دندون ....

اندر ظلمات دندون درد بودم که يهويی وسط اين گير و دار به ذهنم رسيد که چرا واقعاً من يه پست درباره ی اين مساله ی حياتی ننوشتم ؟ واقعاً چه موضوع مهمی از قلم افتادا ...

ديروز که داشتم ۲۰۶ رو آپ می کردم داشتم از شدت دندون درد می رفتم تو ديوار !!!‌‌‌ ديدين آدم سرش درد می گيره دوست داره بکوبتش به در  و ديوار ؟ منم همونطوری شده بودم فقط نمی دونستم چطور سرمو بکوبم به ديوار که دندون شماره ۶ سمت چپ پايين فکم دردش آروم بگيره !!!

خلاصه که  اين دندونه يه يه هفته ای بود هی درد می گرفت ... بقولی هی می گرفت هی ول می کرد هی  می گرفت هی ول می کرد و منم محلش نمی دادم تا اينکه اين دو سه روزه خيلی شروع کرد به گرفتن و ول نکردن ... حالا مگه ول می کرد ... آقا بعد اينکه تمام آبا و اجدادمو جلو روم آورد ( اين الان بيانگر شدت درده! ) به اين نتيجه رسيدم که دندونی که شعورش نمی رسه و درد می گيره رو بايد زد ! يعنی کشت ! يعنی رفت به دندونپزشکی ...

حدوداً دو سالی می شد دندونپزشکی نرفته بودم و يادمه که سری آخری هم که رفته بودم دندونپزشکی همين دندونم درد می کرد که قرار بود عصب کشی بشه ولی طی دلايل نامعلوم دکی جون اعلام فرمودن که نيازی نيست به عصب کشی پر بشه کافيه ...  نمی دونين که چقد من اون دکی رو لعنت کردم آخه مرتيکه کارو يه سره می کردی ملت سه شب از خواب و زندگی نيفتن ... 12.gif

ما راهی دندونپزشکی شديم ( ما يعنی من ) ساعت ۶ ر سيدم اونجا ... يه چند نفری قبل من بودن ... بعد ويزيت و عکس گرفتن از دندون بنده آقاهه گفت الان وقت نمی شه به کار تو رسيدگی بشه ... فردا می تونی اول وقت بيای ؟ .... اول وقت ؟! تو ذهنم ساعتی که برای اول وقت در نظر گرفته شده رو مرور می کردم ! هوم ۷ صبح ؟ بدک نيست !!! اول وقت چه ساعتی می شه ؟ اول وقت ديگه ... ساعت ۳ ... 11.gifاول وقت شما ساعت ۳ !!!!! اونوقت آخر وقت کيه !!! گفتم نه نمی تونم بيام .. گفت خب صبح چی ؟ صبح زود می تونی بيای ؟ صبح زود ؟ ۶ ؟!!!! ۷؟ يعنی چند ؟33.gif ... ديگه ۹.۳۰ يا ۱۰ اينجا باش ديگه ...11.gifنه من صبح زودم نمی تونم بيام !! خلاصه که ساعت ۵:۳۰ قرار شد برم ...

آهان اينم بگم که خانومه حين عکس گرفتن از دندون من خودش ژس می گرفت! فک می کرد تو عکس دندون من ميفته!! بعد عکس گرفتنشم خيلی جالب بود ... همه کارا رو خودم کردم فقط مونده بود بگه بيا خودت عکسا رو ظاهر کن!!!

امروز دوباره رفتم دندون پزشکی . تو نوبت بودم که برم و به کارم رسيدگی بشه يه چند نفری اونجا بودن که انگاری دسته جمعی اومده بودن دندون بکشن ! فک کرده بودن اگه کيلويی برن تخفيف ويژه بهشون می دن ... آقا اينا هی نوبتی می رفتن تو که دکتر به وضعيت دندونشون رسيدگی کنه ... اينا ديگه اونجا خفه کردن ما رو ... هی پسره می رفت ميومد می گفت : اه کار اين دکتره تموم نشد ؟!20.gif بعد دوباره می رفت بعد ۵ دقه ميومد می گفت : ای بابا مگه عاج فيل داره می کشه انقد طولش می ده ! 34.gif اين بشر  ديگه انقد اونجا با دوستش حرف زد حرف زد که صداش هنوزم می پيچه تو گوشم ... بعد می گفت اينجا يه وسيله ی تفريحی هم نداره ما سرگرم بشيم 18.gif ( واقعاً به مساله ی مهمی اشاره کردا !‌ )

