Tomorrow is another day

ـــ عزيز رفته سفر کی بر می گردی ؟04.gif

خب حالا زياد چشم به در نمونين که بر گشتم 09.gif ... می بينم که بالاخره نوبت منم شد که يه خونه تکونی داشته باشم 03.gif .. خب رفقا ببخشيد که بابت دوری من خيلی زجر کشيديد و خيلی شرمنده که دلتون برام تنگ شده بود 04.gif و بازم ممنون که به حرفام گوش دادين و اين برا با گوجه فرنگی و تخم مرغ ازم استقبال نکردين 01.gifشماها واقعاً نمونه ی انسانهايی نيکوکار و خوب هستيد که به اقتصاد کشور هم خيلی کمک می کنين ... دمتون گرم 10.gif 

** نکته : اين بوس رو نامحرما نبينن ... اين بوس برا بچه های زير ۷ سال موردی نداره اما بالای ۷ سال فقط برا خانوما صدق می کنه نه آقایون ... حالا البته اونايی که جای برادری هستن و اينا اشکالی نداره 04.gif

ــــ lonliness knows me by name

33.gifمن موندم اين مطلبی که می خوام بگم چه ربتی به اين چيزی که يه سطر بالاتر نوشتم داره آخه ...خل شده اين بشر ...شما ببخشيد احتمالا خط رو خط افتاده .... خودش بعداً درست می شه 03.gif

خب اين سری که بعد از يه غيبت کبرا اومدم بازم با يه تغييرات اومدم ... مثلاً اون شکل بالای صفحمو عوض کردم و اين جينگوريه رو گذاشتم 04.gif...

**نکته : البته هنوز خيلی دوست دارم اون عکس قبلی رو که جدال برجون(آشيل)و هکتور بود رو ه جايی توی وبلاگم دخالت بدم ... در شمن اين نکته ها رو زيرشونو خط بکشين بعداً ممکنه توی کنکور از اين نکته ها سئوال بدنا ... از من گفتن بود ...

در هر حال ديدم که خيلی بده که آدم برای مدت طويلی يه مدل بمونه .. خب تکراری می شه و ديگه حال نمی ده بعد می شه عين خونه ی مجازی من که خاک می گيره و بايد بيام گرد گيريش کنم ... خب اينم ديگه يه مدلشه ديگه ...آدم بايد هميشه سعی کنه تحول داشته باشه و هر روز با ديروزش فرق کنه ...

وقتی وبلاگ آدمم حداقل شکلکن عوض می شه هر کی بازش می کنه احساس می کنه وارد يه فضای جديدی شده و اينجا براش تکراری به نظر نمياد ... حداقل هر کی بازش کنه می گه که :إ صاحب خونه زندست پس و هنوزم اون مغز مبتکرش کار می کنه که شکلکای جينگيلکی بسازه و بزاره سر دره خونش 03.gif

خب راستش هيچ دليل قانع کننده ای برای غيبت کبرای اين سريم ندارم ... راستش روزا و هفته ها از دستم در رفته بود و به نوعی توی زمان گم شده بودم  (( 34.gifاووووف چی گفت !!! )) خودم با اين جملم اومدم اساسی 04.gifچی گفتما ... بايد ثبتش کنين يه جايی .. مثلاً توی کتاب رکوردها بعنوان زيباترين جمله ثبت بشه بد نيستا ... آخ جون جهانی شدم 35.gif ... خلاصه اينکه توی زمان گم شده بودم و حرف ديگه ای برای گفتن ندارم ...05.gif

ــــ Romance Holiday

خب گفتم که جديد شدم ... آره خب جديدم شدم ... چون قراره اين سری نوشته هام متفاوت باشه ... می خوام رمانتيک بنويسم ..يه ذره عين بقيه بروبچ شعرای عاشقانه و نوشته های رمانتيک بگم که بدونين من همه فن حريفم ..آخه تا کی بخندونمتون 04.gif ....

خب اين جملات زيبا امروز يعنی دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۴ در ساعت ۸:۳۰ يا بهتره بگم ۲۰:۳۰ در حالی که بارون زيبايی شر شر می باريد و من زير اين بارون زيبا داشتم خيلی رمانتيک سرما می خوردم به ذهنم رسيد ... پس با من همراه باشيد 03.gif

+ آه چه روز زيبايی 07.gif ( کات !!! همين اولش سوتی دادی که ... شب بودا ناسلامتی نه روز 20.gif)

** نکته : اگه بگم چه شب زيبايی مردم برداشت بد می کنن و ممکنه که وبلاگم به خاطر همين يه کلمه فيلتر بشه ...پس شما در واقع روز تاريک در نظر بگيريد 13.gif

