

حالا از همه اين مسائل گذشته ... من اگه می دونستم اين ملت انقد از صلح توی لبنان خوشحال می شن خودم زودتر از سازمان ملل دست به کار می شدم ! غافلگيرم کردن وقتی صبح ازم بليط نگرفتن 04.gif گفتم نکنه دوباره روز زن شده من يه سال خواب موندم!24.gif 

خدايی موقع جنگ ايران و عراق کی از اين کارا می کرد ؟ کسی پرچم عراق سوزوند تو کشورهای لااقل مسلمون ! کسی بابت صلح ايران و عراق بليط مترو و اتوبوس رو مجانی کرد ؟ من موندم ما خودمون چيکار کرديم واسه خودمون که الان برا بقيه می کنيم ؟ حالا بذار نوبت خودتون بشه ببينم کی براتون نيرو می فرسته ! بگذريم ... ما که بخيل نيستيم از جنگ هم خوشمون نمياد اما خدايی لج درآره .. عين اين می مونه که يکی خانوادش خونه نداشته باشن برن برا يه غريبه خونه بگيرن ...

بگذريم از اين مساله ... اين ملت ما هم که سالی يکبار ممکنه همچين اتفاقی بيفته که بليط مترو و اتوبوس مجانی باشه ! همه هجوم ميارن به اتوبوس و مترو ..کاريم نداشته باشن بايد از اين مجانی بودن استفاده کنن ! بابا ديگه ۲۰ تومن چيه که واسه خاطر اينکه قرار نيست پرداخت کنی از سر و کول بقيه بالا ميری ؟!11.gif34.gif

البته جا داره عرض کنم که يه روزم که ملت مهمون دولت بودن  و وسايل نقليه عمومی مجانی بود من عاقل 04.gif با آگاهی از اين مساله از سيد خندان تا هفت تير رو پياده رفتم ! بعدشم واسه خاطر ۲۰ تومن که مهمون بودم مجبور شدم ۲۰۰ تومن پياده بشم و بقيه راه رو ماشين بگيرم ... بابا ما نخوايم کسی اتوبوس رو مجانی کنه کيو بايد ببينيم ؟! 06.gif لا اقل اينترنت و تلفن و آب و برق رو مجانی می کردين همه فيضشو ببرن ! آخه يه بليط مترو و اتوبوس که ديگه ارزش اين حرفا رو نداره ! حالا کی و کجا اين ۲۰ تومن ها رو ازمون بگيرن خدا می دونه!

+ راستی دوستم سپرده براش سی دی آهنگای شاد و رقص دار و قر دار بزنم ... اونم ۲ تا ... حالا من موندم چيا رو بزنم براش که مناسب مراسم رقص و آواز باشه ! هر کی در وسع خودش يه آهنگ پيشنهاد بده تا من بتونم ۲ تا سی دی آهنگ شاد ايرانی بزنم ...      

می بينم که ا ين روزا سريال نرگس تو بورسه و ملت می رن تو پارک ملت ( يا حالا هر پارک ديگه ای !) و می شينن و نرگس می بينن ! و فکر می کنن سينمان ؟!؟!؟ 11.gif ببينيد مردم واسه اينکه برق کمتری مصرف کنن دست به چه کارايی می زنن !

اکثرشون هم اين سریال رو واسه خاطر اينکه ببينن نرگس تو کدوم قسمت می ميره نگاه می کردن ! خوشبختانه و يا شايدم متاسفانه من خودم نتونستم اين سريال رو دنبال کنم و کلاً پيگيرش باشم ببينم چی شده و چی می شه ... تفريحی گاهی می ديدم و يه چيزايی ازش فهميدم .. هر سری هم که ديدم يا اولشو نديدم يا از اول ديدم حال نکردم آخرشو نديدم ! خلاصه همين چند قسمتی رو هم که ديدم به اين فکر فرو رفتم که حالا جای نرگس مرحوم تونستن ستاره اسکندری رو بيارن که حالا يه کمی گريمش کنن می شه تصور کرد همون نرگسه ... اما فکرشو بکنين اگه اين آقاهه احسان سعيدی ! يه موقع بزنم به تخته گوش شيطون خر !!! يه بلايی سرش ميومد که نتونه ادامه ی سريال رو بازی کنه بايد به کل تعطيل می کردن کارو ... يعنی کيو می خواستن جاش بذارن ؟ !!!! 11.gif يعنی کی می تونست به اندازه ای آقای احسان سعيدی بی حس و حال بازی کنه ؟ تا اونجايی که من ديدم اين بشر تمام احساسات و تفکرات و زندگيش به کل تو اون ريشش می چرخه ! عين اين شیپيشوها همش دستش به ريششه هی ريششو طواف می کنه ! حال آدم رو بهم می زنه ! 26.gif نه آخه خدايی اين قسمت رو دارين ؟ طرف مياد می بينه شرکتشو ريختن به هم داغون کردن ( حالا بماند که در شرکت چطوری برای آقای شوکت باز بوده که بره اين کارا رو بکنه !‌‌) بعد مياد اين صحنه ی فجيع رو می بينه بعد عوض اينکه سکته بزنه بزنه فرق سرش که چرا اينطوری شده تمام شوکه شدنش باز هم در دست کشيدن در ريشش خلاصه می شه .. مياد تو يه نگاهی می ندازه بعد دستشو می بره به ريشش که : اِ.... !! بالاخره کار خودشو کرد ! نه آخه اين طبيعيه ؟!33.gif