يادم مياد بچه که بودم از دندونپزشکی تا سر حد مرگ می ترسيدم ... اما الان چند سالی شده عين بچه آدم خودم می رم دندونپزشکی خودمو معرفی می کنم ! يادم میاد ( يا بهتره بگم هيچوقت يادم نمی ره ) که زمانی که بچه بودم يه دندونپزشکی بود که  ما هميشه می رفتيم پيشش ... يعنی خانواده اتن نفری يه بار زير دستش بوديم ... يعنی کسيه که من با اينکه اون موقع ۴ سالم بود و پيشش رفتم و الان حدوداً ۱۷ سال از اون زمان می گذره هم اسمشو خوب يادمه هم قيافشو 15.gif

يه دکتر دندونپزشکی بود به اسم افضل ... اسمشو گفتم که اگه الان هنوز دکتره کسی نره پيشش دندون بکشه ! اصول کارش اين بود که طی ۵ دقه به زور چکش و کلنگ و بيل دندونتو از جا در بياره و بذاره کف دستت ! يادم مياد يه سری پيشش ر فته بودم برای کشيدن دندون ..فک کنم دندونای شيری بود ... خب اصولاً وقتی آمپول رو می زنن بايد يه مقدار بشينی تا بی حس بشه ... اما اين از اين طرف آمپولو می زد از اون طرف يه چی شبيه عنبر دست مياورد می کرد تو دهنت ... 11.gif و ميفتاد به جون دندونات ... بعد فک کنين بچه ی ۴ ساله خب می ترسه ديگه ... من که رفته بودم دندونمو بکشم يادم نمی ره اول از همه اون آمپول به اون گندگی رو ديدم با يه حالت قاتلانه ای آورد که از وحشت داشتم می مردم .. بعد آمپول زدن عنبره رو که آورد من جيغم رفت هوا ... بعد می  دونين بهم چی می گفت ؟ ... بشين اينجا ببينم ؟ 12.gif ... شکلات زياد می خوری دندونات خراب می شه ديگه 12.gif ديگه شکلات نخوريا ... ها! نمی خورم 15.gif يعنی اين بشر دندون منو طوری کشيد که تا آخر عمرم يادم نمی ره ... از اون روز از هر چی دندونپزشک بود روی کره ی زمين می ترسيدم ! تازه بدم هم اومد ...  البته نه به خاطر خشونتشون به خاطر دهن بين بودنشون ! من اصولاً از آدمای دهن بين خوشم نمياد!!! البته بعد ها فهميدم گاهی لازمه برای پيشرفت آدم دهن بين  باشه اونم در امر مهمی عين دندونپزشکی که دهن بين بودن توش خيلی مهمه هر چی بيشتر دهن بين باشی پول بيشتر ی گيرت مياد !!!

اينم بگم که همين دکتره يه سری دندون داداشمو اشتباه کشيده بود 11.gif18.gif بنده خدا رفته بود گفته بود اين دندونم درد می کنه اونم زده بود دندون کناريشو کشيده بود ... دندونه اصن خش بر نداشته بود 18.gif 

اين روزا به مساله ی دندون و دندون درد خيلی فکر کردم ... ديدم اين دندون درد يکی از عوامل اصليه اعتياده !!! لابد می پرسيد چرا ؟ خب آدم معتاد می شه ديگه ... خود من که سال تا سال قرص نمی خوردم ديروز طی ۵-۶ ساعت ۳ تا قرص خوردم !!!! آدم همين طوری معتاد می شه ديگه ... الان اگه بابای من بفهمه من از اين طريق آلوده ی اعتياد شدم منو خونه راه نمی ده ...

+ 12.gifاعتياد ؟ برو گمشو بيرون دختره ی معتاد ... تا ترک نکردی پاتو تو اين خونه نمی ذاره ...

