...that's the way the story goes

پس از چند هفته بازم سلام ... 01.gifعجب هوا خوب شده ها ... و عجب سرويس دهی اين کارتای اينترنت مزخرف شده 12.gif... هر کدوم واسه خودشون يه سايتی رو فيلتر می کنن ... ديگه آدم نتونه وارد پرشين بلاگ و ياهو ميل بشه بايد بره سرشو بذاره يه گوشه ... 33.gifبذاره همون گوشه بمونه تا بره يه کارت ديگه بخره ... آره اين طوری بهتره 03.gif... خب امروز می خوام يه بحث کاملاً تخصصی در رابطه با نابه هنجاريهای اجتماعی داشته باشيم و من می خوام بگم که دليل عقب موندگی اين کشور چيه و اگه من ملکه بشم 14.gif...خب بعداً در اين رابطه بحث می کنيم 03.gif

اول از همه می خوام به اين مساله اشاره کنم که ديدين توی خيابون خط کشی های سفيد گذاشتن ؟!!!! فکر می کنين واسه چی باشه ؟ 33.gif...از اونجای که اسمش خط عابر پيادست گويا عابرای پياده که می خوان از اينور خيابون برن اونور از روی اين خط کشی بايد برن انگاری 33.gifاما من نمی دونم چرا اينجا همه ترجيح می دن از وسط خيابون برن ... بپرن جلو اتوبوس !!28.gif...فحش بدن و يا فحش بشنون 11.gif... نمونش همين آقا ميلاد ... ميلاد جان آخه چرا از خط عابر پياده رد نمی شی ؟ فکرنمی کردی يه روز لوت بدم ؟ 04.gif مگه من بهت نگفتم از روی خط کشی خيابون بايد بری ؟ حالا خوبه با خط کش بزنم پشت دستت ؟16.gifاينجوری يادت می مونه بايد از خط عابر رد شی !!!! ( آخه بد بختی من زورم بهش نمی رسه 08.gif...حالا چون گناه داره نمی زنمش .. اين دفه رو چون شما ميانجيگری کردين می بخشمش 04.gif) حالا جريمه ی ميلاد : شما يه دفتر ۱۰۰ برگ برمی داری  و .... 34.gif...و ....ام 33.gif.... بر می داری بعد 33.gif...همين که بر داشتی ....خب يادت می مونه که از خط کشی بری ...ديگه تکرار نشه ها ... اگه تکرار بشه جريمت سنگين تر می شه ..مثلاً ممکنه بگم يه دفتر ۲۰۰ برگ برداری !!!

اونوقت می گن چرا با زور اسلحه مردم رو مجبور می کنن از پل عابر برن ... حالا چند سال ديگه بيچاره اين ... اونوقت که از خط کشی نرفتين جريمتون کردن آی من می خندم 09.gif

يکی ديگه از مسائلی که يه مدته می خوام بگم مساله ی آدم کشيه 27.gif...خب اينم يه روشه واسه معروف شدن ... نه؟ يادمان باشد « اگه اقده ی خود کم بينی دارين و می خواين معروف شين تنها راهش توی اين مملکت آدم کشيه ! اونم نه يکی دو تا..بايد حتماً تعداد آدمايی که می کشين دو رقمی بشه که معروف شين ....!!!! »توی ايم مملکت بايد بالای ۱۰ تا آدم بکشين تا عين توپ صدا کنه بعد انقدر معروف می شين و باهاتون مصاحبه می کنن که ديگه بعد از چند روز برد پيت و تام کروز هم ديگه ميان جلوتون لنگ می ندازن 35.gif28.gif...اينجا هر کی تعداد قتلاش زياد بشه عکسش روی همه ی مجلات و روزنامه ها چاپ می شه با فيگورهای مختلف ... من موندم اين دو تا قاتلا تا به حال به عمرشون اين همه عکس انداخته بودن که توی اين مدت انداختن ؟!!!!06.gifالان حسابی واسه بچه محلاشون کلاس می ذارن 14.gif...بايدم بزارن آخه عکسشون داره چند برابر عکس سوپر استارای ايران و جهان چاپ می شه و الان زبانزد خاص و عام هستن ... ديگه کسی از گلزار و بهرام رادان حرف نمی زنه ... حتی مجلاتی هم که عکس سوپراستارا روشه کسی نمی خره ... الان فعلاً سوپر استارای ما اين دو تا قاتلان ... 28.gif

