ساندويچ صدادار

12.gifمن ديگه تحمل ندارم می زنم اين پرشين بلاگ لعنت شده رو نصف می کنمااااااااااا ... نيم ساعت نشستم نوشتم کجا رفت يهويی 17.gif من می دونستم اينا همش زير سر اين مزاحمه 12.gif ...  من الان اعصاب ندارم من ديگه می خوام استعفا بدم ديگه نمی نويسم ( عين افشين که افه گذاشته که من ديگه نمی خونم 04.gif فکر کرده حالا می ريم التماسش می کنيم بخونه ... اما شما يه کم ناز منو بکشيد که دلم خوش باشه ها ... )

خلاصه اينکه موضوع اين بود که همه ی اون دری بری هايی که می خواستم اين سری بگم رو همين يه ساعت پيش که به فکر اپديت کردن افتادم از يادم رفت34.gif ... همشم تقصير اين مزاحمه که ما رو فرار مغزها داده ... من نمی دونم اين بشر چه حسادتی داره يا از جون ما مايه می ذاره يا برای مثال ما رو فرار مغزها می ده تو وبلاگش ... اونوقت الان که اومدم آپديت کنم چيزی به ذهنم نمی رسه که بخوام بگم چون مغزم به گفته ی اين مزاحمه فرار مغزها شده و الان نمی شه کاريش کرد ... آقا من حاليم نيست من الان هم اعصاب ندارم هم اينکه می خوام آپديت کنم ... هم اينکه شاکيم ...آی مخفی يه چی به اين مزاحمه بگوا ..جديداً همه چی رو رو من مثال می زنه تو وبلاگش 04.gif ( حالا حال می ده دو نفر رو به جون هم بندازی ... 16.gif خنده ی شيطانی از خودم در کنم ....ها ها ها ...)

خب بياين چند تا جوک بشنوين فعلاً تا من دوپينگ کنم بيام ببينم چی به اين مغز فرار کردمون می رسه که بگيم .... فقط قول بدين که بخندين با صدای بلند بخندين که منم بشنوم يه کمی حالم جا بياد ...

ــ ترکه می ره نماز جمعه جو می گيرتش موج مکزيکی می ره 04.gif

ــ يه يارو می ره پيش قاضی شکايت می کنه از يه نفر می گه : اين به من می گه گه نخور ... قاضی می گه : غلط کرده تو کارتو بکن 18.gif

(شرمنده اخلاق ورزشيتون ها نريد بگين ويدا بی ادب شده ها جوکه ... محض خالی نبودن عريضه )

ــ ترکه زنش گم می شه می ره کلانتری اطلاع می ده .افسر نگهبان ازش می پرسه : مشخصات خانومتون چيه ؟

ترکه می گه : مشخصای يعنی چی ديگه ؟

افسره می گه : مثلاً خانوم من قدبلنده موهاش بوره چشماش آبی روشنه...

ترکه می گه :آهان خوبه همينو بده 18.gif

راستی بی احترامی به ترکا نباشه ها اينا همش محض خالی نبودن عريضستا تور و خدا ناراحت نشن اونايی که ترکن ...

ــ و در مملکتی که « لاک پشت ها پرواز می کنن » و « ماهی ها عاشق می شوند »‌ ، « ميمون ها نيز رئيس جمهور می شوند » 18.gif

خاک وچوک باز من سياسی شدم ..جوک ديگه بسه ديگه..با تشکر از آريای عزيز که اين جوکای بی مزه رو در اختبار ما گذاشت که ولاگمونو الکی پر کنيم 09.gif

خب بحث امروز مرور کوتاهی بر فيلم های هنديه ... چون الان موضوع ديگه ای به ذهنم نمی رسه که دربارش بحث کنم و بهش گير بدم پس همين رو می چسبيم و خدا رو شکر می کنيم که اين فيلم هندی وجود داره که ما وقتی کم مياريم بهش گير بديم ...

