نمايش يه زندگيه روتين ...

يکی از مرايايی که آدم مدت طويلی يه جا مستقر باشه همينه : اينکه يکی از دوستای بسيار بسيار قديميتون پس از مدت ۲ سال بهت زنگ بزنه ...که اين اتفاق همين الان پيش پای شما افتاد و باعث شد که من موضوع متنم رو عوض کنم .باورتون نمی شه انقدر خوشحال شدم که ... آخه خودمم باورم نمی شد که ... (وای بچه ها الان با زيادی مطلب مواجهم و نمی دونم که کدومو کجا بنويسم 34.gif) از طرفی قرار بود گزارش بازی فينال رو بنويسم ، از طرفی هم گزارش جشن تيرگان ...و اين وسط اتفاقات ديگه ای هم افتاده که بخوام بگم اما به دليل کم بودن وقت نمی شه ديگه ...و من حالا موندم که کدوما رو بگم 02.gif آخه از هيچکدومشم نمی تونم بگذرم که ....

خب چيزی که مشخصه گزارش جشن تيرگان توی وبلاگ ۲۰۶ نوشته می شه ... حتماً بريد بخونين ....اخه می دونم اکثرتون نمی دونين که مناسبت اين جشن چيه ...03.gifمی مونه گزارش فوتی که اونم يه جايی براش پيدا کنم ديگه ... ( ببينم تو وبلاگ کی می تونم به زور جاش بدم ... يا وبلاگ ليدا يا رامين ديگه 33.gif)...حالا يه کاريش می کنم ....بگذريم...يه مقداری تحول توی اين وبلاگم ايجاد کردم که از حالت يکنواختی در آد 05.gifآخه خودمم احساس می کنم که توی اين دو سه روزه يه نمه زندگيم از يکنواختی در اومده ... ديشب به نظرم خيلی طولانی اومد به طوری که صبح که پا شدم فکر کردم جمعست 11.gif...شايد زندگی از نظر شما اصلاً يکنواخت نباشه اما هست... حالا زندگی يکنواخت يه دختر ۱۸ ساله رو ببينين چه جوريه :

صبح از خواب پا می شه می ره سرکار ...اونجا می شينه اول يه آهنگ می ذاره و شروع می کنه به انجام دادن کارای روزانش ...کارش تموم می شه موقع رفتن به خونست ... البته اگه کلاس نداشته باشه ... روزايی که کلاس داره بايد بره کلاس ...خب می ره ۲ ساعت سر کلاس می شينه ۴ تا کلمه ياد می گيره ...اواخرش می گه: وای چقدر خستم !!!! و خسته و کوفته بر می گرده خونه ...اول از همه می ره سراغ TV . روشنش می کنه ... نه بابا حال نمی ده چيز بدرد بخوری نداره ...34.gifخب خيلی سعی می کنه طرف کامی نره اما بالاخره می ره ...يه ذره باهاش کار کنه ...يه ريزه آهنگ گوش می ده ... نه ... حوصلم سر رفت ...31.gifبهتره برم اينترنت ببينم دنيا دست کيه01.gif... خب اينجوريه که آدم دائم الآنلاين می شه ها 09.gif... نهايتش زنگ می زنه با مريم يا سارا(البته سايد به افراد ديگه ای هم زنگ بزنه اما اين دو نفر جزء تماس های روتينه 04.gif )اگه اون به مريم زنگ نزنه مريم حتماً زنگ می زنه ... سلام خوبی؟ مرسی خوبم تو چطوری؟ منم خوبم ...چه خبر ؟ خبری نيست .... و اين مکالمه ادامه داره ...خب کاری نداری ؟ نه ممنون ... و مکالمه تموم می شه ...گوشی رو می ذاره ...ساعت چنده؟ ای بابا چه دير می گذره ( و بعضی روزا چه زود 21.gif ) ديگه چی به ذهنتون می رسه ؟ نهايتاً يه مابين اينا می ره مثلاً يه روز خريد ... اما توی اين گرما کی حالشو داره 24.gifنهايتاً خواب از همش بهتره ... وای که من چقدر از خواب بدم مياد ... (اينو جدی گفتم ... خواب تنها واقعه ی خوشاينديه که من ازش خوشم نمياد )...واسه همينه اگه يه روز دوست قديميش بهش زنگ می زنه انقدر خوشحال 07.gifمی شه ...