اينطور که معلومه هر سال بايد يه بساطی باشه ... يه سال کشتن خانوما مده يه سال بچه ها ... يه سال می فهميم زن دوم محمد خانی زده زن اولشو کشته و بعد همين ادامه پيدا می کنه تا اينکه يه سوژه ی ديگه برای اخبارمون پيدا کنيم ... بعدشم يه اسم دهن پر کن ...اوليش خفاش شب بود16.gif ... حالا همين طور اسامی به ياد ماندنی هر سال اضافه می شه .. مثل ؛ چه می دونم کفتار گوگوری مگوری ...يا کرکس های بی تربيت !!! يا گربه های بد اخلاق ... حالا از همين امروز بشينين واسه قاتلای سالای بعد اسم انتخاب کنين ... کار راحتيه ....می شه اسمشونو گذاشت ....33.gifشغال بی انضباط !!!! .... يا ...25.gifگروه گرگ های شب يا روز ... نه با کلمه ی شب وروز زياد بازی شده بهتره از کلمات ديگه ی فارسی هم نهايت استفاده رو برد ... مثل فلق يا شفق !!!!...يا چه می دونم صبح قبل از ساعت ۱۲ ؟!!! آره می شه گذاشت گرگ های ساعت ۱۱ قبل از ظهر يا روباه دم اذان صبح ؟؟!!!21.gif..البته بعد ها که اسم کم بياريم مجبور می شيم يه ريزه طولانيشون کنيم ديگه ....ولی از الان تا ۱۰ سال ديگه واسه قاتلامون اسم داريم ... پس بهتره بجنبين ... می تونين از همين الان شروع به آدم دزدی يا آدم کشی يا آدم آزاری کنين که حداقل تا يکی دو سال ديگه دستتون پر باشه و تعدادشون ۲ رقمی شده باشه که اين تشريفات شامل حال شما هم بشه ...

پيام بازرگانی به مدت چند وقت ....

ــ (خانوما آقايون پيام بازرگانی ما مدلش فرق داره ) الان می دونين من دلم چه فيلمی می خواد ؟ الان انقده دلم سريال افسانه ی شجاعان می خواد که نگو و نپرس ... 07.gifدلم برا لينخو ... شنگو و معبد شائولين تنگ شده ... من سريال افسانه شجاعان می خوام 17.gif... پس شما چه جور دوستايی هستين آخه ...چطور هر فيلمی رو ۳ يا ۴ بار نشون می دن حالا اين يه دونه رو که من می خوام ببينم نشون نمی دن ديگه ؟17.gif... من افسانه شجاعان می خوام 17.gifهمين الان ....

<شامپو اوه ی تاژ .. خوشمزه !!!!11.gif30.gifّّ>

و اما دوستان :

می بينم که چند تا از گمشده هامون پيدا شدن ... خوشحال کننده بود که بالاخره بعد مدتها شاهين و دانشجوی خفن پيدا شدن 35.gif...اما هنوز از سارا(سايبان عشق) خبری نيست 02.gif...ديگه هر روز آپديت نمی کنه ... يعنی هنوز کاميش خرابه ؟

هستی هم انگاری که رفته توکيو ديگه سراغی از ما نمی گيره ...31.gifپيداشون کنين ديگه ...

راستی دوستی به نام من خودم هستم لطف کرده بود و برای من کامنت يه نمه عجيبی گذاشته بود ... دوست عزيز اگه الانم داری وبلاگ منو می خونی بايد بهت عرض کنم که من اصلاً قصد ندارم دوستامو سرکار بذارم ...بعدشم اگه حرف بيشتری برای گفتن داری همين جا بگو ... دوست دارم از انتقادات و پيشنهادات شما استقبال کنم ...اما دوست عزيز همون طور که شما خودت گقتی که من خودم هستم...منم خودم هستم...متاسفم اگه از نوشته های من خوشت نمياد ...چاره ای نيست چون من هم خودم هستم ... شرمنده که نه تو می تونی من باشی و نه من می تونم تو باشم ... در ضمن دليلی برای اين همه پنهان کاری نبود ... اگه اسمتم می گفتی شايد شناسايی نمی شدی ... منتظر پيام های بعدی شما هستم ....

در مورد رنگ نوشته هام هم عوضش کردم ... اما آقا رامين خيلی هم دلت بخوادا 09.gifرنگش خيلی هم قشنگ بود ... اما چون بقيه هم گفته بودنکه رنگش خيلی کم رنگه عوضش کردم ... فکر نکنی به پيشنهاد تو بوده 04.gif... تازشم ليدا می گه اون رنگ قبليه که تو می گفتی عين گوجه فرنگی می موند از اين يکی بهتر بود ...اما من يه رنگ ديگه گذاشتم که نه حرف تو بشه نه حرف ليدا 09.gif03.gif

راستی پنير من چی شد ؟12.gifچرا خودتونو می زنين به اون راه ؟ همه ی اين قتلا و جنايات از همين پنير دزدی شروع می شه ديگه ... خلاصه اينکه من نمی دونم يا پنير منو صحيح و سالم بهم بر می گردونين با همتونو به دادگاه می کشم ....16.gif

حالا يه سئوال کاملاً تخصصی دارم ... اين قضيه ی عقب جلو کردن ساعت ها چيه ؟ آخه مگه مرض داريم هی عقب جلوش می کنيم ؟ بذاريم راه خودشو بره ديگه 20.gif... چونکه من ديروز خواسم نبود يه ساعت زود رفتم سرکار26.gif... حالا واقعاً چرا جلو می برن ؟

 

/ 29 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يه دوست

سلام ويدا جان.ممنون که ميل دادی.....من حتما فرصت کنم صفحه کامنت را درست ميکنم....اينج هم خيلی قشنگ شده.... تا بعد.....