فيلم هندی چيست ؟ و به چه درد می خورد ؟

فيلمای هندی به طور خلاصه وار همشون داستانشون اينه :

دختره و پسره عاشق هم می شن يه ذره می رقصن خانواده هاشون مخالفت می کنن يه ذره می رقصن دختره گريه ميکنه پسره آواز می خونه ..بعد بارون مياد دختره از پنجره بيرونو نگاه می کنه ... تو مرا زندگانی !!! 07.gifو بعد اينيکی از راه می رسه و مشخص می شه که اينيکی اون يکی رو دوس داره و اين وسط اون يکی يکی ديگه رو دوست داره و پدر دختره پولداره بعد اين دو تا می شن رقيب. اون يکی می شينه اين دو تا دعوا می کنن يکی اسلحه بر می داره اون اينو می زنه بعد باز يه ذره می رقصن و در آخر اين می زنه اونو می کشه دختره با پسره ازدواج می کنه و قصه به خوبی و خوشی تموم می شه !!!35.gif

مواد لازم برای اين فيلم ها : درخت - بارون (که از اصلی ترين عناصر هستن و نبودشون مايه ی ننگ جامعست ) - تعدادی انسان بيکار برای قر دادن در آهنگها ...مقداری کتک خور و يک عدد هيرو ( که همون قهرمان داستانه معمولاً يا از خاندان خان هاست يا کاپورها )

حالا صحنه های کتک کاريشم دقت کنين يارو هنوز نزده کتک خوره ميفته اونور ... اصلاً بريد تو نخ کتک خورا اصلاً از قبل آمادگی کتک خوردن رو دارن يه مشت می خورن ۲۰ تا پشتک می زنن و ۳۰۰ متر اونورتر ميفتن ... صدای مشتاشونم که الحمدلله انقدر بلند و اکشنه که آرنولدم توش می مونه .... 

من موندم اين داستان های دری وری رو از کجا ميارن ... سه ساعت فيلم بی سر و ته می سازن آخرشم دختره به پسره می رسه ... ای بابا يه بار داستان رو عوض کنين پسره به دختره برسه بلکه يه کم تحولی ايجاد بشه !

هی يه لحظه صبر کنين ببينم !! پروف از اينا ورودی گرفتی ؟ اينا بليط دارن اومدن اينجا دارن فيلم نيگا می کنن ؟ بليط برای افراد بزرگسال ۷۰۰ تومن چونه  هم نزنين ... 13.gif

حالا از اين مسائل گذشته فيلم هندی ديدن يعنی وقت تلف کردن البته به درد خنديدن می خوره از سر بيکاری آدم بشينه فيلم هندی ببينه خيلی حال می ده  .. اتفاقاً جاتون خالی چند وقت پيش به طور اتفاقی يه فيلم هندی ديدم که کلی خنديدم سرش ... شما هم هر وقت دلتون گرفت بشينين فيلم هندی ببينين ... بعد بياين برا منم تعريف کنين برم ببينم روحيم عوض شه ...

بحث اين سری رو نمی خوام زياد درازا بدم چون بايد برم دنبال مغزم که فرار کرده بلکه از هفته ی ديگه بتونم براتون عين قبل چرت و پرتای رديف بنويسم ... پس اين بحث رو همين جا درز می گيريم و ميريم سراغ

دوستان :

آقا احسان شما سری قبل اول شده بودين و برنده ی يک دستگاه ... شما می تونين بريد جايزتونو از بچه مخفی بگيريد خودش می دونه چه دستگاهی بهتون بده ... در ضمن اين که يه فرشته بود کی بود بالاخره ؟ من که شکراًلله يه قسمتشم نديدم ... تازه نذاشتن ما تمرکز کنيم که اين ثريا همه ی  تمرکز منو به هم زد باختيم ديگه ... 02.gif09.gif