اين الان بابام بود 04.gif 

ديروز تازه به يه نتيجه ی ديگه هم رسيدم .. وقتی دکی داشت با اون وسيله غيژ  غيژيا دندونم خالی می کرد به اين مساله فکر می کردم که چی می شد اين وسيله به جای اينکه همراه با آب باشه آب ميوه داشه ! می دونين که چيو می گم ؟ اين دستگاهه که عين مته دندونو سوراخ می کنه همراه آبه ديگه ..اکثر اوقاتم مقداری از اين آبه می ره تو گلوی آدم خب اون طوری لا اقل آب پرتقال می ره ته گلو آدم يه کمی جيگرش حال مياد ... واقعاً اين علم کی می خواد پيشرفت کنه ؟33.gif

وراجی بسه ديگه بريم سراغ دوستان 03.gif

سميرا جان بخونش برگرد خب ؟!

سارای عزيز جونم کمپوت حالش بيشتر از کبابای بيمارستانه ... من که اصن غذای بيمارستان دوست ندارم کم نکمه حال نمی ده 04.gifبعدشم سارا جون من که می دونم تو داد نزدی اينا اينجا فال گوش وای می ستن ببينن کی چی می گه که سريع برن خبر بدن اصن خياليت نباشه 09.gif

پروف من ناراحتم ... لابد می پرسی چرا ؟ آخه من اون روزی يه وعده شيرينی خوردم شما ها دو وعده اين انصاف نيست !28.gif

غزال جونم اين بهروز اين سريال از صد تا نرگش بدتره ... اه اه يه عکسشو تو يه مجله ديدم حالم ازش بهم خورد .. آدمو ياد دلارام فيلم آتش بس می ندازه 04.gif

شکلات فندقی جون به نظر تو اسم شوکولات بهتر از گضنفر بی معنی نيست ؟ بابا اسم تو رو می ذارم بعد معروف می شه گضنفر نمی تونه کاری بکنه .. دستشم بهت نمی رسه ... اصن نگران نباش من يه ترتيبی می دم اين فيلم که گفتی رو بچه های شرکت ببينن بعد يه فيلم بسازيم به اسم گضنفر رو بکش !!! نه نه زياد اسمش مشابهه می ذاريم گضنفر رو بزن ! يا آيتم گضنفر‌ ! آره اينطوری جنبه ی اکشن بودن فيلم هم می ره بالا . 04.gif همين کارو می کنيم طريقه ی کشتن گضنفر هم به روش کشتن شقايق سريال نرگس باشه خيلی خوبه 18.gif

ممزی جان واقعاً که چقد دير گفتی ! اصن به اين سوی قضيه فکر نکرده بودما ... اه پس تو اينجا چيکاره ای ؟ 12.gif اون موقع که من داشتم تمام اموال شرکت رو می خوردم بايد ميومدی می گفتی که از نظر اقتصادی اين کارو کنيم بهتره نه الان که کار از کار گذشته .. اصن به دليل همين کم کاريت سر ماه از حقوقت کم می شه تا بفهمی دنيا دست کيه ! تازش می گی اومدن کازينوتو خالی کردن ؟ ديگه من که می دونم اينا همه حقست که از بيمه پول الکی بگيری من می دونم ديگه ما خودمون اين کاره ايم ... حالا باشه به فکر يه بادی گاردم هستم ... کی حاضره بادی گارد کازينوی ممزی بشه ؟ حقوقشم پای خودته ها سر ماه يه پورسانتی هم بايد به من بدی تازه 04.gif

رامين جان من به همه تعارف می زدم اما از راه دور .. ديگه هر کی می خواست ميومد می خورد ديگه . تازه کی گفته همشو من خوردم ! خوشحالم که در مورد نرگس با من هم عقيده ای 03.gif درباره ی بيت المال هم من موافقم .. يادمه اون موقع که مدرسه می رفتيم يه گچ بر می داشتيم می گفتن بيت الماله من آخر نفهميدم چی بيت الماله !‌ يا بهتره بگم بيت المال چيه !

رامين جان ( ای بابا چقد رامين اينجاس من الان رامين بارسا منظورمه ) رای مخفيه ؟ به نظر من که اصن مخفی تو ليست نبود حالا تو از کجا ديدی که رای مخفيه ؟ بعدشم رای اگه مخفی باشه که ديده نمی شه!29.gif

کيوان جان ستاره و پوپک به هم شبيه نيستن اما می شه گريمشون کرد يه شباهتی بينشون پيدا کرد ... الان من دقيقاً همينو گفتم ... اما ريش اون احسانه از جنگ توی لبنان هم معضل تره .. يعنی بشر اصن کمپلت معضله !