آه چه روز تاريکی ... 22.gif ( خيلی سوزناک شد که 34.gif)

خب ... 15.gif .... اااااااااا..... آه چه آسمان زيبايی 07.gif ( آره اين بهتره )

آه چه آسمان زيبايی ... باد در لابه لای درختان زوزه می کشد و قطرات باران بر صورتم می بارد . آه چه باران زييبايی ... چقدر همه چيز زيباست ... چقدر اين درخت زيباست ... آه چه توت های زيبايی ... اين توت ها روی زيمن ريخته اند و نمای بسيار زيبايی رو به وجود آوردن ... همين طور که راه می روم و اين همه زيبايی را می ستايم صدای له شدن توت ها را زير پاهايم احساس می کنم 07.gif...وای چه زيبا له می شن ... پلشت پلشت با زيمن يکی می شن ... همچين له می شن که آدم وقتی از روشون رد می شه می تونه حس کنه که چند نفر از روشون رد شدن ... و اين احساس بسيار زيباست 07.gif ... کمی جلوتر بوی توت های له شده فضا را پر کرده .. اين بو خيلی زيباست ... 07.gif ... ام... راستش يه کمی هم گنده ... کمی که بيستر تمرکز می کنم می بينم که نه اين بوی توت های له شده ی تنها نيست ... تنهايی اصلاً خوب نيست و اين توت ها نيز تنها نيستند ... بله اين بوی خوش با بوی کودهای کنار درختان ادغام شده اند و بوی بسيا بسيار بسيار گندی را ايجاد کرده اند  26.gif ... پيف پيف اين بوی گند قشنگ از کجا می آيد ؟ .... کمی جلوتر که می روم اين بوی زيبا تشديد می شود و می بينم که بلی گويی تعداد زادی گاو به اين درختان زيبا رسيده اند و اين توت های زبایتر را ....

هوی بسته ديگه ... اين جملات حال به هم زن چی بود نوشته بودی ؟ 26.gif .. ای خاک بر سر بی هنرت کنم ... اين بود نوشته ی رمانتيکت ..هيچ چی زيباتر از اون توتای گنديده نبود ؟12.gif

خب  راستش نمی ذاری که بگم ... کمی جلوتر جميعی از موشهای خيابانی را ديدم که در جوی آب شنا می کردند ... البته در جای ديگری گربه های کثيف زيبايی را ديدم که گرد آشغال ها جمع شده بودن ...

-- وای بسته ديگه اين رمانتيک نويسيت منو کشته ...بابا برو سر خونه ی اولت اين نوشته ها به تو نيومده ...

02.gifحالا نمی شه يه جمله ی ديگه ..فقط يه جمله ی ديگه بگم ..يه فرصت ديگه بهم بدين طبع زيبانويسيم گل کرده گناه دارم نگم برام عقده می شه ها ....08.gif

باشه بگو ...25.gif

+ديروز روز زيبايی بود 01.gif ... در حالی که خود را در آينه نگاه می کردم و اين همه زیبايی را می ستودم ، سوسک سياه زيبايی را ديدم که دست همسرش را در دست می فشرد و با هم در فضايی رمانتيک قدم ميزدند ... با ديدن چهره ی عاشقانه ی آن دو به وجد آمدم 07.gif... واقعا که صبح زیبايی بود ...01.gifاز خوشحالی در پوست خود نمی گنجيدم ... چرا که حالا می توانستم دو سوسک را همزمان زير دمپايی خود له کنم 01.gif04.gif

** نکته : اون آينه ای که ابتدا ازش نامبرده شده توی فضای رومانتيک wc بود ...26.gif

11.gifاين کجاش رومانتيک بود ؟؟؟؟

بود ديگه ... هی بچه ها اين جمله ی آخر درباره ی سوسکا واقعاً رومانتيک بود ... اگه يه کمی جمله رو زيبا ببينين می فهمين که کجاش رومانتيک بود ... پس من اين سئوال رو می ذارم برای شما که جواب بدين ...03.gif

ــــ سئوال

کجای اون جمله رومانتيک بود ؟

منتظر جوابای شما هستم 03.gif

ـــ برنامه ی بعد

ويدا می خواد درباره ی تصوير جديدی که گذاشته حرف بزنه که چرا اين عکسو درست کرده و انگيزش چی بوده 03.gif پس کماکان پای گيرنده هاتون باشين ...

be smart , buy right

BRANDS04.gif

اينم به اين مناسبت که در طول برنامه پيام بازرگانی نداشتيم 04.gif

03.gifBe happy by drinking a glass of happiness

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا(سايبان عشق)