گاگ عزيز عوض اينکه بری توی وبلاگ مردم و ازشون غلط ديکته ای بگيری به خاطر بسپار که در کامنتدونی پرشين بلاگ http نياز نمی باشد 04.gif بعدشم من قول می دم که تو رو تو انباری قايمت کنم نذارمت جلو ويترين پشت ويترينم نمی ذارمت چون اونطوری مشتری از دست می ديم 09.gif

Iranian Idiot ... الان ای که شما گفتی يعنی چه ؟!!! راستی توی ديار ما ديوونه ها هيچی قباحت نداره 03.gifما هم که الان همينطوريش تو تقويم خودمون گيريم نمی دونيم که ماه رمضون بالاخره تو تابستونه يا زمستون !!! راستی جيگر منم راک گوش می دم از نوع American Idiot 03.gif راستی من توی تايتلام هر چی دقت کردم غير ازknocking on heaven's door بقيش همش پاپ بود ... 05.gif

ثريا جوون چطوری جيگر ؟ 04.gif ( اه اين جيگر هم بد اصطلاحی شده ها ) حقيقتش اينه که من الان نمی خوام اينجا بيام شفاف سازی کنم و گزارش بدم که پشت سر کی چی گفتين 09.gif اما برای اينکه شما بعداً از اين سکوت من توی وبلاگت استفاده نکنی ميام می گم که آقايون خانوما من پيتزای ثريا رو دادما 04.gif

ايناهاش اينم عکسشه :

اينيکی هم اون شومپت خورد ظرفش رو نشست 04.gif

راستی يه دونه از همين پيتزا ها هم فرستاديم برای مزاحم چون جديداً علاقش به پيتزا زياد شده ... خدايی چه پيتزاييه ها ... 32.gif

آقا راستی ثريا چی شد قرار بود قالب وبلاگ رديف کنی که باز تو يادت رفت ؟ راستی شماها الان سالمين ؟ ببين اون غذا رو يادته مزه ی صابون می داد من می گم همش يا زير سر اين مزاحمست يا اينکه گردن بچه مخفيه ..آخه من امروز اومدم شيرينی بخورم ( پر خامه و شکلات 32.gif) ... الهی ذليل شه بوی پيف پاف می داد 26.gif17.gif

من که می دونم همش نقشه ی اين مزاحمست اين مخفی هم باهاش همدسته ... اينا همش نشانه ی حسادته 04.gif اينا چش ندارن منو ببينن می خوان من رو از سر راهشون بر دارن من می دونم ... خلاصه کار هر کی بوده بايد عرض کنم که من بلافاصله اون شيرينی رو نخوردم بايد از يه شگرد ديگه برای مسموم کردن من استفاده کنين 13.gif 

پروف خان نذار حقوق اين ماهت روهم ندما ... حواست باشه ها بار آخرت باشه اومدی اينجا هور هور می کنيا سری بعد کار ميکنم که جای هور هور قور قور کنيا ( چه حالی کردم با اين تحديد(تهديد)م 13.gif) ببين من اصلاً با بانک ملت موافق نيستم اما تو حساب کتابا رو انجام بده بفرست به حساب سپهر من ... ببين من چک می کنما يه قرونش هم کم باشه تبديلت می کنم به پيتزا ها ( می دمت اين مزاحمه بخوره پيتزا دوست داره .... )‌ ..خلاصه از ما گفتن بود ...