اون بهروز هم که هر جا ما ديديم اشکش دم مشکش بوده ...اه اه آخه پسر هم انقده لوس ؟ انقده چندش؟! اه اه همه به نوعی حال به هم زنن تو اين سرياله ... اين بهروزه تا الان اگه کارخونه ی تهيه ی آبغوره راه انداخته بود ميلياردر شده بود ديگه مجبور نبودن ۹۰ قسمت سريال بسازن ! 

ديگه چه عرض کنم !؟ جز اينکه من متوجه شدم که هميشه فکر می کنم اونايی که توی آبان به دنيا اومدن توی شهريور بدنيا اومدن ! ( شرط می بندم کسی نفهميد من چی گفتم 04.gif ) . يعنی نمی دونم چطوری می شه که هر سری تولد اونايی که تو آبانه رو تو شهريور بهشون تبريک می گم ! واقعاً اين يعنی چه ؟

زياد درباره ی همه چی گفتم ... بريم ديگه سر اصل مطلب :

و اما دوستان:

مارمولک .... 11.gif سرقت مسلحانه ؟ وای چه رمانتيک ! 30.gif يعنی منظورم اين بود که چقده مهيج ... باورم نمی شه که کسی بتونه از تو سرقت کنه ! آخه مگه تو پول همراه خودت می بری‌؟ خب اشتباه می کنی ديگه ... بعدشم نه تو رو خدا بيا عين هميشه ۷-۸ تا کامنت بذارا تعارف نکن ! بعدشم بايد در عضوگيری شرکت تجديد نظر کنم !

مهناز جان الان توضيح دادم توی اين پست که علت معلول دليل چی بوده ! يعنی يه جورايی غيبتم موجه شد 03.gif ببين حالا نمی شه اسم شرکتمون آشاميدنی های مجوز ... يا همون مجاز بشه ؟ اگه بخواد بشه چی بهش اضافه می شه ؟

موجود غيرطبيعی اگه يه کمی طبيعی تر حرف بزنی ما می فهميم که بالاخره چايی می خوای يا قهوه آيا ؟ کن يو اسپيک اين د مورنينگ آيا ؟33.gif

حامد جان می خوای بگی قدمتت از ما بيشتره ؟ زکی ؟ 13.gif من اراده کنم می تونم بيام اينجا ثابت کنم که ۲ سال پيش تر از شما کنار دست قهوه خونتون کافی شاپ داشتم ! چی فک کردی پس؟

خر آواز خان عزيز اگه دقت کرده باشی می بينی که بيای تو کافی شاپ برای کی شعر بخونی ؟ البته بستگی داره که قابليتت در چه حدی باشه و چه شعرايی رو می تونی با صوت کامل بخونی ! ببين بيا اينجا يه مصاحبه داشته باشم باهات ...

شکلات جان اسم  اصيل خودتو بردارم اسم اون مردک گضنفر رو بذارم رو کافی شاپم همه ياد سيبيل ميفتن که ! نه اصن حرفشم نزن من با گضنفر چيکار دارم آخه ...

سپيده جان ما جارو می خوايم چيکار آخه يه شغل مهم تر انتخاب کن ...

ممزی جان در رابطه با پيشنهادت خيلی تفکر کردم ... خيلی پيشنهاد آسيه ... خوبه اما ما که نمی خوايم اماکن بزنيم که ( منظور جمع مکان بود ) ... ما می خوايم کار فرهنگی کنيم هر کی خواست می تونيم برا پارتيش مواد غذايی بفرستيم .. البته از نوع اسلامی ها ما غذاهامون همه در نوع اسلاميه ... اونطوری که می گی می شه سفارشات ۱۰۰ تايی گرفت حالشو برد ... اما همونطور که حامد کنار دستمون قهوه خونه زده تو هم می تونی اونور دستمون يه پارتی خونه بزنی من خودم قول می دم رقاص و رقص نور و رقصنده و غيره برات جور کنم ... البته اگه اين کار به درس جوونا لطمه نزنه باهاش موافقم ! بعدشم من جمعه نمايشگاه بودما همه بودن می گفتی از طرف تو هم حضور گرممو بعمل می رسوندم ... در هر دو حالت من غرفه سپنتا هم رفتم هيچ صداشون در نيومد که اونجا خبريه من اگه از قبل آگاه نبودم هيچی نصيبم نمی شد ... 09.gif