يکی از تحولات امروز اين بود که من سرم پس از مدتها به شدت درد گرفت و شايدم اين يه نشونه ی خوبيه که از اون حالت خل چلی در بيام 03.gif(محاله ... 13.gif)

می دونين چيه ؟ هميشه منتظر يه اتفاق خارق العادم ...می دونم که اين ديوونگيه اما روزی که زلزله اومد خيلی برام جالب اومد برعکس همه که ازش فرار کردن من بازم منتظرش بودم ... دوست دارم يهو يه اتفاقی بيفته که من شکه شم ..البته ترجيحاً خوب باشه مثلاً يکی يهو يه پول کلونی بهم بده32.gif...يا يه آدم پولدار منو وارث خودش معرفی کنه14.gif و بچه هاش صبح ظهر شب دنبالم باشن و من از دستشون فرار کنم 16.gifوای که چه باحال می شه 35.gif

خب دوستان عزيز زياد وقتتونو نمی گيرم ..ممنون که به ابرا تير نزدين اگه هم زدين  باز دستتون درد نکنه ...بايد تشکر کنم که باعث بارش بارون شدين ...منم يه باز با تيرکمون به طرف ابر تير زدم ، البته تيرم خطا رفت و خورد به يه ابر ديگه 02.gif اونم از اون بابلا شوت شد افتاد پايين ... ديگه هيچوقت با تيرکمون تيری نخواهم زد 17.gif

سئوال : چه حادثه يا خبری ميتونه شما رو خيلی خيلی شکه کنه ... يعنی کلاً دوست دارين که چه اتفاق جالبی که تا حالا تو زندگيتون نيفتاده براتون بيفته ؟

پس از اينکه مدتها درباره ی خانواده ی شجاع ها صحبت کرديم همچين سئوالی هم چين بدک نيست03.gifموفق باشين بای بای

/ 56 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehrave

سلام...جالب ناز و با مزه بود....موفق باشی...

eshgh

عشق مخصوص تماشاست اگر بگذارند و تماشای وبلاگ تو زيباست اگر بگذارن سلام وبلاگ زيبايی داری من وبلاگمو دوباره ساختم مطالب گذشته پاک شد ممنون می شم بهم سر بزنيد

eshgh

عشق مخصوص تماشاست اگر بگذارند و تماشای وبلاگ تو زيباست اگر بگذارن سلام وبلاگ زيبايی داری من وبلاگمو دوباره ساختم مطالب گذشته پاک شد ممنون می شم بهم سر بزنيد

eshgh

اگر مايل بوديدتبادل لينک کنيم

نگین

سلام...شاد و سرشار از زندگی هستی..هميشه خوش باشی

کیوان

گفتم شاید اول شم ولی آخرم نشدم ((: ...... حیف .... جواب مسابقه : خوب البته ازدواج تو منو به شخصه شوکه می کنه :)

Ramin

اي تو ابريشم / تو اي مخمل تبار اي تو بيمرز / اي تو شهر بي حصار اي دهان تو پر از عطر غزل اي زلال خانگي بر من ببار سرخي من از تو اي آتشفشان اي غزل رنگينكمان ماندگار لحظه هايم را ببر تا پشت خواب اي تو تكرار من اي آئينه دار با تو بايد سايه را پيدا كنم در تو بايد گم شوم ديوانه وار تشنه بايد بود و از دريا گذشت با تو ام اي حسرت هر شوره زار اي تو جادوي شب ميلاد عشق سبز سبزم كن در آغوش بهار ناز من چيزي بگو حرفي بزن اي تو تعريف من و تعريف يار اي قديمي مثل يك آهنگ دور مثل لالايي پر از خواب ديار باتو بايد سايه را پيدا كنم در تو بايد گم شوم ديوانه وار تشنه بايد بود و از دريا گذشت با تو ام اي حسرت هر شوره زار جوشش عشق مرا در خود ببين اي دو چشمت انفجار چشمه سار با تو ام اي خوب خوب خوب من خسته ام از انتظار و انتظار اي زلال خانگي بر من ببار......................به روایت شهیار قنبری... با صدای منصور

Ramin

baba bi marefat maloome kojayi? hich khabari azat nist?????/ kojayi tu?

Ramin

سلام ويدا... ميگم حالا ما بی معرفت... تو چرا خبری ازت نيست.... من مدتی با مسنجر نبودم... يعنی نميشد باشم ... وبلاگتم که فکر کنم چند وقت پيش اپ کرده باشی نه الان اخه مطالبت به نظرم اشنا می اومد( جل الخالق... يعنی قبل اينکه تو بنويسی من اونو خوندم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) ...... به هر حال از ما معذرت.... راستی اون چی بود ميخواستی بگی؟ اگه خصوصی تو کامنتا نگيا.. واسمون حرف در ميارن... برام افلاين بذار.. راستی امروز عصر هم احتمالا انلاينم... خواستی بيا... منتظرم