آريا جان سلام تقويم سخن گو !!!‌!

می بينم که يه داريوش ديگه هم اينجا پيدا شد با دو تا رامين مشکلاتمون کم بود حالا بايد برا داريوشا هم شماره بذاريم 04.gif اول از همه خوش اومدی شب شکن جان ... بهروز که بحمدلله رفته اونور آب ما راحت شديم ... اين بشر کودک درونش رشد نکرده 09.gif من مطمئنم که پول بليط مجانی رو از قبل روی قبوض۱ تلفن و برق ازمون گرفتن .... شک نکن 03.gif

علی مزاحم ما  قدر نشناس نيستيم فقط محتاطيم !‌ چون اصولاً در پی اين بليطای مجانی که ازمون گرفته می شه پولش روی يه چی ديگه می ره ... پس ما ترجيح می ديم با بليط سوار مترو و اتوبوس بشيم که بعد ها به مشکلاتی نظير کم آبی و بی برقی نخوريم  ! ( دقيقاً شرط می بندم نفهميدی چی گفتم 04.gif ) ای بابا عجب آدم قدر نشناسی هستيا ... بده بهت کار دادم ؟ بيا عين بچه آدم مشغول به کار شو ديگه حالا تا سر ماه خدا بزرگه راضی باش به رضای خدا انقد پولکی نباش ... تازه من دارم دقت می کنم ببينم واقعاً پيام اخلاقی اين سريال نرگس چيه ؟ جذابيتشم فقط جنبه ی خندشه 18.gif والا منم اگه جای بچه ی يه روزه يه بچه ی ۶ ماهه می نداختن بغلم می گفتن اين ديروز بدنيا اومده انکارش می کردم ! 18.gif بچه هه خيلی رشدش خارق العاده بوده روز دوم چشماشو باز می کنه و حتماً روز سوم هم راه ميفته روز چهارم هم می ره تو نت چت کردن ياد می گيره ! لابد روز پنجم هم خودش تنهايی می ره wc . خب اون نسرين هم تحمل اين همه پيشرفت رو نداشته قاط زده ديگه ! 18.gif

پ.ک.ت جون اينا همش ز ير سر آمريکاست که شما مياين کامنت می ذارين و نمی رسه .... اصن هيچ خودتو نگران نکن منم خودم گاهی فکر می کنم برا همه کامنت گذاشتم بعد به اين نتيجه می رسم که برای هيچکی کامنت نذاشتم 04.gif در مورد نرگس دومی هم باهات موافقم به نظرم بيتر به داستان مياد ...

مرسی مرضی جون که توانايی های منو می بينی 14.gif خيليا توانايی های منو ناديده می گيرن و فک می کنن من چرت و پرت می گم ... من خيلی بيش از اينا توانايی دارما حالا بعداً رو می کنم 04.gif

ای بابا من نمی فهمم چی شده که همه فهميدن که اگه اون کمپوتا رو من نمی خوردم می شد تو شرکتمون ازش استفاده کنيم ؟ مهناز جان تو ديگه چرا ؟ يعنی چرا زودتر نگفتی ؟ در ضمن من خودم جزو هيئت داوران هستم اما يواشکی می رم که شناسايی نشم 14.gif برا همين هميشه جام خاليه چون می رم يه جا ديگه می شينم ... 13.gif

خب زينب جون اولاً سلام و بازگشتت مبارک بادا ! 35.gifبعدشم که من ته کمپوتا رو در نياوردم کمپوتا خودشون بی ته بودن ! بعدشم اون ۱۲ شب بود که ملت می خواستن بخوابن ! ديگه تابلو بود ديگه ... بعد تر از اونم اينکه در مورد اون مججل آبان و شهريور هم من فهميدم مشکل چی بوده ..داداش خودم متولد آبانه اما شناسنامشو تو شهريور گرفتن که زودتر بره مدرسه به همين منظور ما هميشه فکر می کنيم متولدين شهريور همان متولدين آبان هستند !!!! ( دليل کاملاً علمی بود ) .. البته اين همون شد که تو گفتی 04.gif