آقای مشترک شماره ۱۳ (داريوش) بعد از ۲ هفته يک ليوان آب يخ شما آمادست می تونی پيک بفرستی بياد ببره ! البته پيک ما الان تو مرخصيه ما پيک نداريم پيک بفرست هزينشم با خودته ...اين خونه بغلی هم جشنه خواستين عضو می پذيره !

زيگول جان اول از همه از عکسی که بران طراحی کردی ممنونم ... بعنوان تابلوی شرکت می زنم سر در کافی شاپ اما در مورد اسم انتخابی زيدا ... اصلاً حال نمی کنم باهاش آدمو ياد زيدان ميندازه توهم زاست بايد تغييرش بدی ... بازم از بابن عکس ممنون ...

اونی که بعداً می گی کی هستی ! در اينجا برای همه بازه ..حتی شما دوست عزيز ( اين شعار تبليغاتی شرکت کافی شاپمون بود حال کنين چی گفتم خدايی )

حرف زيادی جان اينجا به محض ورود هر نفر يه پرونده براش تشکيل می شه ديگه چه بخواد چه نخواد وارد بازی شده 03.gif... بعدشم اينکه چرا رفتی کامنتای پست قبلی مخفی رو خوندی که بفهمی چی با چی قاطی شده و موضوع بحث چرا تو بودی مفصله ... حالا بده يه کامنت دربارت نوشتيم ؟

نه آقا کيوان ما تو مراممون نيست از شهرت ديگران سو استفاده کنيم اگه اينطور  باشه که اسم کافی شاپمونو می زاريم کنتاکی معروفتره که !!! البته اينم مساله ايه ها يه جا هم برای پرزنت بايد جور کنم ... يه اتاق از اون پارتی کده ی ممزی رو می تونيم بديم به تو اختصاصاً توش مردم رو پرزنت کنی ...

رامين بارسا خان واوش که اصل قضيشه ( که من باشم 14.gif) مساله اينجاست که شکولات کلاً چيز خوبيه ... راستی اين سئوال برا من پيش اومد که چرا اکثرن به ممدکتونی رای دادن ؟ نکنه پول گرفتين ازش که بهش ر ای بدين ها ؟ اعتراف کنين ... 33.gif

علی مزاحم می شينی تو کافی نت گزارش لحظه به لحظه می دی ؟ عوض اين حرفا بيا اينجا اين يه ليوان يخ رو که دو روزه آماده شده ببر بده دست صاحابش که داريوش باشه تا دير نشده بدو ... در مورد حقوقم بعداً با هم کنار ميايم بايد ببينيم در چه حدی کارت خوبه در همون حد بهت حقوق می ديم ...

منم به خاطر گل روی بچه مخفی با مزاحم قرارداد می بندم ديگه مخفی ريش برات گرو گذاشتم مزاحم جان خواسته به سرو سامون برسی ... رو سفيدش کن اين خلق خدا رو !

پروف جان کامی چيه ديگه چی می گی تو ... آخه شرکت حمل و نقل کافی شاپ کامی می خواد چيکار ؟ تازه حسابداريشم در حد چرتکه هست ... ما پول الکی نداريم بديم بابت اين ماشين آلات غربی ! چيه لابد پی فردا هم می خوای بگی موبايل بخرم برا اعضای شرکت ديگه ... ها ؟

غزال جان همه چی به کنار اين اترکت رو خوب اومدی تو مايه های همون  الکشن من بود حال کردم ..خوشم مياد می فهمی منو 09.gif درباره ی اين آيشواريا که من آخر نفهميدم کيه و تو چه فيلمی بازی کردی بايد عرض کنم که ا گه اونيه که من فکر می کنم باهاش مشکلی ندارم ... ببينم کی جرات کرده پولتو بخوره 12.gif عکس بده جنازه تحويل بگير ... دهه ...

بعدشم شما ها چرا متوجه نيستين ما که قرار نيست کافی شاپمون عين مال بقيه باشه که ..ما بستنی توی کافی شاپ نمی ديم سفارش می گيريم می بريم دم در خونشون چقد بايد اين مطلب رو براتون توضيح بدم آخه عجبا !