سلام. اين متن رو همون روزی که پيام گذاشتی خوندم. حتی فکر می کردم پيام هم دادم!!! اما ظاهرا فراموش کرده بودم..... در هر حال. از نظر طرح قالب وبلاگ بذار يه چيزی بگم. با اين که نوشيدن يه ليوان شادی اونم از يه ليوان خوشکل کلی به آدم حال می ده ولی جنگ آشيل و هکتور به من يکی که کلی انرژی ميداد و البته اون قالب اولی خيلی خيلی خوشکل تر بود. رنگ تيره اصلا به حرفا و رفتارای شاد ويدا نمياد! البته اين نظر منه! اما متنای ادبيت! گاهی حقيقت تلخه! مگه نه؟ فعلا اينجور وضعيتا رو ميشه ديد و برای اينکه از زندگی لذت ببريم مجبوريم سعی کنيم اين وضعيت رو هم خوب بدونيم هرچند همه می دونيم خوب نيست!! حالا.... خانمی حالا تو پرحرفی يا من؟ قربانت...سارا

nima

سلام.وبلاگت خيلی باحاله.کلی باحاش حال کردم.کلی هم خنديدم.دو ماهی بود نيومده بودم . هر کارتی گيرم ميومد پرشين بلاگ رو فيلتر کرده بود.از اين به بعد هر روز ميام.

حامدفردين

سلام به ويدای عزيز...خوبی؟..من که خونه قبليت رو نديدم ولی خونه نو مبارک...چقدر هم زياد می نويسی..که من نتونستم همش رو بخونم...ولی بازم ميامو باقيش رو می خونم...عزيزم به منم يه سر بزن.منتظرتم

محسن

سلام ، خوبی؟ خيلی زيبا بود آفرين . راستی يه چيزی ميخواستم بگم ، حرف رمانتيک زدنو همه بلدن ولی خندوندن کار هر کسی نيست . بيا اينم روحيه (چشمک) . خوشحال ميشم بهم سر بزنی . هميشه شاد باشی خداحافظ

شکلات فندقی

بعد از کلی انتظار ... خیلی خوشحالم ... خواهش میکنم زود بیا پیشم ... دلم برات خیلی تنگ شده ...مطلبت رو هم میرم تا آف بخونم ... هم برای خودم هم برای خیلیها که الان تو خونمون منتظرن ...بیا که حسابی دلم برات تنگ شده ... بیا دیگه ... معطل چی هستی ؟ دوست عزيزم ...

binam ::..^من و شعرهایم^..::

سلام مهربون ... من کجا بودم که همچين وبلاگ زيبای رو نديدم فکر می کنم به قول خودت تو زمان گم شده بودم (چشمک) مطالب خيلی قشنگ و نازی نداری از اينکه با وبلاگت اشنا شدم خوشبختم ... خوشحال می شم يه سری به وبلاگ من هم بزنی ... بی صبرانه منتظر حضور گرمت هستم ... موفق و پيروز باشی

محمد علي دانشجوي خفن

سلام.خوبي ، خوشی ، مامان خوبه بابا خوبه ليدا خوبه عمه خاله عمو پسر دايی دختر عمه نوه دختر عموی پسر دايی مامان بزرگت همه خوبن خدارو شکر. بابا بی معرفت ديگه سراغی از ما نميگيری.هنوزم که ميبينم اينجا الحمدالله گرم و پر حرارت باقی مونده.(داره کم کم رمانتيکم ميشه).در مورد سوسکم بايد بگم که انواع داره.من يک نوع معروف به پشکل قلتونشو(با عرض معذرت) خيلی دوست دارم چون با مزه بامزست و ميشه گفت کارش(قلتوندن پشکل)کاری رمانتيکه چون ميخواد هديه بده به خانوادش ولی بقيه سوسکا فقط نوازششون (وقتی نميدونی و ميان روت راه ميرن)کار رمانتيکيه و از همه مهمتر کشتنشونه که باعث خوشحالی بقيه اعضا خانواده شده و اين هم رمانتيکه.خلاصه رمانتيکه آقاجان.وای که چقدر نوشتم.اميدوارم موفق باشی و من بتونم بازم بيام و سر بزنم و نظرتو راجع به جوابم ببينم.فعلا آري ودرچی

شهريار

سلام .رمانتيك ترين جاي مطلبت اون جاييه كه سوسكا رو له مي كني اونم دو تاشو با هم فكر شو بكن چه صدايي ميده وااااي وقطي پاتو ور ميداري زير پات چه منظره زيبايي از دو تا جنازه له شده و پخش شده وجود داره وووووووووواااااايي چه منظره زيبايي من كه به وجد اومدم مرسي از اين جملات رومانتيكت.

vc

have a nice day

شيخي

سلام وبلاگ با حالي داريد. هميشه شاد و قدرتمند و ايام به كامتان و روزگارتان مثل وبلاگتان شيرين باد.