به به چشمون به جمال انيش جان روشن شد ... کم پيدا بودی به ما سر نمی زدی ... 13.gifچی شده از اينورا ... ببينم ديشب نرگشو ديدی ؟ 18.gif اين جمله ايه که هر وقت می رم سر کار همکارام از هم می پرسن ..اونم خانوما نه .... آقايون 18.gif ... خدايی خوب مردمو با اين سريالاشون می ذارن سر کار خوبه اوقات فراغت آدما با ديدن حقه و کلک هايی که تو اين فيلم سر هم ميارن پر می شه ... من نمی فهمم نقش خوب و بد تو اين سريال کيا هستن ! بعدشم اينجا فقط جواب کامنتا داده می شه خب لابد بايد بيای بکامنتی که اينجا جوابت داده بشه ديگه اگر نه تو که هميشه تو ليست دوستای من بودی و هستی که 03.gif

گلی جون اعلام می کردی ملتو مجبور می کردم برات کمپوت بيارن نمی گی که ... تازه اين روزا همه به ريش احسان سعيدی می خندن تو هم بخند 04.gif

آرين جان من راستيتش هر چی فکر کردم نفهميدم شما چرا از ليست گزارش من جا موندی اما اينطور که بوش مياد نقش فعالم داشتين04.gif ( ناهار و اين حرفا !! )

چشم پينکی جان از شما هم می نويسم ... چی بنويسم خوبه که هم خدا رو خوش بياد هم خلق خدا رو !

پويــــــــــــــــان می زنم لهت می کنما کورم کردی کچل 12.gif يهو مياد ۵-۶ تا کامنت فينگيليش پشت سر هم می ذاره باز تقسيمشون کن ما بين کامنتای فارسی باشن که انقد نزنه تو چش 21.gifبعدشم از وقتی نيکی اومده پرسپوليس کلاً سيستماتيک فوتبال دنيا به هم ريخته . می دونی چرا ؟ د آخه همش به دليل اينه که من رومو از فوتبال برگردوندم برا همينه که اوضاع فوتبال اروپا اينطوری قاراشميش شده 05.gif... بعدشم الان اين کار شرط بندی که می گی چيزی به من می رسه ؟ ۵۰ درصد بايد بهم برسه تا بذارم استارتشو بزنی ... بعدشم اصن حرومه ما کار غير دينی انجام نمی ديم آقا برامون مسئوليت داره ....

زيگول جان از لوگوی خوشگلت ممنون اما دير رسيدی اسما رو ليست کردم واسه پست جديد جا موندی 04.gif 

/ 54 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
(¯`·._ زينب _.·´¯)

من خودم به شخصه وقتی میرم دندون پزشکی صدای این دستگاه هست که دندون پر میکنه ها صدا اونو که میشنوم ... <--- (اینجا سانسور شد) تو خودم بعد همین که میرم میشینم رو صندلی مریض ترسم میریزه بعد همین که آمپولو تو دستش میبینم باز .... تو خودم بعد همین که آمپولو میزنه باز ترسم میریزه بعد که بهم میگه برو 15 دیقه دیگه بیا تا سر بشه حالم همش یه حالاییه. سرم سیاهی میره چشام گیج میره و خلاصه احوالاتی برا خودمون پیدا میکنیما. اما از امپوله وقتی که میزنه یجورایی خوشم میاد نمیدونم چرا. تازشم دکتره خوب بات حرف زد خوبت شد. حالا حاله دیشب منو درک میکنی؟؟؟ من با نظرت راجع به آب میوه موافقم اما ترجیح میدم به جای آب پرتقال شیر موز یا لااقل هویج بستنی باشه.

خورشید

سلام خسته نبا شید بااین دندون درد ماشااله به این قلم

حسینی

سلام خوشحال ميشيم که به پرتال بانوان سربزنيد و نظر خودتون رو بديد

سوسک

سلام!حقت بود.تا تو باشی منو يادت نره.بعدشم بس که شيرينی داديم ما بهت دندونات عادت نداشتن هنگ کردن!

محمد حسين

سکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت

پروف

وقتی خرابکاری ميشه همه لينکا پاک ميشه.....اونوقت يادت نيست همنه رو لينک کنی..لينکيدمت(چشمک)

محمد رضا

سلام ... بيا اونور بازار ببين چه تنگ و گشاد بازی داشتيم مااااااااا