علی مزاحم خوبی پسر ؟04.gif ببين من الان ازت يه سئوال دارم : رمز موفقيت تو چيه ؟ چطوريه که يهو کامنتات سر به فلک می کشه از ۷ تا می رسه به ۷۷ تا ؟ ترکونديا !!!04.gif09.gif

غزال جان اگه می دونستم دعات اينطوری می گيره خودم زودتر دست به دامنت می شدم 09.gif... حالا بگذريم يه سئوال الان اينجا برای غزال عزيز پيش اومده بود که مگه فاصله ی قم تا تهران چقدره ؟ کی می دونه ؟ مخفی تو می دونی ؟ مزاحم تو چی‌ ؟ کی می دونه  اونوقت ؟

موشموشک جان الان اين مساله ای که شما گفتين که عراق اينوره عيده پاکستان هم انوره عيده بر می گرده به يه سری جريانات . جريان عزيزيه که بچه ی وسطش به دنيا نيومده هنوز اما بچه ی آخرش ۷ سالشه !!! 04.gif الان تو فهميدی چی شد ديگه ؟

کتونی جان داشتيم ؟ 28.gif تو ديگه چرا ؟ تو که از خودمونی که (پرسپوليس رو می گم ) ... حيف اين همه کيک و کادويی که برای تولدت آوردم ... اينا برای اينکه زيرش هم نزنی عکسم از کيکی که خريدم گرفتم اينجا گذاشتم ... اين بشر يه تولد گرفته ۲۰۰ نفر رو دعوت کرده اونوقت يه کيک نيم کيلويی گذاشته اونجا هر کيم نزديک کيک می شد با خط کش می زد رو دستش ... منم يه حرکت انسان دوستانه انجام دادم برای شادی روح حضار تولد اين کيک رو خريدم .... (ببين الان ديگه بد فرم گير افتادی يا بايد کيک به ما بدی يا کيکت ميکنم 04.gif) ببين پروف برو از اين کتونيه پول اين کيکه رو بگير ... 09.gif

 

اين وبلاگ منم که داره می شه رستوران ديگه ... بچه ها بسقاباتونو بيارين براتون غذا بريزيم 04.gif

ليدا اين گاگ که غذا بلد نيست درست کنه که .. اما تقسيم کارت خيلی عالی بود . من می گم منم که وقت ندارم به بچه ها پيتزا بدم اينکار رو هم بديم گاگ انجام بده ...

راستی ثريا کوتاه نيايا از اين گاگ حتماً پيتزا رو بگير ... ( وقتی می ريد برای مردم کامنت می ذارين هی پيتزا پيتزا ميکنين بايد فکر اينجاشم باشيد 04.gif)

من الان فهميدم چرا اين مزاحمه يه مدت نمی تونسته آپديت کنه .. بس ما از پيتزا توی کامنتاش گفته بوديم بيچاره فکر کنم راهی بيمارستان شده بود !!( خدا به دور )

راستی ليدا، پروف اينجانقش مهم تری داره نمی تونه ظرفا رو بشوره ... پروف بايد آخر مجلس بره دم در واسته و از بچه هايی که اومدن خروجی بگيره . ( تز جديده ديگه هم ورودی داريم هم خروجی )05.gif

ببين پروف حساب کتاب تعدا بچه ها که دستت هست که ... نفر ۲ی تومن برای اجازه ی خروج ازشون بگير.. بليط بچه های زير ۷ سال ( مثلاً بچه مخفی 04.gif - خدايی ديوار کوتاه تر از اين بنده خدا گير نياوردما  ) هم نصف قيمته ....

ورودی هم که آريا می گيره... آريا بنزين گرون شده ورودی رو بکن ۴ تومن ... حتماً هم بايد ۲ تا دو هزار تومنی باشه ها ...

رامين جان اين روز دانش آموز چه ۱۱ آبان باشه چه ۱۳ آبان که فرقی نمی کنه در هر دو حال فقط وقت دانش آموزا يه ساعت توی حياط مدرسه هدر می شه که چی بعد از دری وری هايی که بعنوان مراسم می تپونن تو پاچشون بهشون بعنوان دانش آموز بودن يه مداد بدن ...  حالا چه بهتر که عيد فطر و روز دانش آموز با هم يه روز بيفته که دو تا مراسم رو يه ساعته حل و فصل کنن مردم برن به کارشون برسن و بيش از اين وقتشون تلف نشه .. البته هر چند برا من در هر دو حال فرقی نمی کنه چون من مدرسههم که می رفتم اين مراسم رو دو در می زدم ...