سارا جان حالا ما يه سوتی  بديم تو بايد بيای همه رو آگاه کنی ؟ طوری که اين بچه مخفی هم هنوز پست رو نديده بياد ادعا کنه که ديده که من دو تا از يه پست زدم ؟‌آخه اين رسمشه ؟ عوض داد زدن بيا در گوشم بگو ... بعد می خوای تو رو وزير دست راستم هم بکنم با اين وضع ؟ 20.gifبايد دربارش فکر کنم ... بحث يکی دو روز نيست که يه عمره ! ‌( وا؟!!!) ... راستی نامه خيلی وقته رسيده 10.gif

 

/ 49 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

دوست من سلام ====== همه می پرسند : چیست در زمزمه مبهم آب ؟ چیست در همهمه دلکش برگ ؟ چیست در بازی آن ابر سپید ، روی این آبی آرام بلند ، که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال ؟ چیست در خلوت خاموش کبوترها ؟ چیست در کوشش بی حاصل موج ؟ چیست در خنده جام ؟ که تو چندین ساعت ، مات و مبهوت به آن می نگری ؟ من ، مناجات درختان را هنگام سحر ، رقص عطر گل یخ را با باد ، نفس پاک شقایق را در سینه کوه ، صحبت چلچله ها را با صبح ، نبض پاینده هستی را در گندمزار ، گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ، همه را میشنوم ، می بینم ، من به این جمله نمی اندیشم ، من به تو می اندیشم ای سرا پا همه خوبی ، تک و تنها به تو می اندیشم

پينکی

اين دفعه تو پستت از منم بنويس

shaminelli

جاهای شلوغ پلوغ اين شکلی ٬ بچه های باحال و خوش مشرب مثه اينا و تو ٬ نشستن و ديدن و کیف کردنو دوست دارم. پیشم بیا پیشت میام دروغ نگیم بهمدیگه .

pouyan-marmoolack

avvalan begam ke saat haye molaghat haminast dıge akhe age bekhan 6 e ghooroob bıan eyadat pas to key mıkhay berı sare gharare kafı shope sun cıtyt ? khob mardom mıfahman dıge hatman to navafahmı ın chızaro age bekhan vasate hamayeshe persıan blog bıan ke mamanet nemızare berı hamayesh oon vaghte ke mıfahmı vaghte molaghat keye

pouyan-marmoolack

badesham vaseye cd e rafıghet ahange bıa berım dubaı ro bezan taheshe

pouyan-marmoolack

badesham ınaro vel kon yanı chı barcelon bayad 3 ta oonam az oon tıme maskhare bokhore ? chera reeal madrıd nemıtoone ye tıme zepertı ro bebare ? chera roma 3 - 0 jolo mıofte bad 4 - 3 mıbaze ? daste koodoom mafıa too kare ke fanar baghche mıbaze baba ın che vazeshe akhe ? ın mafıa ham shoooresho dar ovorde ha

pouyan-marmoolack

man ye haftast zadam too kare shart bandıe bazı haye football az roozı ke shart bastam ta hala hamash natayeje gheyre montazere oomade va man bakhtam baba hame zendegım o bakhtam ! aslan messe ınke ın mafıa mıad roo shart bandıe man natayeje bazı haro avaz mıkone

pouyan-marmoolack

badesh vaseye chı bayad tajdıde nazar konı dar ozv gırıe sherkat? hala ke ıntore man az hamınja va dar hoozoore hame elam mıdaram ke az semate khod estefa mıdam va mıkham ye bongahe shart bandıe football dorost baghale kafı shoppe vıdae bezanam !!!!

ZigOoL

سلام ... من همونم که تو ۲۰۶ هم بودم (وبلاگ رو میگم ! ) چه لوگوی قشنگی واسه کافیشاپت گذاشتی !‌چقدر باحاله ! کی برات درستش کرده ؟ واقعا محشره‌!! همچنان هنو نخوندم مطلبات رو /// خوندم میگم بهت . دو سه تا پست زدم ، ولی نظرت رو ندیدم .. آها .. یه چیز دیگه : من هنو خودمو این بغل مغلا نمیبینم . کوشم ؟؟ { خفه کردی! به موقش ميذاره ديگه ! } او کی ! بای ! کد تصویری : ۵۸۳۹۲

پترولا

سلام خوبی؟ خسته نباشی . امدم برا عضويت . رشته ام رو که ميدونی با سابقه ام رو . برا اونا که اطلاع ندارن بايد عرض کنم که بنده در زمينه ی نفت تحصيل ميکنم و سابقه ی زيادی در نفت کردن بخاری دارم. اينم اونی که خواسته بوديد رشته و سابقه منتظرم