يه دوست

سلام ويدا جان.ممنون که ميل دادی.....من حتما فرصت کنم صفحه کامنت را درست ميکنم....اينج هم خيلی قشنگ شده.... ادم خیلی به وجد میاد...تا بعدکه بتونم بهت سر بزنم.....

DJ Aligator

سلام ويدا جون خيلی وب باحالی داری دستت درد نکنه به من هم يه سر بزن

Ramin

سلام ويدا... خوبی؟ (احوالپزسی نميخواد که الن داشتيم با هم چت ميکرديم) ... از اينکه اينقده حرف گوش کنی و به حرف ما توجه داری ممنون... اين رنگ از اون اوليه خيلی بهتره... ولی آبی بود عالی ميشد... ديگه اينکه اون قسمت ((يادمان باشد...) بعدش با رنگ کرم اصلا معلوم نميشد... چشام در اومد تا خوندمش... البته دست و پا شکسته... فقط اينو بگم که يه غلط املايی داشتی اونم اقده بود... عقده رو اينجوری مينويسن .... (از معايب زياد رو دادنه که اجازه ميدی انتقاد کنن)...حالا در مورد متنت .موضوع خوبيه .. تو اين مملکت کی به اين حرفها گوش ميده. وقتی بايد واسه کمربند بستن تو ماشين که واسه حفظ جون خودشونه اما گوش نميکنن تا اونجا که مجبور به جريمه کردن ميشن مطمئن باش فردا پس فردا به زور اسلحه ميگن از خط عابر پياده رد شين... حلا ببين کی گفتم... ديگه اينکه مشهور شدن به اين روشا درسته اسونه و زياد خرجی نداره اما مقطعيه... فردا يکی ديگه رو دستت بلند ميشه و تو هم ميری به خاطره ها... ولی يه جورايی دارم وسوسه ميشم.. شايد منم همين روزا معروف شم...پس فعلا بای

habib

سلام . مرسی از حضور گل و بلبل و سنبلت . خيلی فاز داد پر چونگيات . اما من نمی تونم فعلا پر چونگی کنم . یه جوری گم و گور شدم خودم هم نمی تونم خودم و گیر بیارم . ام تو این نا کجا آباد هم تونستم ردپائی از این شبکه جهانی پیدا کنم و این چند خط رو بنویسم . اومدم اینجا دنبال یک اتوپیا یا همن آرمانشهر . ولی فکر کنم اشتباه آدرس دادن بهم . اينجا هم آسمونش همون رنگه . تا اولين برف زمستونی که بر ميگردم . هميشه مخت آزاد باشه. به قول آقا محسن دربندی تو فيلم اعتراض( مسعود کيميائی) ازاد ميشه از اين چهار ديواری که همه دنيا چهار ديواريه .... اگه ربطش و فهميدی به خودم هم بگو .

a-sun

اينقد کرم .. کرم کردی آخر سر هر چی بود ريختم بيرون

Lord Of Darkness

درود... تشکر از اينکه به من سر زدين ... يه چيزی ... الان که اين مطلبت رو خوندم اتاق داره دور سرم ميچرخهD: آخه اينا چی بود ... انصافم چيز خوبيه يکم رعايت ما بيچاره ها رو بکنD: .... خوب حالا جدا از شوخی موفق باشی و به همه آرزوهات برسی ... بدرود.

hadi

سلام دوست عزيز.خسته نباشی.ببخشيد که من دير به دير ميام به وبلاگ زيبا و نوشته های زيباتر شما سر ميزنم.آخه يه ذره اوضاعم هردمبيله.شما ولی منو شرمنده ميکنيد و منو فراموش نميکنيد.از حسن نظرتون نسبت به من حقير خيلی خيلی ممنون.اميدوارم بتونم محبتهاتون را جبران کنم.موفق باشيد

ahoura

جای بسی خوشحالی است که در میان انبوه جوانهای چشم و گوش بسته جوانهایی مثل تو ویدای عزیز هنوز هستند که حواسشان جمع است . درود بر تو

S.I.A

من يه سرمايه دار آمريکاييم ميخوام ۱۰۰ ميليون دلار برای کمک به وبلاگتون واريز کنم.برام بفرستين شماره کمرتون رو,ا ببخشيد,شماره حساب بانکيتون رو.