در رابطه با خالی گذاشتن روز عيد فطر توی تقويم منو ياد يه خاطره می ندازه ...داداش من داشت برای يه انسان خرمذهب گير تقويم می زد ... بعد هر سری که طرف ميومد کار رو چک کنه گير می داد که اين خز يه ميل بياد پايين فونت يه کم ک.چيکه نه بزرگه الان اين بايد يه ميليمتر کوچيک شه و خلاصه گيرای الکی ...آقا به هر طريقی شده کارش رفت برای چاپ ..اما بعدش ديديم که اين کاری که ۱۰۰۰ بار چک شده بود ۲ تا ايراد خيلی ناز داشت 18.gif

۱ - روز عاشورا شده بود روز شورا ... و ۱۲ خرداد به مناسبت عاشورا که بايد دو ماه قبلش می بود تعطيل شده بود .. يعنی در واقع تاسوعاش يه ماه ديگه بود عاشوراش دو ماه بعدش 18.gif

۲ - رحلت امام هم نداشت توش 18.gif

آی خنديديم به ريش يارو..نمونه ی چاپ شدشم داريم ۵-۶ تايی اينجا بود تقديم کرديم به دوست و آشنا و فاميل 04.gif البته تقويم سال ۸۳ بود ...

بچه مخفی من دارم معروف می شم ؟ 20.gifنذار اينجا بگم که تو واسه معروف شدنت از چه شگردهايی استفاده کرديا ... نذار اينجا آبروت رو ببرما 13.gif 

البته اينجا جا داره از مخفی عزيز و وبلاگ در پيتش تشکرکنم که باعث شد من روش آزمايشات علمی فرهنگی رايانه ای انجام بدم و قالب وبلاگ در کنم از خودم .

ببين من نمی دونم تو چرا توی کامنتدونی من فضولی می کنی فقط می تونم بهت بگم که اصلاً اين کامنتدونی قابل شما رو نداره برو توش بگرد خونه ی خودتونه فقط لطف کن داری می ری دو تا بزن پس کله ی اين مزاحم که انقدر ايجاد مزاحمت نکنه يه دونه هم بزن تو سر اون گاگ ... دمت گرم فقط لطف کن محکم بزن که صداش هم بياد من خستگی از تنم در بره 04.gif ..12.gifهوی پسره ی فوضول چش چرون چرا کامنتای دخترا رو می خونی برو کامنتای پسرا رو بخون 04.gif

ببين مثبت جان مرسی که ما روهم قاطی آدم حسابيا کردی 04.gif ببين تا تو دست توی قالب وبلاگت نبری منم ستاره های سرهنگيتو بهت نمی دم ... ببين بعدشم من واسه وبلاگم يه سرهنگ هم می خوام اما تا اونجايی که يادمه تو که آخوند بودی و سئوال شرعی جواب می دادی..ببين درهر حال الان سئوالی که اينجا پيش اومده اينه که سرهنگ کارش چيه ؟

اوهووووووووووووی علی خفن 12.gifببين اين پسورد چی شد پس ؟ من ديگه دارم شاکی می شما .. تا فردا صبح ساعت ۱۰ بايد پسورد روی ميز من باشه اگر نه پسوردت می کنم تازه تک تک موهای سرت هم می کنم ... با همين دستام 12.gifخلاصه گفته باشما نگی نگفتی..يه ساعت نشستم دانلود کردم آخرش پسورد ميخواست حسابی خستگی تو تنم موند ... من پسوردمی خوام بدو ...

راستی بچه ها ازتون می خوام که منو توی يه کلمه توصيف کنين ... يادتون نره ها ... اگه خواستين با اون يه کلمه جمله هم بسازين که جمله سازيتون خوب شه 09.gif

پس يادتون نره ها فقط يه کلمه ... تا بعد ...

/ 40 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zarinaz

ای فيلم هندی که گفتی ای يعنی چی؟

وحيد

خيلی باحالی به مولا...لذت بردم بس که اين پيتزاهارو ديدم فعلا

·´¯`·-» QuieTNeSs «-·´¯`·

سخت ابتدا:::‌تو کی از آخر شروع ميکردی؟!!‌ خوب جونم يه بک اپ بگير که نپره!از اين جوک موکا ننويس!!‌بی نمک ميشی٬...!‌بينم اين پيزاا ها کدومش واسه منه؟هااان؟؟؟ فيلم هنديم خوب اومدی!‌ من که پايه نيسم !راسی امرور آرتی ال يه فيلم ميده ساعت ۱۰ ترسناک تخيليه !

Farshad

سلام ... مرسي از نظرت .. آره پي بي خز شده ... بلاگفا خيلي سر تره ... خداست يه جورايي... بازم مرسي... بازم آپم

مجید

>سلام// وبلاگت پر خواننده است ولی متنهات پر از غلط املاييه و دليلش هم اينه که هم هر پستت مطالبش زياده و هم معلومه هول هولکی اونو تایپ ميکنی و هم اينکه غلطهاتو اصلاح نميکنی// نميدونم از توهينهايی که به حسين فهميده کردی تو وجدانت چی گذشت ولی من جيگرم سوخت //هر چرت و پرتی که داری الان مينويسی و پشت ميزت راحت لم دادی و با هر کس و ناکسی چت ميکنی و اينا همه از صدقه سر اون و بقيه جوونائيه که خونشونو دادن تا امثال تو متاسفانه بزرگ شين و اينجوری مزد زحماتشونو بدين//معلومه داغ ديده و شهيد داده نيستی ولی از روی اون پدر و مادری که چن تا بچه شونو دادن خجالت بکش//خيلی برات متاسفم و ناراحتم که اينجوری برات کامنت گذاشتم........وبلاگ من هم سر بزن...يا علی///////

ثريا

خب فقط توی يک کلمه توصيفت کنم ؟ ... هاااا اي کلمه که گفتی چی هست حالا ؟! مرسی از پيتزای خوشمزه ای که دادی ! اون چیپس و پنيرش که يه خورده مزه صابون ميداد (اينو گفتم بدونن چیپس و پنير هم خورديم ) تازه ۲ تا هم ميلک شيک خورديم ! اون گاگ قراره با طعم شامپوشو بده ! يالا گاگ ما شکممونو شامپو زديم پيتزا رو بده بياد. از قالب وبلاگ کی سوال کردی ؟ اين قالب وبلاگ که گفتی اصلا يعنی چه ؟ قالب کيه ؟ من کيم ؟ اينجا کجاست ؟ فيلم هندی رو خوب اومدی. من پشت سر کی چی گفتم ؟ کی من ؟؟؟ من ؟؟؟؟

ثريا

پروف جان شما هم به من حسودی نکن ! يه پيتزا که ديگه ارزش نداره دو تا همکار با هم رقيب بشن !

لاکی لوک

گارسون .... یه پیتزا لطفا !! مخلوط باشه ... با نوشابه ! راستی گفته بودی هم یه نظری یک کلمه ای بدیم ولی کلمه ای گیر نیووردم ... شاید اختراع نشده باشه هنوز !! با اینکه سرت شلوغه خوشحال میشم یه سری بهم بزنی ولی بعید میدونم با این شلوغی سرت وقت کنی !! ولی سعی کن بیایی چون شاید من زنده نباشم که .... از : پسر عمو لاکی

VAMP

سلام .من اپم.به همه کسایی که حرف خاصی دفعه قبل تو قسمت نظرات گفته بود جواب داده شده .بهم سر بزنين نظرم يادتون نره.سبز باشين.